<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>... و خدا مهربان است </title>
<link>http://tazarv313.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 09:42:15 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>جنبش یمانی</title>
<link>http://tazarv313.blogfa.com/post-324.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://islamenab.ir/image.php?image_id=965&amp;view=standard&quot; width=363 height=271&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;برای دیدن آخریت تصاویر از جنایات وهابیون بر علیه شیعیان یمن و ارسال آن به سایتهای خبری دنیا &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://islamenab.ir/index.php?action=show_news&amp;news_id=1098&quot; target=_blank&gt;اینجا رو کلیک کنید&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 09:42:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tazarv313&amp;postid=324</comments>
<dc:creator>tazarv313</dc:creator>
<guid>http://tazarv313.blogfa.com/post-324.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هولوکاست شيعي در یمن</title>
<link>http://tazarv313.blogfa.com/post-323.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;صعده در گير و داد  فاجعه انساني قرار دارد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://salam-shia.com/images/stories/news/AT/titr/al_souod.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img3.tinypic.info/files/bejwkjn6kdqgynn6wlzy.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(51,51,255); FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;به اتش کشيدن 25 شيعه يمني در زندانهاي عربستان سعودي  &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(51,51,255); FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(51,51,255); FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;دولت عربستان 25 نفر از آنها را در منطقه &quot;خميس مشيط &quot; در سطل‌هاي زباله انداخته و پس از ريختن سوخت بر روي آنها به آتش کشيده شدند مدارک اين جنايت توسط سازمان‌هاي مدافع حقوق بشر به صورت مستند موجود است.&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 191px; HEIGHT: 226px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.3noqte.com/main/images/stories/ali/vahhabi.jpg&quot; width=247 height=223&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.shia-online.ir/images/apctrs1291.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#3366ff&gt;دو هواپيماي جنگنده ارتش سعودي از نوع سوخوي روسي بيمارستاني را در &quot;استان جازان&quot; در نزديکي منطقه مرزي با عربستان سعودي بمباران کردند که اين اقدام منجر به شهادت و زخمي شدن تعدادي از شيعيان شده و خانه هاي زيادي نيز ويران گرديد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://shia-online.ir/images/img10-19-2009-16238IMB5CUUYMV.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(51,51,255)&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در همين راستا يک منبع آگاه يمني پس از اعلام اين خبر به خبرنگار &quot;شيعه آنلاين&quot; گفت: جنگنده هاي ارتش عربستان سعودي با حمله به بازار &quot;حسامه&quot; در نزديکي مرز عربستان با يمن و تيرباران کردن آن،بيش از 50 زن، کودک و پيرزن و پيرمرد بي گناه را به شهادت رساندند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(51,51,255)&quot;&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://shia-online.ir/images/img10-19-2009-162421NKJCICE68G.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=Arial&gt;آ&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3 face=Arial&gt;&lt;STRONG&gt;يا اين سکوت بشريت نيست که ظالمان را به کارهاي زشت و وحشايه نه خود راغب تر مي کند؟آيا هنوز کسي گرماي اتش زير خاکستر را حس نکرده است ؟سر منشع اين همه قتل عام کيست؟اينگونه برداشت مي شود که عربستان از ترس ايجاد اتحاد شيعيان به اينگونه اعمال غير انساني دست مي زند تا مانند اربابن خود چنگ و دنداني نشان دهد.آيا دشمن درست هدفي را انتخاب کرده است يمن کجاست که اين همه براي وهابيون نقطه مخاصمه مهمي است؟؟.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;گوشه اي از تاريخچه اين سر زمين&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;سرزمين يمن از قرن دوم هجري که نوادگان امام حسن مجتبي (ع) به همراه تعدادي از ياران خود به آن هجرت مي‌کنند، همواره مرکز دوستداران اهل‌بيت (ع) و کانون امني براي محبين خاندان رسول‌الله در جنوب عربستان بوده است.اين منطقه قرن‌ها محل حکومت زيدي‌ها بوده و حتي اولين حکومت زيدي در اين کشور شکل گرفته است.مردم يمن از صدر اسلام با حب اهل‌بيت (ع) خو گرفته و به محض آنکه حضرت علي (ع) زمام امور مسلمانان را به دست گرفت با آن حضرت بيعت کرده و امام را در گسترش فرهنگ اسلامي و اجراي امور ديني همراهي کردند به گونه‌اي که بيش از سي نفر از کارگزاران اميرالمومنين (ع) اهل ‌يمن بودند.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;رسالت توده‌هاي مسلمان و نهادهاي بين‌المللي&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;در شرايطي که شيعيان مظلوم يمن هيچ راهي براي دفاع از حقوق خود ندارند، ملت‌ها و توده‌‌هاي مسلمان موظفند  با برپايي تظاهرات و راهپيمايي‌هاي متعدد خشم خود را نسبت به اين مسئله اعلام و سران اسلامي را وادار به واکنش نسبت به اين نسل‌کشي نمايند، نهادهاي بين‌المللي مثل سازمان کنفرانس اسلامي نيز نبايد از وظيفه خود غافل بوده و به اين مسئله اهتمام بيشتري ورزند.&lt;BR&gt; همچنين همه وبلاگ نويسان و قلم به دستان متعهد نيز وظيفه اي در خور يک انسان آزاده دارند تا در اين گونه مواقع رسالت خود را به انجام رسانند و از حقوق مظلومين دفاع کرده و صداي اين مظلوميت را به گوش همه جهان برسانند. و اين بار نيز از همه دوستان انتظار آن داريم همچنان که قبلا در اين گونه حرکت هاي خدا پسندانه و جنبشهاي وبلاگي شرکت مي جسته اند اين بار هم صداي مظلوميت مسلمانان شيعه يمن را به گوش جهانيان برسانند.لذا با قرار دادن بنر اين حرکت و اين موج وبلاگي و اطلاع رساني همگاني به مخاطبين مي توانيد رسالت خود را براي چندمين بار به انجام رسانيد.به اميد پيروزي حق عليه باطل و به اميد رهايي همه مظلومين جهان از قيد مستکبران و ظالمان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#006666&gt;تحولات یمن اگرچه تلخ است ولی نوید بخش حوادث شیرینی است .&lt;BR&gt;هیییچگاه در تاریخ شیعه ، خون شیعه پایمال نشده بلکه درختی از آن سبز شده که امروز رهبران شیعه هم جزء تاریخ سازان و مشاهیر جهان شده اند .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در روایات آمده همانگونه که سید خراسانی ما رهبری ما را بعهده میگیرد ، فردی با همین اوصاف (بنام یمانی ) هم در یمن رهبری شیعه را بعهده خواهد گرفت .&lt;BR&gt;یعنی اگر امروز فقط یک نفر از سلاله ی حضرت زهرا چهره ای بین المللی و رسمی و تاریخ ساز دارد ، در آینده ی نزدیک شاهد دو نفر با این اوصاف خواهیم بود …..&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;انشاالله&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 10:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tazarv313&amp;postid=323</comments>
<dc:creator>tazarv313</dc:creator>
<guid>http://tazarv313.blogfa.com/post-323.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا امام جواد با دختر قاتل پدرش ازدواج كرد؟</title>
<link>http://tazarv313.blogfa.com/post-321.aspx</link>
<description>&lt;H1 align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 248px; HEIGHT: 347px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=right src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/08/17772581501515210103174491772356569241215.jpg&quot; width=500 height=773&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P align=justify&gt;در سنت برخی از معصومان و رهبران دینی مسایلی وجود دارد كه از اسرار الهی بوده و شناخت آن مشكل است، مانند كشتن كودكی توسط حضرت خضر كه مورد اعتراض حضرت موسی علیه‌السلام قرار گرفت، اما حكمت آن، حفظ ایمان دیگران بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ازدواج امام جواد علیه‌السلام با دختر مأمون (ام الفضل) نیز از مسایلی است كه اظهار نظر قطعی درباره آن مشكل است؛ ولی می‌توان برخی عوامل را تأثیر گذار دانست. ازدواج حضرت جواد علیه‌السلام با ام الفضل هم از ناحیه حضرت قابل بررسی است و هم از ناحیه مأمون كه چه اهدافی از ازدواج دختر خود با امام جواد علیه‌السلام داشت؟ به نظر می‌رسد مأمون اهداف زیر را دنبال می‌كرد: &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;1- نظارت بر رفتار امام جواد علیه‌السلام: مأمون با فرستادن دختر خود به خانة امام می‌خواست آن حضرت را همیشه زیر نظر داشته باشد و دختر مأمون نیز در انجام این رسالت موفق بود، زیرا در خبر چینی گزارشگری ماهر بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- جذب حكومت: مأمون تصور می‌كرد با این وصلت امام جواد علیه‌السلام را مجذوب مادیات و امكانات سلطنتی نموده و به قداست و حرمت امام لطمه وارد نماید؛ غافل از این كه امام جواد علیه‌السلام یكی از زاهدترین امامان بوده و جذب دستگاه حكومت نمی‌گردید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- جلوگیری از اعتراض علویان: دشمنی مأمون با علویان موجب شد كه آنان علیه وی اعتراض نموده و حكمت او را متزلزل كنند. مأمون با این ازدواج قصد داشت خود را علاقه‌مند به امام نشان دهد،‌ در نتیجه شیعیان قیام نكنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طبیعی بود كه مأمون جهت تحقق اهداف فوق شدیداً امام را تحت فشار قرار داد و برای این وصلت از همة‌ راهكارها و اهرمها بهره گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;به نظر می‌رسد عوامل زیر در ازدواج امام جواد علیه‌السلام تأثیر گذار بود: &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;1- اجبار امام به ازدواج: بی تردید ازدواج امام جواد علیه‌السلام با دختر مأمون خواسته امام نبوده و این ازدوج مانند ازدواجهای معمولی كه مبتنی بر خواست و رعایت شرایط باشد، صورت نگرفت. زیرا امام جواد علیه‌السلام می‌دانست كه مأمون پدرش (امام رضا علیه‌السلام را به شهادت رسانده و یكی از دشمنان خاندان اهل بیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و شیعیان است. از سوی دیگر حكومت مأمون وجاهت قانونی و مشروعیت نداشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مأمون جهت رسیدن به اهداف خود شدیداً امام را تحت فشار قرار داد و حتی حضرت را تهدید نمود. برخی عقیده دارند كه اگر امام ازدواج نمی‌كرد، ممكن بود امام را ترور كند.1&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گرچه در قاموس ائمه علیه‌السلام ترس از مرگ وجود ندارد، ولی در آن مقطع زنده بودن و رهبری او نقش بنیادی در حفظ دین و مصالح مسلمانان داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یكی از نویسندگان می‌نویسد: &quot;به نظر می‌رسد كه موافقت امام با این ازدواج عمدتاً بر اثر فشاری بود كه مأمون بر امام وارد كرد&quot; &lt;SUP&gt;2&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg&gt;2- حفظ شیعیان: یكی از استراتژیهای مهم خلفای اموی و عباسی،‌ شیعه ستیزی بوده و آنان از هیچ جنایتی علیه علویان دریغ نكرده و به آزار و زندانی و قتل آنان می‌پرداختند. از سوی دیگر یكی از سیاس های مهم ائمه علیه‌السلام حفظ شیعی ان بود،‌ چنانكه امام حسن علیه‌السلام یكی از علل صلح خویش را حفظ شیعیان بیان نمود. &lt;SUP&gt;3&lt;/SUP&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;ائمه علیه‌السلام سعی می‌كردند با اتخاذ سیاست و راهكارهای منطقی و معقول به حفظ شیعیان بپردازند، گرچه ممكن بود اتخاذ راهكار حفظ شیعیان، شخصیت آنها را زیر سؤال ببرد. شاید امام جواد علیه‌السلام از ازدواج با دختر مأمون،‌ حفظ شیعیان را دنبال می‌كرد. طبیعی بود كه مأمون با ازدواج دخترش با امام جواد علیه‌السلام تا اندازه‌ای از سیاست خصمانه خود علیه شیعیان پرهیز می‌كرد، زیرا به حسب ظاهر با امام شیعیان رابطة فامیلی بر قرار كرده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- تكلیف گرایی: بی تردید فعالیت های ائمه علیه‌السلام ریشه در انجام تكالیف الهی داشته و همة فعالیتهای آنان مبتنی بر مصالح است. شاید علت ازدواج امام جواد علیه‌السلام با ام الفضل بر اساس تكلیف بوده است. ائمه علیه‌السلام تكلیف‌گرا ترین انسانها بوده و در برابر انجام دستور الهی مطیع ترین انسانها بودند؛ از این رو هر گاه برای ائمه از سوی خداوند تكلیف تعیین می‌شد، انجام می‌دادند، گرچه انجام تكلیف به ظاهر برای برخی خوشایند نبوده و حتی عمل ائمه علیه‌السلام را زیر سؤال می‌برند. شاید ازدواج امام جواد علیه‌السلام با دختر مأمون نوعی تكلیفی بود كه تعیین شده بود شاید امام جواد علیه‌السلام با این ازدواج در صدد خدمت به مردم و حفظ دین بود؛ امام با نفوذ در مركز حكومت سعی می‌كرد كه شیعیان حفظ شده و تا اندازه ای از سیاست دین ستیزی مأمون جلوگیری نماید و به جامعة دینی خدمت كند. با اتخاذ سیاست های مطقی _ به رغم آن كه با ام الفضل ازدواج نمود، تحقق اهداف مأمون را در خصوص ازدواج دخترش غیر ممكن ساخت.&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;DIRECTION: ltr&quot;&gt;منبع :تبیان&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 05:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tazarv313&amp;postid=321</comments>
<dc:creator>tazarv313</dc:creator>
<guid>http://tazarv313.blogfa.com/post-321.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکسهای زیبا از کاظمین</title>
<link>http://tazarv313.blogfa.com/post-320.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/08/8816518338125211144111131312261642387213285.jpg&quot; width=500 height=458&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 509px; HEIGHT: 293px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/08/23856149572021446319719169160518717728178.jpg&quot; width=445 height=324&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 545px; HEIGHT: 356px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/08/711636111591220124153230198124165208118185219.jpg&quot; width=477 height=356&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 543px; HEIGHT: 330px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/08/159208391884933109991251581682238191187.jpg&quot; width=515 height=388&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 539px; HEIGHT: 350px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/08/14840891384810611817715591141366916173.jpg&quot; width=487 height=367&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 543px; HEIGHT: 427px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/08/821712223720011865245351623614922117016189.jpg&quot; width=515 height=448&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 539px; HEIGHT: 319px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/08/222178168341141792163040215125851461378143.jpg&quot; width=487 height=324&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 531px; HEIGHT: 280px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/08/7108513615710219419416311711580236992348.jpg&quot; width=543 height=320&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 05:34:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tazarv313&amp;postid=320</comments>
<dc:creator>tazarv313</dc:creator>
<guid>http://tazarv313.blogfa.com/post-320.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اشعار زلزله ایی!!!</title>
<link>http://tazarv313.blogfa.com/post-319.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=center&gt;
&lt;TABLE border=0 cellSpacing=0 cellPadding=2 width=&quot;50%&quot; align=center cols=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;با زلزله در هراس و در بیم شدیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;در فکر فرائض و تعالیم شدیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;گفتیم که فکر آخرت باید بود&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;چون رفت ،همان کسی که بودیم شدیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;H3 align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P align=center&gt;
&lt;TABLE border=0 cellSpacing=0 cellPadding=2 width=&quot;50%&quot; cols=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;می گفت دوباره این وری می آیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;با لرزه و پس لرزه، سری می آیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;اینبار نشد ، بزودی انشا ء الله&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;با ریشتر  بیشتری می ایم &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P align=center&gt;
&lt;TABLE border=0 cellSpacing=0 cellPadding=2 width=&quot;50%&quot; cols=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;هرچند گسل فت و فراوان داریم &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;از شوش گرفته تا لویزان داریم &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;اما دلمان محکم و قرص است همه&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;زیرا که مدیریت بحران داریم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1388/08/123555514879941405241184621388112628194.jpg&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;H3 align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P align=center&gt;
&lt;TABLE border=0 cellSpacing=0 cellPadding=2 width=&quot;50%&quot; cols=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;جان پدرت ولم کن ای زلزله جان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;انگار تو هم حال خوشی داری هان &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;هی هل نده بیخودی ،که با این اوضاع&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;اصلا ،ابدا  نمی شود خورد تکان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P align=center&gt;
&lt;TABLE border=0 cellSpacing=0 cellPadding=2 width=&quot;50%&quot; cols=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;از کوچه صدای هلهله می آید&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;مادر زن من چو چلچه می آید&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;فریاد که در خانه و کاشانه ی ما&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;روزی دوسه بار زلزله می آید&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 09:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tazarv313&amp;postid=319</comments>
<dc:creator>tazarv313</dc:creator>
<guid>http://tazarv313.blogfa.com/post-319.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> دستورالعمل اخلاقی حضرت امام ( ره)</title>
<link>http://tazarv313.blogfa.com/post-318.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.farhangetowsee.com/63/63-4.jpg&quot; width=405 height=305&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333&gt;۱- نمازهای یومیه را در پنج وعده بخوانید و نماز شب را حتما بپای دارید. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;٢- اوقات خواب خود را کم کنید و بیشتر قرآن بخوانید (بویژه سورۀ مزّمّل).&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;٣- راس ساعت مقرر که بیدار می شوید ، دیگر نخوابید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;۴- روزهای دوشنبه و پنجشنبه را روزه بگیرید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;۵- کم خوری را پیشه کنید ( خود را به خوردن شیر ، خرما و حلوا عادت بدهید ).&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;۶- در مجالس و میهمانیهای باشکوه که فقرا به آن راه ندارند شرکت نکنید و خود نیز چنین مجالسی نداشته باشید .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;٧- برای عهد و پیمان اهمیت فوق العاده قائل باشید .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;٨- به تهیدستان انفاق کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;٩- از مواضع تهمت دوری کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;١٠- دل به دنیا نبندید و آن را بر دستور خدا ترجیح ندهید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;١١- لباس ساده بپوشید و از پوشیدن لباس رنگی خودداری کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;١٢- از نظر مادّی به پایینتر از خود و از نظر معنوی به اولیاء الله بنگرید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;١٣- کار نیک خود را فراموش کنید و گناهان گذشتۀ خود را به یاد بیاورید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;١۴- زیاد صحبت نکنید و دعاها را زیاد بخوانید ( بخصوص دعای روز سه شنبه را ).&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;١۵- اول هر ماه ، خرج یک روز خود را صدقه بدهید [ شاید الان بتوان گفت به صندوق صدقات بریزید].&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;١۶- دانشهای فنی (بویژه رانندگی ،  مکانیک و رادیو تلویزیون) را فرا بگیرید .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;١٧ - به ورزش بخصوص کوهنوردی و شنا اهمیت بدهید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;١٨ - از اخبار روز مسلمین و جهان با خبر شوید ( هر روز حداقل یک بار اخبار کامل را بشنوید).&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003333 size=2&gt;١٩- بیشتر مطالعه کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 10:14:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tazarv313&amp;postid=318</comments>
<dc:creator>tazarv313</dc:creator>
<guid>http://tazarv313.blogfa.com/post-318.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وقتی کفن را از صورتم کنار زدند</title>
<link>http://tazarv313.blogfa.com/post-317.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 245px; HEIGHT: 261px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.iran-newspaper.com/1386/860927/html/335502.jpg&quot; width=309 height=261&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خاطره‌ای كه در زیر می‌خوانید از بسیجی جانباز جعفر خسروی است، در مورد یكی از همرزمانش بنام مهدی رحیمی &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;كه دوبار به فیض شهادت می‌رسد&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;.&lt;/FONT&gt; بار اول شهادتش قبل از موعد است كه مسیر شهادت را ناقص طی می‌كند و بار دوم نهایتاً به لقاء ا… می‌رسد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;رابطه من با شهید &quot; مهدی رحیمی &quot; خیلی نزدیك و صمیمانه بود. یادم هست در اوایل جنگ وقتی كه تازه به جبهه رفته بودیم به من می‌گفت : &quot; &lt;STRONG&gt;جعفر! یه چیزی به تو می‌گم كه اول كار بدونی، در هر عملیات به رمز آن عمیات خوب توجه كن و ببین كه آن عملیات با نام كدام امام معصوم (ع) آغاز می‌شود و فكر كن آن بزرگوار از چه ناحیه بدن ضربه خورده و به شهادت رسیده‌اند، اگر به این مسئله خوب دقت كنی متوجه می‌شوی كه بیشتر شهدا و مجروحین آن عملیات از همان ناحیه ای تیر و تركش خورده و به شهادت رسیده و یا مجروح می‌شوند كه همان معصوم دچارش شده.&lt;/STRONG&gt; ولی بعد از عمیات والفجر 6 ، خاطراتی را برای من نقل كرد و ضمن آن به من گفت : &quot; &lt;STRONG&gt;جعفر! تا زنده‌ام این ماجرا را برای كسی روایت نكن. بعد از شهادت من، دیگر خودت می‌دانی ، دوست داری بگو، دوست نداری نگو …&lt;/STRONG&gt; &quot; و امروز من احساس می‌كنم در مقابل این جوانان و كسانی كه می‌خواهند نسل جنگ را بشناسند و پیام آنها را بدانند مسؤلم و باید مسائلی را كه دیده‌ام و یا شنیده‌ام برای آنها نقل كنم. شهید مهدی رحیمی میگفت : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot; در عملیات والفجر 6 ، وقتی عملیات با نام مبارك سقای تشنه لبان كربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع) آغاز شد، حركت خودرا به سمت مواضع دشمن آغاز كردیم. هنوز چیزی از شروع عملیات نگذشته بود كه دو گلوله به دست چپ من اصابت كرد. اما من توجهی به ‌آن نكردم و به پیشروی خود ادامه دادم . بعد از مدت كوتاهی دوباره از ناحیه كتف چپ مجروح شدم و یك گلوله كالیبر به كتفم اصابت كرد و مرا روی زمین انداخت. چند لحظه گذشت. خیلی تشنه‌ام بود. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg&gt;با گفتن یك یا حسین از جایم بلند شدم و به طرف دشمن حركت كردم. هنوز چند قدمی نرفته بودم كه یك گلوله تانك در فاصله چند متری من به زمین اصابت كرد. در یك لحظه احساس كردم در آسمانها دور می‌زنم و دیری نپائید كه به زمین افتادم و دیگر چیزی نفهمیدم. &lt;FONT color=#009999&gt;&lt;STRONG&gt;وقتی به خودم آمدم دیدم كه در جای سرسبز و خرمی قرار دارم . تا بحال چنین منظره‌های زیبا و قشنگی ندیده بودم. به اطرافم خوب نگاه كردم. دیدم چند نفر با لباس‌های تر و تمیز دور هم جمع هستند و جشن و سرور برپا كرده‌اند و برای آنها طبق طبق غذا می‌آورند و آنها هم می‌گویند و می‌خندند و از آن غذاها می‌خورند. هر چه در بین آنها می‌گشتم چیزی نمی‌دیدم. گویا غذاهایی كه آنها می‌خوردند هسته و پس مانده‌ای نداشت و هر چه می‌خوردند تمام می‌شد، یك لحظه به ذهنم آمد كه غذای بهشتی اصلاً هسته و پس مانده‌ای ندارد با خودم گفتم : &quot; نكند اینجا بهشت باشد؟ اگر اینجا بهشت است پس باید بگردم و دوستانی را كه به شهادت رسیده‌اند پیدا كنم. &quot;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=GImg align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;خیلی گشتم تا اینكه یك سری از بچه‌هایی كه شهید شده بودند را پیدا كردم، با خنده رفتم پیش آنها و به آنها سلام كردم. آنها نیز خندیدند و با نیم نگاهی به من گفتند : &quot; &lt;STRONG&gt;چرا زود آمدی مهدی؟ &lt;/STRONG&gt;الان باید بروی. چون جایی برای تو نیست. اصلاً ناراحت نباش ما جایت را نگه می‌داریم تا برگردی. &quot; من به آنها گفتم : &quot; حال كه آمده‌ام، بگذارید یك مقدار از این غذاها بخورم. &quot; ولی آنها در جواب گفتند : &quot; الان برای تو غذا نیست.! &lt;FONT color=#000000&gt;&quot; &lt;STRONG&gt;همین طور كه در حال بگو، مگو با آنها بودم یك لحظه احساس كردم یك نفر به من لگد می‌زند و آن زمانی بود كه من برگشتم به این دنیای فانی دیدم دو نفر با هم صحبت می‌كند. اولی می گفت : &quot; این شهیده &quot; دومی می‌گفت : &quot; نه! او زنده است. &quot; اولی دوباره گفت : &quot; به زخم او ضربه می‌زنیم اگر زنده باشد تكان می‌خورد. &quot; او با پا ضربه ای به زخم‌های من وارد كرد. اما من هر كاری می‌كردم آنها به من توجهی نمی‌كردند. هر چه هم داد می‌زدم؛ من زنده هستم و دستم را تكان می‌دادم، انگار كه آنها مرا نمی‌بینند و همینطور با هم صحبت می‌كردند: &quot; دیدی تكان نخورد شهید است. &quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; پس برویم سراغ دیگران و زخمی‌ها را پیدا كنیم. &quot; &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg&gt;&lt;A href=&quot;/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/10/616212733102246126143103652413421117596134.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;چند لحظه بعد عده‌ای كه مشغول جمع‌آوری شهداء بودند از راه رسیدند و مرا هم در كنار بقیه شهدا داخل تویوتا گذاشتند و حركت كردند. بعد از حركت تویوتا باز هم رفتم در همان حال و هوای بهشت. لحظاتی گذشت یك مرتبه شنیدم یك نفر با صدای بلند می‌گوید : &quot; شهدای خراسان فلان قسمت ، شهدای تهران فلان قسمت… تا گفت شهدای مازندران احساس كردم كه این نام چقدر برای من آشناست اینجا بودكه فهمیدم در ستاد معراج هستم دیدم كه آنجا چند نفر مشغول شمردن هستند. با توجه به كارت گفت : &quot; شهید مهدی رحیمی ، فرزند عیسی، اعزامی از بابلسر &quot; با شنیدن این جملات خنده‌ام گرفت و به خودم گفتم : &quot; مگر من شهید شده‌ام !؟ پس چرا آنها می‌گفتند تو زود آمدی؟ جالب است اینها می‌گویند شهید مهدی رحیمی. &quot; &lt;STRONG&gt;وقتی كفن را از صورتم كنار زدند نوری به چهره‌ام خورد و چشمانم باز شد، &lt;/STRONG&gt;با نگاه به آنها فهماندم كه شهید نشده‌ام و باید مرا بیمارستان ببرند. آن شخص با دیدن این صحنه چندقدمی آن طرف‌تر و با دوستانش مشغول صحبت شد. بعد از این اتفاق من احساس كردم كه لبم تكان می‌خورد و می‌توانم حرف بزنم اما بعد از چند لحظه از هوش رفتم و دیگر چیزی نفهمیدم. بعد از مدتی كه بهوش آمدم. دیدم روی تخت بیمارستان قرار دارم. دكترها و پرستارها، اطراف من حلقه زده و می‌گویند : &quot; &lt;STRONG&gt;شهید به هوش آمد، بیایید با شهید صحبت كنید&lt;/STRONG&gt;&quot; من گفتم كه چرا می‌گویید شهید به هوش آمد مگر من شهید شده بودم … ؟ &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;بعد از قضیه شهادت مهدی و به هوش آمدن او در ستاد معراج، دیگر یك جای سالم در بدن اونبود. تمام بدنش پر بود از تركش‌های ریز و درشت. به حدی این تركش‌ها زیاد بود كه بعضی وقتها بدنش به خارش می‌افتاد و او بی اختیار بدنش را به گونه‌ای می‌خاراند كه از زیر ناخن‌هایش تركش‌هایی به اندازه یك نخود بیرون می‌آمد. یك تركش هم در چشم او بود كه ما می‌توانستیم براحتی آن را ببینیم ولی دكتر نمی‌توانست آن را بیرون بیاورد. پرده گوشش هم پاره شده بود و دائماً از آن چرك بیرون می‌آمد بطوریكه او همیشه درگوشش پنبه می‌گذاشت، خلاصه اینكه مهدی بعد از آن قضیه، درد و رنج زیادی را متحمل شد ولی در این باره حرفی نمی‌زد. &lt;/DIV&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 06:38:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tazarv313&amp;postid=317</comments>
<dc:creator>tazarv313</dc:creator>
<guid>http://tazarv313.blogfa.com/post-317.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هدف از خلقت </title>
<link>http://tazarv313.blogfa.com/post-316.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 368px; HEIGHT: 264px&quot; height=363 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.parssky.com/news/my_documents/pictures5/DED_Pic.jpg&quot; width=368 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;هدف از خلقت چیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پرسش: هدف از خلقت چیست؟ خدا نیاز دارد به پرستش؟ چرا خلقت بشر زودتر انجام نگرفت؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; پاسخ: صفات کمالیه خدا اقتضا دارد جهان به گونه ای آفریده شود که در مجموع بیشترین کمال و خیر ممکن را داشته باشد; یعنی از برکت نظام احسن که بر جهان آفرینش حاکم است، انسانی که از ماده زمینی خلق شده، بتواند با پیمودن راه تکامل به گوهری آسمانی و شریف تبدیل شده، از نظر مراتب کمال از هر موجود دیگر برتری یابد و به خدا تقرب جوید. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خلق جمادات و نباتات و حیوانات و... در راستای پیدایش نظام احسنی است که در مجموع زمینه رشد انسان را فراهم می آورد. این پرسش، سابقه دیرینه ای دارد و مانند برخی از مسائل فلسفی، برای همگان مطرح است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;غالب انسان ها مایلند بفهمند که هدف خلقت خودشان و یا مجموعه انسان ها چیست؟ این پرسش برای افرادی به صورت یک عقده «لاینحل» در می آید که دایره هستی را به جهان ماده منحصر می نمایند و مرگ را پایان زندگی بشر می دانند و عالمی به نام «رستاخیز» و سرایی به عنوان «آخرت» را نمی پذیرند; امّا کسانی که زندگی مادّی را برای انسان، منزلی از منازل زندگی بشر می دانند و به دنبال این جهان به سرای دیگری معتقدند و این جهان را روزنه و پلی برای نیل به ابدیت می دانند، پاسخ به این پرسش، آسان است و بر فرض اگر هدف از آفرینش انسان را در این جهان نتوانند بدانند، هدف از خلقت را در جهان دیگر و در زندگی ابدی، جستوجو می کنند و می گویند: «هدف خلقت انسان، در این جهان، آماده کردن او برای یک زندگی ابدی و جاودانی است که خود، هدف و مطلوب نهایی است.» بعد از ذکر این مقدمه، به طور اجمال به بررسی هدفِ آفرینش می پردازیم: &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;برای خلقت و آفرینش، دو هدف می توان تصور کرد:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; نخست: هدف متوسط;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; دوم: هدف غایی و عالی با مراجعه به آیات قرآن و روایات اهل بیت(علیهم السلام)، روشن می شود که هدف متوسطِ خلقت، عبادت و بندگی خداست. این مطلب، در همه پدیده های عالم، ساری و جاری است. خداوند، درباره همه اشیای مادّی عالم می فرماید: «...وَ إِن مِّن شَیء إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لَـکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ...» (اسراء، 44) همه موجودات، تسبیح خدا می گویند; امّا شما تسبیح آنان را نمی فهمید.» و درباره انسان و جنّ نیز می فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ». (ذاریات، 56) آفرینش انسان و جنّ برای بندگی است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بنابراین، از دیدگاه وحی، همه هستی تسبیح گوی ذات اوست! امّا هدف عالی و غایی، وصول به مبدأ نور هستی است; یعنی منتهی الیه سیر مخلوقات، اوست: «و أنّ إلی ربّک المنتهی». (النجم، 42) انتهای سیر انسان به سوی پروردگار است: «إنّ إلی ربّک الرجعی». (علق، 8) بازگشت همگان به سوی خداست: «إنّا للّه و إنّا إلیه رجعون». (بقره، 156) همه این آیات، غایت سیر را روشن می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; البته رسیدن به خدا، همان به کمال مطلق رسیدن مخلوقات است. هنگامی پدیده های هستی کمال آخِر خود را می یابند که به قرب الهی برسند. پس روشن شد هدف غایی خلقت، به کمال رسیدن همه موجودات و رسیدن انسان به مقام قرب الهی است. در این جا دو مطلب دیگر را نیز باید مورد توجه قرار داد: نخست این که خدای متعال، فیاض به تمام معناست و باران رحمت او همیشه بر بندگان می بارد و مانعی هم برای آن نمی توان تصور کرد; به دیگر سخن، مقتضی موجود و مانع مفقود است; پس باید خلق کند; چون لازمه ذات او خلاقیت و فیاض بودن است. دوم این که آیا خدا در آفرینش، ذی نفع است یا نه؟ در پاسخ باید گفت: منفعت و سود، به خلق بر می گردد; نه به خالق; یعنی خدا ذی نفع نیست; یا به عبارت دیگر، ناقص نیست که با این کار به کمال برسد; بلکه سود به مخلوق بر می گردد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;من نکردم خلق تا سودی کنم *** بلکه تا بر بندگان جودی کنم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; به دیگر سخن: آفرینش، احسان و فیض از جانب خدا نسبت به مخلوقات است و چنین آفرینشی حُسن ذاتی دارد و قیام به انجام دادن فعلی که ذاتاً پسندیده است، جز این که خودِ فعل زیبا باشد، به چیز دیگری نیاز ندارد; بنابراین اگر کسی بپرسد: چرا خالق منّان، دست به چنین کار پسندیده با لذات زده است؟ در پاسخ باید گفت: خداوند که فیّاض علی الاطلاق است، (با توجه به این که می توانست موجودی را خلق کرده، به کمال برساند) اگر چنین نمی کرد، جای پرسش و ایراد بر او بود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ممکن است این پرسش نیز در ذهن انسان مطرح شود که مگر خداوند نیازمند پرستش بندگان است؟ در پاسخ می گوییم: همان طور که می دانید، هدف از فعل، در خداوند متعال و انسان ها متفاوت است. هدف در افعال انسان عبارت است از فایده ای که هنگام فعل، انسان در نظر می گیرد و برای رسیدن به آن تلاش می کند; یعنی هدف انسان از فعالیت هایش دفع کمبودها و نیازمندی های خودش می باشد; امّا درباره خداوند نمی توان گفت: هدف از فعل او تأمین نیازمندی ها و رفع نواقص است; زیرا خدای متعال به چیزی نیاز ندارد تا برای تأمین آن کاری انجام دهد. او کمال مطلق است و هر کس هر چه دارد و هر بهره ای که از هستی داشته باشد، از او گرفته است و در ذات خود فاقد چیزی نیست تا با انجام دادن کاری کامل شود; بلکه هدف از افعال خداوند، تناسب با ذات الهی داشتن یا رفع نیاز بندگان است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عبادت هم جزو اهداف آفرینش است و از اهداف متوسط برای رسیدن به کمال نهایی و غایی می باشد و فایده عبادت، تنها عاید بنده می شود و او را پرورش داده، از نقص به کمال می برد و در عبادتِ بنده هیچ فایده ای برای خداوند متصور نیست. بنابراین، همان طور که اشاره شد، هدف غایی از آفرینش انسان، تکامل و وصول به رحمت الهی است و افرادی می توانند از این رحمت و فیض الهی استفاده کنند که به نهایت درجه تکامل رسیده باشند; از این رو، اثر تکامل، آرامش در سایه سار رحمت الهی است: «وَ لاَ یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ * إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَ لِذَ لِکَ خَلَقَهُمْ; (هود، 118 و 119) آنان همواره در اختلافند; مگر آن چه پروردگارت رحم کند و برای همین ]رحمت[ آنان را آفرید.» که این باعث ورود به بهشت و زندگی جاودان داشتن در آن جا می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; چنان که مولای متقیان می فرماید: «بی گمان، خدای سبحان دنیا را مقدمه ای برای زندگی پس از آن قرار داده است و آن را برای مردم، بوته آزمونی شمرده است تا هر آن که را نیکوکارتر است، باز شناسد. این است که ما برای دنیا آفریده نشده ایم و مأموریت مان تلاش در جهت آن نیست; بلکه برای آزمایش در دنیا نهاده شده ایم». در پایان، مناسب است به «هدف نهایی» در کارهای انسان نیز اشاره ای کنیم: از ویژگی های هدف نهایی این است که هر چه باشد، چون و چرا نمی پذیرد; توضیح این که: اگر از دانش آموزی بپرسیم: برای چه درس می خوانی؟ می گوید: برای این که به دانشگاه راه یابم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; باز اگر پرسش کنیم: دانشگاه را برای چه می خواهی؟ می گوید: برای این که دکتر یا مهندس شوم. می گوییم: مدرک برای چه می خواهی؟ می گوید: برای این که فعالیت مثبتی انجام دهم و درآمد خوبی داشته باشم. باز اگر بپرسیم: درآمد خوب را برای چه می خواهی؟ می گوید: برای این که زندگی آبرومند و مرفهی داشته باشم. سرانجام می پرسیم: زندگی مرفه و آبرومند برای چه می خواهی؟ در این جا می بینیم، لحن سخن او عوض می شود و می گوید: خوب برای این که زندگی مرفه و آبرومندی داشته باشم; یعنی همان پاسخ سابق را تکرار می کند و این پاسخ نهایی او به شمار می رود. دلیل آن هم این است که او همواره بر پاسخ پایانی خویش تأکید خواهد کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در این جا هم وقتی گفته می شود: هدف از آفرینش چیست؟ می گوییم: برای تکامل انسان و دریافت رحمت خدا. اگر پرسیده شود: تکامل و قرب پروردگار برای چه منظوری است؟ می گوییم: برای قرب به پروردگار! یعنی این هدف نهایی است و همه چیز را برای تکامل و قرب می خواهیم; امّا قرب و دریافتِ رحمت، ذاتاً ارزشمند است و ماورای آن خوبی دیگری نیست. جهت آگاهی بیشتر درباره هدف از آفرینش به کتاب های ذیل مراجعه فرمایید:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; 1&lt;FONT color=#ff0000&gt;. فلسفه خلقت انسان، عبدالله نصری، کانون اندیشه جوان. 2. راز آفرینش از آغاز خلقت تا عالم پس از مرگ، تقی ژاله فر، نیکان کتاب. 3. فهرست تفسیر نمونه، واژه «آفرینش» ص 241 ـ 243، که چند جلد از تفسیر نمونه را همراه با شماره صفحه، آدرس داده است که مربوط به هدف از آفرینش می باشد. مانند: تفسیر نمونه ج 9، ص 281 تفسیر نمونه ج 14، ص 532 تفسیر نمونه ج 18، ص 483 تفسیر نمونه ج 22، ص 536، 391، 395 تفسیر نمونه ج 24، ص 317 تفسیر نمونه ج 25، ص 336 و... . پاورقی: 1. ر.ک: ترجمه المیزان، موسوی همدانی(رحمه الله)، ج 18، ص 612ـ614، بنیاد علمی و فرهنگی علامه طباطبایی(رحمه الله). 2. ر.ک: معارف قرآن، آیة الله مصباح یزدی، 3ـ1، ص 155 ـ 179، مؤسسه در راه حق. 3 . فرهنگ آفتاب، فرهنگ تفصیلی نهج البلاغة، عبدالمجید معادیخواه، ج 1، ص 77، نشر ذره. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 06:32:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tazarv313&amp;postid=316</comments>
<dc:creator>tazarv313</dc:creator>
<guid>http://tazarv313.blogfa.com/post-316.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رفتار امام صادق‏(علیه‎السلام)</title>
<link>http://tazarv313.blogfa.com/post-315.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://shiaupload.ir/images/scxg3k0ywtwvgrn07cw.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;1- امام صادق(علیه‎السلام) هرگاه از كسى ناسزا و دشنامى مى‏شنید به جایگاه ‏نمازش مى‏رفت و ركوع و سجود بسیار انجام مى‏داد و فراوان مى‏گریست و از خداوند براى كسى كه دشنام و ناسزایش گفته بود، طلب ‏آمرزش مى‏كرد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر دشنام‏دهنده از خویشان نزدیكش بود، با دادن پول با وى رابطه ‏برقرار مى‏كرد و به الطاف و نیكی‎هاى خویش مى‏افزود و مى‏فرمود: من ‏دوست‏ دارم خداوند بداند كه من گردنم را در برابر خویشانم فرود مى‏آورم ‏و به سوى آنان شتاب مى‏جویم پیش از آنكه از من بى‏نیازى جویند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- امام خدمتکارش را در پى كارى فرستاد. زمانى گذشت و نیامد. امام در پى ‏او روانه شد و ناگهان او را یافت كه در گوشه‏اى خفته است. آن‏ حضرت‏ آمد و در كنار او نشست و شروع به باد زدنش كرد همین كه خدمتکار بیدار شد امام به او فرمود: فلانى! این چه كارى است روز و شب مى‏خوابى. شب از آن تو باد و روز سهم ماست از تو!!&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اگر این داستان كوچك را به وضع اجتماعى آن روزگارى كه با بردگان ‏مانند حیوانات رفتار مى‏شد و به مجرد اینكه خطایى از آنان سر مى‏زد به ‏باد كتك گرفته مى‏شدند، اضافه كنیم به ابعاد كمال والاى انسانیّت در قلب بزرگ آن‏ حضرت پى خواهیم برد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;3- روزى آن ‏حضرت، خدمتکار عجمى خود را در پى کاری بیرون فرستاد چون غلام بازگشت نتوانست خوب به امام پاسخ گوید، زیرا كاملاً نمى‏توانست به زبان عربى سخن بگوید، امام صادق(‏علیه‎السلام) به جاى آنكه ‏مطابق رسم معمول زمان خویش، بر سر وى فریاد كشد و او را از خود براند، قلب غلام را تسكین داد و نگرانى و اضطراب آن را آرام بخشید. و به ‏وى گفت، تو زبانت درمانده است اما قلبت درمانده نیست. 
&lt;P&gt;آنگاه افزود: &quot;آزرم و پاكدامنى و ناتوانى (ناتوانى زبان نه قلب) از ایمان است.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- امام صادق(علیه‎السلام) خانواده خویش را از این كه براى رسیدن به پشت بام، به ‏جاى پلكان از نردبان استفاده كنند منع كرده بود. روزى وارد خانه شد و دید یكى از افراد خانه كه بچه آن ‏حضرت را بزرگ مى‏كرد بالاى نردبان ‏است و كودك هم در آغوش اوست. همین كه چشم كنیز به امام افتاد ترسید! و زانوانش به لرزه درآمد و كودك از دستش افتاد و مُرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;امام صادق(‏علیه‎السلام) سیمایش دگرگون شد و به جایگاه خویش بازگشت‏ چون علت را جویا شدند، فرمود: من از مرگ بچه چهره‎ام دگرگون نشد، بلكه از این كه كنیز از من بسیار ترسید، ناراحت شدم. هنگامى كه امام ‏آن كنیزك ترسان و هراسان را دید به وى فرمود: تو براى خدا آزادى، تو براى خدا آزادى!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;آیا درخشش نور انسانیّت را در سیماى امام مشاهده مى‏كنید كه ‏چگونه به خاطر ترس یك كنیز رنگ چهره‏اش دگرگون مى‏شود، امّا از مرگ فرزند كوچك خویش احساس اضطراب و اندوه نمى‏كند!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5- برخى از حاجیانى كه میان مكه و مدینه رفت و آمد مى‏كردند،خوابیدن در مسجد النبى(‏صلى الله علیه و آله) را بر كرایه كردن محلى براى خواب، ترجیح ‏مى‏دادند. یك بار یكى از آنان خفته بود و امام صادق در كنارش نماز مى‏گزارد. چون مرد بیدار شد كیسه پولش را نیافت. ناگهان متعرّض امام ‏كه نمى‏شناختش شد و به آن ‏حضرت گفت: تو كیسه پول مرا دزدیدى!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امام از او پرسید: چقدر پول در آن بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرد پاسخ داد: هزار دینار .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امام او را به منزل خویش برد و هزار دینار به وى داد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرد رفت و پس از چندى كیسه پول خود را كه در آن هزار دینار بود پیدا كرد. بنابراین پولى را كه از امام گرفته بود، با پوزش و عذر بسیار نزد آن‏حضرت آورد، اما ایشان از گرفتن پول خوددارى كرد و فرمود: چیزى ‏كه از دستانم بیرون آمد دیگر به سوى من باز نگردد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرد از نزد امام رفت و از مردم پرسید: این مرد كیست؟ به او گفتند: او جعفر بن محمّد است. مرد گفت: چنین كسى ناگزیر باید چنین‏ رفتارى داشته باشد!(1)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پی‎نوشت:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- الامام الصادق، علّامه مظّفر، ج‏1، ص ‏258.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برگرفته از کتاب هدایتگران راه نور، زندگانى امام جعفر صادق(‏علیه‎السلام)، نوشته آیة الله حاج سید محمد تقى مدرسى، ترجمه محمدصادق شریعت .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 05:54:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tazarv313&amp;postid=315</comments>
<dc:creator>tazarv313</dc:creator>
<guid>http://tazarv313.blogfa.com/post-315.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راههای رسیدن به بهشت از قول امام صادق (ع)</title>
<link>http://tazarv313.blogfa.com/post-314.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG height=278 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;https://www.sharemation.com/khademi1/NATURE6.jpg&quot; width=450 align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;انسان‎ها در دنیا وقتی بشنوند که در جایی گنجی وجود دارد سریع به دنبال یافتنش می‎روند. اصولا انسان به دنبال چیزهای با ارزش است. حال چه چیزی با ارزش‎تر از فرمایشات اهل بیت(علیهم‎السلام)؟! آن هم برای رسیدن به سعادت؟! در این مطلب روایاتی از امام صادق(علیه‎السلام) ذکر می‎شود که 25 راه برای سعادتمند شدن انسان را آموزش می‎دهند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006666&gt;امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع؛ &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;برتری و بزرگواری را خواهان شدم، پس آن را در فروتنی یافتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- طلبت رضی الله، فوجدته فی برّ الوالدین؛ &lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;خشنودی خدای متعال را درخواست نمودم، پس آن را در نیكی به پدر و مادر یافتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;3- طلبت العز، فوجدته فی الصدق؛ &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عزت(ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق؛ &lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;5- طلبت الراحة، فوجوتها فی الزهد؛ &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6- طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترك المعصیة؛ &lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;7- طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش؛ &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;رقت و نرمی قلب را طلب نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;8- طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله؛&lt;FONT color=#ff0000&gt; &lt;SPAN&gt;سروری و بزرگی را درخواست نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;9- طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة؛&lt;FONT color=#ff0000&gt; &lt;STRONG&gt;(آسانی) عبور از صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;10- طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل؛ &lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;روشنی و نورانیت رخسار را درخواست نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;11- طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الكسب للعیال؛ &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فضیلت جهاد را خواستم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;12- طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی؛ &lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;دوستی خدای تعالی را جستجو كردم، پس آن را در دشمنی با گنهكاران یافتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;13- طلبت نور القلب، فوجدته فی التفكر و البكاء؛ &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;روشنی قلب را طلب کردم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;14- طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال؛ &lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمی ثروت یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;15- طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر؛ &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;كارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكیبایی یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;16- طلبت الشرف، فوجدته فی العلم؛&lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; قدر و شرف را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;17- طلبتُ حب الموت، فوجوته فی تقدیم المال لوجه الله؛ &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;دوست داشتن مرگ را خواهان شدم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برگ عیشی به گور خویش فرست                                                كس نیارد ز پس، تو پیش فرست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;18- طلبت العبادة فوجدتها فی الورع؛ &lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزكاری یافتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;19- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ؛ &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بهشت را خواستم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;20- طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»؛ &lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;سنگینی ترازوی اعمال را طلب نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدای تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی‌ الله ‌علیه ‌و ‌آله) یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;21- طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم؛ خواهان &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نرمی و فروتنی شدم، پس آن را در روزه یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;22- طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة؛ &lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;23- طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن؛&lt;STRONG&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;24- طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی؛&lt;FONT color=#ff0000&gt; &lt;SPAN&gt;سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;25- طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة؛ &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گیری (مثبت و سازنده) یافتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;برگرفته از احادیث مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 – 174.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 05:48:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tazarv313&amp;postid=314</comments>
<dc:creator>tazarv313</dc:creator>
<guid>http://tazarv313.blogfa.com/post-314.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
