تبليغاتX
... و خدا مهربان است s
 

... و خدا مهربان است





روزه داران اين خطبه پيغمبر(ص) را حتما بخوانند

در آخرين روزهاي ماه شعبان رسول گرامي اسلام ضمن ايراد خطبه اي براي مردم، به بيان فضايل و اهميت ماه مبارك رمضان پرداختند و وظايف يك مسلمان واقعي و مؤمن حقيقي را براي تما م نسلها در طول تاريخ تشريح كردند.اين توصيه ها مشعلي روشن براي همه كساني است كه قصد دارند با شست وشوي جان و روح خويش در جاري زلال ماه مبارك رمضان، لياقت قرب به درگاه ذات باري تعالي بيابند و در رديف مهمانان حقيقي ضيافت الله قرار گيرند.
با هم ترجمه اين خطبه را مي خوانيم:
اي مردم!
ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما رو كرده است.
ماهي كه نزد خدا، بهترين ماههاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعتهاست.
ماهي كه در آن شما را به مهماني خدا دعوت كرده اند و شما در آن از اهل كرامت خدا شده ايد.
نفسهاي شما در آن ثواب تسبيح و ذكر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذيرفته است و دعاهاي شما مستجاب، پس، از پروردگار خويش با نيت هاي راستين و دلهاي پاك، بخواهيد كه توفيق روزه اين ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنايت فرمايد. شقي و بدبخت، آن كسي است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش خدا بي بهره شود.
دراين ماه با گرسنگي و تشنگيتان، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بيادآوريد.
به فقيران و درماندگان كمك و تصديق كنيد.
به پيران و كهنسالان احترام و ارج بنهيد.
به كودكانتان ملاطفت و مهرباني كنيد.
با خويشاوندان رفت و آمد داشته باشيد.
زبان خود را از گفتار ناشايست نگاه داريد.
ديدگان خود را از ديدن ناروا و حرام بپوشانيد و گوش هاي خود را از شنيدن آنچه نادرست است، بازداريد.
با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا بعداز شما با يتيمان شما مهرباني كنند.
از گناهان خود به سوي خدا توبه و بازگشت كنيد.
در اوقات نماز، دستهاي خود را به دعا برداريد، زيرا كه وقت نماز بهترين ساعتهاست و دراين اوقات، حق تعالي با رحمت، به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا كنند لبيكشان گويد و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.
اي مردم!
جانهايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنيد. پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طول دادن سجده ها، آنها را سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان دراين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.
اي مردم!
هركه از شما روزه دار مؤمني را در اين ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت.
برخي از اصحاب گفتند: يا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نيستيم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهيزيد اگرچه به نصف دانه خرما و يا به يك جرعه آب باشد.
اي مردم!
هر كه اخلاق خود را دراين ماه نيكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه قدمها، بر آن بلغزد. هركه دراين ماه كارهاي غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند، خدا در قيامت حساب او را آسان كند.
هركه در اين ماه از آزار رساندن به مردم خودداري كند، حق تعالي، روز قيامت، خشم خود را از او باز دارد.
هركه دراين ماه يتيم بي پدري را گرامي دارد، خدا او را در قيامت عزيز گرداند.
هركه دراين ماه صله رحم كند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود واصل گرداند و هركه در اين ماه رابطه اش را با خويشان خود قطع كند، خداوند در قيامت رحمت خود را از او دريغ نمايد.
هركه دراين ماه نماز مستحبي بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و كسي كه نماز واجبي بجا آورد، خداوند ثواب هفتاد نماز واجب در ماه هاي ديگر را به او عطا كند.
هركه دراين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگين گرداند. كسي كه دراين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسي را دارد كه در ماه هاي ديگر قرآن را ختم كرده باشد.
اي مردم!
درهاي بهشت دراين ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهيد كه آنها را بر روي شما نبندد و درهاي جهنم در اين ماه بسته است، از خدا بخواهيد كه آنها را بر روي شما نگشايد.
شياطين دراين ماه در غل و زنجيرند. از خدا بخواهيد كه آنها را بر شما مسلط نگرداند.
علي(ع) مي فرمايد: دراين حال از جا برخاسته و عرض كردم، اي پيامبر خدا! برترين اعمال دراين ماه چيست؟
حضرت فرمود: اي اباالحسن! برترين اعمال دراين ماه پرهيز از محرمات است.
وسايل الشيعه- كتاب روزه

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388;ساعت 10:6;  توسط اسماعیل تذرو; 
سبب غیبت امام عصر(عج) خودمان هستیم
گفتارهای کوتاهی از آیت الله العظمی بهجت (ره)

لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.

*
ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.

*
دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.

*

در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!

*
با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!

*

هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می‌دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش می‌فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!

*
علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.

*
انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!

*
چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!

*
خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.

*
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.

*
افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!

*
امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.

*

قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!

*
اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!

*
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.

*
آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!

*
ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!

*
تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.

*
چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!

*
هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

*
خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!

*
آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!

*

اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!

*
با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها - اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض؛ حضرت حجّت (علیه السلام)، رجوع کرد.

*
حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!

*
راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388;ساعت 11:10;  توسط اسماعیل تذرو; 
شرايط قبولي نماز از زبان امام صادق عليه السلام

قسمت اول: راه‏هاى تقويت ارتباط با خدا

امام صادق عليه السلام :اي جندب خداوند فرمود نماز کسي را مي پذيرم که در پيشگاه عظمت من خشوع کرده و خويش را از شهوات بخاطر من باز دارد و روزش  را با ياد من سر کند و بر مخلوقات من تکبر نورزد و گرسنگان را سير و برهنگان را بپوشاند و بر گرفتاران لطف نمايد و آوارگان را پناه دهد. براي چنين آدمي نوري در تاريکيها و بردباري در نادانيها قرار مي دهم و با عزت خود دربرش مي گيرم و فرشتگانم او را حفاظت مي کنند و اگر مرا خواند اجابتش مي کنم و اگر چيزي بخواهد مي دهم و چنين بنده اي نزد من بسان باغهاي بهشت است که حالشان هيچگاه دگرگون نمي شود.

انسان براى پيمودن را صحيح تكامل و سعادت بايد از يك‏سو، رابطه خود را با خدا و از سوى ديگر، با خلق خدا تقويت نمايد. بهترين راه تقويت رابطه با خدا، نماز است. البته، مسأله عمل به تكاليف دينى و از جمله اقامه نماز و پرداخت زكات، بحثى است و رسيدن به مراتب عالى كمال بحثى ديگر. نماز و زكات يك ظاهر و مرتبه‏اى دارد كه انجام آن موجب اسقاط تكليف مى‏شود؛ يعنى انسان با عمل به آن از عذاب الهى نجات مى‏يابد. اما اين بدان معنا نيست كه لزوما موجب سعادت اخروى گردد. رسيدن به مقام قرب الهى از طريق گزاردن نماز، مستلزم رعايت نكات خاصى است كه با صِرف عمل به تكليف، آن هم از روى عدم توجه به مفاهيم بلند آن، محقق نمى‏گردد.

امام صادق عليه‏السلام در اين کلام خود با بيان حديثى قدسى، برخى از شرايط قبولى نماز را يادآور مى‏شوند:


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388;ساعت 12:18;  توسط اسماعیل تذرو; 
ترسیم صحنه قیامت

قرآن كریم آن صحنه هولناك را این گونه ترسیم مى‏فرماید: « یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ  وَأُمِّهِ وَأَبِیهِ  وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِیهِ  لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ ; روزى كه آدمى از برادرش و از مادرش و پدرش‏و از همسرش و پسرانش مى‏گریزد در آن روز، هر كسى از آنان را كارى‏است كه او را به خود مشغول مى‏دارد. » در جاى دیگر به توصیف آن‏روز پرداخته و مى‏فرماید: « تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ  فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا  إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدًا  وَنَرَاهُ قَرِیبًا  یَوْمَ تَكُونُ السَّمَاء كَالْمُهْلِ  وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ  وَلَا یَسْأَلُ حَمِیمٌ حَمِیمًا ; فرشتگان و روح در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است‏به سوى «او» بالا مى‏روند، پس صبر كن، صبرى نیكو. زیرا آنان[عذاب] را دور مى‏بینند. و [ما] نزدیكش مى‏بینیم. روزى كه آسمان‏هاچون فلز گداخته شود. و كوه‏ها چون پشم زده گردد. و هیچ دوست صمیمى‏از دوست صمیمى [حال] نپرسد.»

در چنین روز وانفسایى، مردم به دودسته تقسیم مى‏شوند: گروهى رستگار و مشمول آیه كریمه «فى عیشه‏راضیه‏» اند

و دسته دوم كه توشه‏اى براى آن روز برنگرفته‏اند بانگ‏برآرند كه: «یا لیتها كانت القاضیه; اى كاش آن [مرگ] كار را تمام‏مى‏كرد.» و «انا انذرناكم عذابا قریبا یوم ینظر المرء ما قدمت‏یداه و یقول الكافر یا لیتنى كنت ترابا; ما شما را از عذابى نزدیك‏هشدار دادیم، روزى كه آدمى آن چه را با دست‏خویش پیش فرستاده است‏بنگرد، و كافر گوید: كاش من خاك بودم. »

دسته اول روزگار دنیایى‏خود را به سلامت‏سپرى كردند و آن‏چه در توان داشتند در خدمت‏به خلق‏خدا به كار مى‏گرفتند و امروز به دلیل سبك بارى، حسابى نه چندان‏سخت پس مى‏دهند و به لطف و رحمت همیشگى الهى مى‏پیوندند: «فسوف یحاسب حسابا یسیرا و ینقلب الى اهله مسرورا; به زودى‏اش‏حسابى بس آسان كنند و شادمان به سوى كسانش باز گردد.»

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388;ساعت 14:27;  توسط اسماعیل تذرو; 
در وضو شریک نگیرید!

حسن بن وشّاء مى گوید: "روزى محضر حضرت رضا علیه السّلام مشرف شدم ، دیدم در مقابل آنجناب، آفتابه اى هست و مى خواهد، براى نماز آماده شود. جلو رفته و خواستم، آب بر روى دستان مبارک آن حضرت بریزم.

 فرمود: "صبر كن حسن! "

عرض كردم: "چرا اجازه نمى دهید آب بر دست شما بریزم، آیا مایل نیستید، من به ثوابى برسم ؟"

فرمود: "تو ثواب مى برى ولى من گناه!

پرسیدم: "چرا؟"

فرمود: مگر این آیه قرآن را نشنیده اى ؟ كه مى فرماید: (فَمَنْ كانَ یَرْجُو لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لایُشْركْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ اَحَداً.)(1) "هر كس ، امید به دیدار پروردگارش دارد؛ باید عمل صالح انجام دهد و در عبادت خدا كسى را شریك قرار ندهد.)

من اكنون می خواهم، وضو براى نمازم بگیرم، این خود عبادتى است، مایل نیستم، كسى در عبادتم شریك شود." (2)

____________

1- كهف / 110

2- كافى ، ج 3، ص 69

منبع: جلوه هائى از نور قرآن در قصه ها و مناظره ها و نكته ها، عبدالكریم پاك نیا

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388;ساعت 14:23;  توسط اسماعیل تذرو; 
خلوت با خدا

شاگردان مرحوم شيخ رجبعلی خیاط نقل مي كنند

 كه آن بزرگمرد

 همواره به گدايي در خانه خدا سفارش مي كرد

و مي فرمود :شبي يك ساعت دعا بخوانيد .

اگر حال دعا نداشتيد ،

باز هم خلوت با خدا را ترك نكنيد . 

ادعيه اي كه معمولااز سوي شيخ سفارش ميشد .

دعاي عديله .دعاي توسل و دعاي يستشير بود

 و ديگر مناجات حضرت امير در مسجد كوفه

كه با ذكر ‹‹مولاي مولاي ››همراه است .

مناجاتهاي پانزده گانه حضرت سجاد(عليه السلام)

را نيزفراوان توصيه ميكرد

ومي فرمود :هر يك از اين پانزده دعا،

يك خاصيت دارد ؛

مثلا مناجات تائبين محبت دنياراكم ميكند .

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388;ساعت 19:55;  توسط اسماعیل تذرو; 

راه ما از كربلا مي گذرد

بگذار تا كرمها ي فربه لجنزار دنيا چند روزي بيشتر

 در اين منجلاب بلولند و فربه تر شوند.

شهيد آويني

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388;ساعت 9:9;  توسط اسماعیل تذرو; 
آواى قرآن و كاهش اضطراب

آدمى به عنوان پيچيده‏ترين و در هم تنيده‏ترين موجود، داراى نيازهاى متعدد و متنوعى است. او سر پا نيازمند آفريده شده و همه زندگى او را نياز دربرگرفته، و «دين‏» به تعبير آلپورت گل سر سبد نيازهاى اوست. ريشه احساس نياز به دين، ژرف و عميق است واين احساس يك وابستگى مطلق است. به ديگر سخن، انسان گرايش و كشش‏هاى دائمى به سوى آفريدگار خويش دارد و كوشش‏ها، زمزمه‏ها، طلب‏ها، راز و نيازهايش نيز برخاسته از آن كشش‏هاست. عبادت، تجلى خواست روحى بشر است و منظومه عبادات نيز شكل دادن و قالب ساختن براى آن حقيقت و تجلى فطرى است كه در عمق فطرت انسان وجود دارد. آدمى قادر نيست از قلمرو راز و نياز بگريزد و خود را نيازمند خداوند احساس نكند. اگر احساس كرد كه در زندگى او خدايى نيست، مثل مگس‏هاى خشك پاييزى مى‏شود كه به محض اين كه به شيشه مى‏خورد، بى‏صدا مى‏ميرد. يكى از نيازهاى بشر، گوش دادن به كلام خداوند است. آواى دلنشين قرآن حتى دردهاى او را تسكين مى‏دهد و نيازش را برمى‏آورد.

مقاله حاضر، از چكيده سه تحقيق پزشكى سخن مى‏گويد كه در هر يك از آنها، تاثير آواى قرآن كريم در كاهش استرس و اضطراب بيماران، مورد مطالعه قرار گرفته است.


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388;ساعت 9:35;  توسط اسماعیل تذرو;