ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عارفان پیمود
که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
چو زر عزیز وجودست شعر من آری
قبول دولتیان کیمیای این مس شد
خیال آب خضر بست و جام کیخسرو
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ از این راه برفت و مفلس شد
اعمال شب و روز مبعث
ادامه مطلب را بخوانید.





تلاش در راه معاش
امام درباره ى تلاش در راه كسب روزى مشروع و حلال و معیشت سالم فرمود:
«كسى كه از پى روزى حلال برود تا خود و خانوادهء خود را بهرهمند سازد، اجر او در پیشگاه الهى همانند اجر سربازى است كه در راه خدا جهاد مى كند». (1)
شرح كوتاه:عبادت در اسلام، معناى وسیع و گستردهاى دارد كه شامل عناوین گوناگون و فعالیتهاى مختلف زندگى، مىگردد. تمام فعالیتهایى كه خشنودى و رضاى الهى در آن نهفته باشد. خود عبارت و كرنش در برابر خدا است.
فرد با ایمانى كه به عنوان عبادت در كتاب خلقت، مطالعه كند و با پى بردن به اسرار آفرینش، راه تعالى و تكامل علمى و معنوى را به پیماید و فكر خود را در آن روش هائى به كار اندازد كه مرضى خدا است خود مأجور است و در حال عبادت و ستایش. فرد با ایمانى كه با نیت عبادت به فعالیتهاى اقتصادى و رفاهى دست مى زند و در پرتو سعى و كوشش خود، اندوخته اى به دست مى آورد كه زندگى شرافت مندانهاش را تأمین سازد و از فعالیت ها و كوششهاى او، عائله ى خود و دیگران را هم منتفع سازد عابد است و مجاهد. فرد با ایمانى كه با تحصیل علم و دانش راهگشاى مشكلات ضرورى دینى یا دنیوى مردم است عابد است و ستایشگر و همیشه در سنگر اطاعت و عبادت حق. مهم تر از آن امروز دهكده عمومى جهانى به عنوان یك و احد تلقى شده است ملتى كه كار و تلاش نداشته باشد از قافله عقب است و در معادلات سیاسى و اجتماعى نیز در آخر خط قرار مى گیرد و به صورت «تو سرى خور» درمى آید.
تلاش و كوشش رمز تعالى و ترقى و سرفرازى ملل محسوب مى گردد. (2)
پرورش كودك
امام (علیه السلام) در زمینه ى تربیت و پرورش كودك و آشنا ساختن تدریجى او با مشكلات و سختىهاى زندگى، جملهء جاودانهاى دارد. جائى كه مى فرماید:
«بهتر آن است كه كودك در دوران طفولیت با سختى ها و مشكلات اجتناب ناپذیر زندگى كه غرامت حیات مى باشد، آشنا و مأنوس گردد تا در جوانى و بزرگسالى بردبار و صبور باشد». (3)
شرح کوتاه:
امروز تربیت كودك یكى از مسائل فنى، تخصصى و كارشناسى در آمده است و در زمینه ى تربیت، كتاب ها و رسالههایى نوشته اند كه تجزیه و تحلیل آنها از عهده ى همگان خارج است. سخن امام یكى از چكیدههاى آخرین مطالعات روانشناسى كودك به شمار مى آید كه علم تربیت به آن مرحله خود را رسانده است و معتقد است كه طفل باید در دروان كودكى با مسائل و مشكلات آیندهء زندگى آشنا گردد تا به صورت خام و ننرى بار نیاید.
بزرگوارى و عزت واقعی
پیشواى عالى قدر اسلام در زمینه عزت و سربلندى واقعی كه خواست همگان است چنین مى فرماید:
«از مردم قطع امید كردن، و از ثروتشان چشم پوشیدن، و به كار در آمدى خود قانع شدن، براى مرد با ایمان مایه ى عزت دینى و روح جوانمردى و شرف دنیوى است. چنین انسانى در نظر مردم بزرگ، و بین فامیل خود محترم، و در محیط خانواده اش، داراى هیبت و بزرگوارى خواهد بود و در ضمیر خود و در نظر دیگران، بى نیازترین مردم به حساب خواهد آمد». (4)
شرح كوتاه:هر كس عزت و سربلندى را از دیدگاهى تفسیر مى نماید افرادى هستند كه عزت را در ریاست و حكم فرمایى، و افرادى پیدا مى شوند كه عزت را در ثروت و مال بى حساب، و جمعى هم در شهرت و جاه و جلال. ولى از دیدگاه اولیاى اسلام، عزت واقعی و سربلندى حقیقى در انجام و ظائف الهى و اكتفاء نمودن به حقوق شرعى و طبیعى خویشتن مى باشد بى آن كه چشم طمع به مال و ثروت دیگران بدوزد یا دست تعدى به نامشروعى دراز نماید فشردهء كلام، خود سازى و خود اتكائى و طفیلى بار نیامدن مى باشد.
درباره ى عوامل سعادت و خوشبختى سخن ها رفته و كتاب ها تنظیم یافته است ولى عبارت كوتاه امام (علیه السلام) معناى وسیع و آموزندهاى دارد كه در خور دقت و تأمل مى باشد:
«خوشبخت انسان با ایمانى است كه براى گذراندن زندگى، درآمد كافى داشته باشد». (5)
شرح كوتاه:امام (علیه السلام) براى سعادت و خوشبختى انسان، دو ركنین اساسى تعیین مى فرماید:
1. ایمان.
2. معاش سالم.
با وجود این همه پیشرفتهاى صنعتى و تحولات اقتصادى و فراهم بودن و سائل رفاهى و آسایش زندگى، عاملى كه بیش از همه باعث این همه اضطرابات و ناراحتىهاى روانى و بحرانهاى روحى و تنگناهاى معیشتى است به حدى كه در برخى از افراد، به خودكشى و انتحار منجر مى گردد، فقدان روح ایمان و از دست دادن معتقدات پاك مذهبى است.
و از سوى دیگر افراد كه در محیط تربیتى ایمان و در خانوادههاى معتقد و مساعد به كج روى ها و انحرافات روحى كشانده مى شود و بیش از هر عامل دیگر، نیازهاى مادى و تنگدستى و فقر مالى است كه در برخى از موارد از كفر و بى ایمانى هم دردناكتر است و «كاد الفقرأن یكون كفرا»، از این رو براى تأمین سعادت واقعی وجود هر دو لازم و ضرورى است.
بهداشت و تندرستى
دو عبارت كوتاه از امام موسى بن جعفر (علیه السلام) در زمینهء بهداشت و جلوگیرى از آلودگى وارد شده است كه مى تواند در طب پیشگیرى مورد استفادهء شایان توجه و عنایت قرار گیرد و ارادتمندان مكتب او را به رعایت این دو اصل وا دارد تا ضمن تكمیل بهداشت روان به بهبود تن هم بپردازند:
1. پرهیز، سرسلسله دارو و درمان به شمار مى رود. (6)
2. اعتدال در كار و مدارا كردن با بدن در رأس تمام برنامههاى پرهیز قرار گرفته است. (7)
شرح كوتاه:اولیاء گرامى اسلام ضمن روایات بسیارى درباره ى مواد غذایى و چگونگى تغذیه و حفظ سلامت دستگاه گوارش با پیروان خود سخن گفته و تعالیم لازم را به آنان داده اند كه پس از گذشت چهارده قرن دانش پیشرفته ى پزشكى همان اصول را به مردم توصیه و نسخه پیچى مى كند كه دو جمله كوتاه امام (علیه السلام) نمونه اى از آن گونه تعالیم نورانى است، و اكنون طب جهانى اهمیت پیشگیرى و جلوگیرى از ابتلا را خیلى مهم تر از درمان و معالجه مى شمارد پرهیز و رعایت صحت و بهداشت بدن یكى از مسائل اساسى به شمار مى آید». (8)
حجت نهان و حجت آشكار
امام در ضمن معرفى حجتهاى الهى كه به عنوان ارشاد و هدایت مردم مأموریت دارند به یكى از یاران خود چنین مى
«خداوند براى ارشاد و هدایت بشر دو حجت دارد یكى آشكار و دیگرى پنهان و نهانى».
«حجت آشكار همان انبیاء و رسولان و پیشوایان معصوم (علیه السلام) هستند و حجت پنهانى عقل و شعور باطنى مردم است. خداوند به اهل عقل و شعور در كتاب خود بشارت داده و فرموده است: «مژده بده به كسانى كه سخنان را مى شنوند و از آنچه خوب و پسندیده است پیروى و تبعیت مى نمایند. آنان كسانى هستند كه خداوند شان هدایت فرموده و آنان صاحبان عقل و هدایت هستند». (9)
شرح كوتاه:اهمیت حجت باطنى در ارشاد و هدایت مردم، بیش از حجج ظاهرى و علنى است چون حجت ظاهرى دورانش محدود و فعالیتش در زمان ویژه و شرائط مخصوص است ولى حجت باطنى راهگشا و راهنما براى پیروى و تبعیت از حجج ظاهرى است اعتقاد به پیامبران و انبیاء و كتابهاى آسمانى و تعالیم ارزندهء آنان، طبق ارشاد و هدایت حجج باطنى است كه همواره با مقیاس و ارزیابى و سنجش مصالح و مفاسد به حقیقت رهگشا و رهنمون مى گردد.
دیندارى و فقاهت پیشواى هفتم
درباره فقاهت و آشنایى با مسائل دین، و عوامل سعادت و خوشبختى بشر و حیازت مقام و الاى انسانى ضمن حدیث شریفى چنین مى فرماید:
«دین شناسى كلید بینش و دل آگاهى و عبادت كامل است، آدمى به و سیله ى آن مى تواند به مدارج عالى دست یابد و در امور دین و دنیا، رتبه ى و الاترى را احراز نماید، فضیلت فقیه بر عابد همانند برترى آفتاب، بر ستارگان است». (10)
شرح كوتاه:سعادت و خوشبختى بشر در عمل به احكام دین است و طبیعى است كه بدون آگاهى و آشنایى با مسائل دین، عمل به آن میسور و ممكن نیست. سازندگى و نتیجه بخشى فقه و احكام دین، منوط به آگاهى و علم به فروع آن مى باشد از این رو گفته اند یك ركعت نمازى كه فرد آگاه و عالم به مسائل دین مى گزارد اجر و پاداشش به میزان هفتاد سال عبادت عابد جاهل است و میزان پاداش و اجر هر كسى در حدود معرفت و عقل و شعور او است
از این رو امام هم مى فرماید: «دین شناسى و آشنائى با مسائل آن، كلید بینش، و و سیله ى ارتقاء به مقامات عالى انسانى است».
منبع : چهارده نور پاك (فارسی) - دكتر عقیقى بخشایشی - ج 9
تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه – مرتضی رستمی
.............................
پى نوشت:
1. قرب الاسناد، ص 146 عن موسى بن بكر قال ابوالحسن علیه (ع): من طلب هذا الرزق عن حله لیعود به على نفسه و عیاله، كان كالمجاهد فی سبیل الله.2. با توجه به این ارشادها و رهنمودهاى ارزشمند هنوز راز این همه تعطیلى و تعطیلات با اندك بهانه در كشور عزیز ایران اسلامى مسیر و خط اهل بیت (ع) بر نگارنده نامعلوم است در كدام آیه، حدیث و روایت تعطیلى كارخانجات و كند ساختن روند اقتصاد و معیشت مردم «شعار دینى» گفته شده است شاید كشور ایران یكى از پر تعطیلى ترین كشورهاى جهان بوده باشد كه در آفریقا هم نظیر ندارد.
3. عن صالح بن عقبه قال سمعت العبد الصالح (ع) یقول یستحب غرامة الغلام فی صغره، لیكون حلیما فی كبره. و سائل الشیعه، ص 126 - مجمع البحرین، مادة غرم.
4. روى عن العالم علیه السلام قال: الیأس مما فی ایدى الناس عز المؤمن فی دینه، و مروته فی نفسه و شرفه فی دنیاه، و عظمته فی اعین الناس، و جلالته فی عشیرته و مهابته عند عیاله و هو اغنى الناس عند جمیع الناس» - سفینة البحار، ص 327.
5. طوبى لمن آمن و كان عیشه كفافا - بحار الانوار، ج 15، ص 236.
6. الحمیة رأس الدواء - سفینة البحار، مادة حمى، ص 345. 2. رأس الحمیة الرفق بالبدن - بحار الانوار، ج 14، ص 520. 3. درباره مواد غذایى و اهمیت آن به كتاب اسلام پزشك، بى دارو، شماره 31 - 32 از انتشارات نسل جوان مراجعه شود.
7. یا هشام ان الله على الناس حجتین: حجة ظاهرة و حجة باطنة فاما الظاهرة فالرسل و الأنبیاء و الأئمة و اما الباطنه فالمعقول، ان الله تعالى بشر اهل العقل و الفهم فی كتابه فقال: بشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه، و اولئك الذین هدیهم الله و اولئك هم اولولألباب - كافى، ج 1، ص 13.
8. الفقه مفتاح البصیرة، و تمام العبادة و السبب الى المنازل الرفیعة و حاز المرء المرتبة الجلبلهء فی الدین و الدنیا - بحار الانوار، ج 17، ص 28.
9. لیس منا من ترك دنیاه لدینه و دینه لدنیاه - مجلسى، بحار الانوار ج 1، ص 68.
10. من تعلم فی شبابه، كان منزلة الرسم فی الحجر - مجلسى، بحار الانوار ج 1، ص 48.

گلایهام ز دلی هست كه بی تو مضطر نیست
دو چشم بی هنری كه بدون تو، تَر نیست
گلایهام ز زبانی كه بی حیا گشته
و گوشها كه برای گناهها كَر نیست
گلایهام ز محبین مدعی چو من است
كه با زیادی ما، غربت تو كمتر نیست!
هزار داد زدیم ادعای حب تو را
به پیش تیغ ولی یك خبر ز حنجر نیست
همیشه بانگ بلا، هر زمان چو كرب و بلا
و اقتدای جوانیمان به اكبر نیست
عجیب نیست چرا پشت پردهای آقا
ز دشمنان چه بنالی چو دوست یاور نیست
اگر كه غیبتتان گشته است طولانی
گلایهام ز دلم هست كه بی تو مضطر نیست
لطفا برداشت شخصی خود را از این تصویر بگویید

در خطبه ای حضرت علی علیه السلام به غفلت و بیتوجهی مردم پرداخته است و با بیان شرایط سخت پس از مرگ، انسان را از غفلت برحذر داشته است . حضرت میفرماید:
" فَإنَّكُمْ لَوْ عَایَنْتُمْ مَا قَدْ عَایَنَ مَنْ ماتَ مِنْكُمْ لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ، وَ سَمِعْتُمْ وَ اطَعْتُمْ؛ اگر مىدیدید آنچه را كه مردگانتان پس از مرگ دیدهاند، بیتابى مىنمودید و وحشت و اضطراب بر شما چیره مىشد ."
حتما همه شما در قبرستان، هنگام دفن میتی حضور داشتهاید. در آن حال فردی را نظارهگریم که تا ساعاتی قبل زنده بود و قادر به انجام هر کاری بود ولی اکنون به موجودی بی حرکت و خاموش تبدیل شده است . البته این حالات، ظاهر امر است چرا که در باطن اتفاقاتی در حال رخداد است که ما نمیبینیم و میّت آن وقایع را درک میکند. بر اساس روایات، در این حال آن فرد داد و فریاد هم میکند اما کسی نمیشنود. حضرت علی علیه السلام در این فراز به این نکته اشاره میکنند که شما که زنده هستید متوجه نمیشوید چه بر سر آن مرده میآید و اگر میدیدید به وحشت و اضطراب میافتادید.
حال این سوال پیش میآید که چرا انسان پس از مرگ دچار وحشت و اضطراب میشود؟!
حضرت علی علیه السلام در این فراز به این نکته اشاره میکنند که شما که زنده هستید متوجه نمیشوید چه بر سر آن مرده میآید و اگر میدیدید به وحشت و اظطراب میافتادید.
به نظر میرسد که بنا بر آن فرمایش حضرت علی علیه السلام که مردم مردگانند و وقتی میمیرند زنده میشوند؛ انسان پس از مرگ به هوشیاری میرسد و این هوشیاری برای او رنجآور و سخت میباشد. چرا که چیزهایی را که در طول زندگی خود شنیده و خوانده بود و نسبت به آن بیتوجه بوده حال برایش عینیت یافته، ولی افسوس که دستش از دنیا کوتاه شده و زمان کاشتن پایان یافته و دیگر زمان درو کردن است .
از شواهد و منابع اسلامی چنین بر میآید که یکی از شدیدترین شکنجههای روح پس از جدایی از جسم، اینست که چرا در طول زندگی اعمال و فعالیتش اندک بوده است . چرا که چنین کسی، پس از مرگ شاهد تباهی زندگی خود خواهد بود و این حس تهی بودن برای فرد ترس و وحشت ایجاد میکند.
اگر انسان متوجه مرگ و رفتن باشد برای به دست آوردن جاه و مقام، متوسل به دروغ، تهمت و آبرو ریختن مردم نمیشود . و هزاران گناه دیگر که متاسفانه انسان برای به دست آوردن این دنیای فانی مرتکب آن اعمال ناپسند میشود و خود را گرفتار درد و رنج و عذاب الهی در قبر و قیامت مینماید .
" وَلَكِنْ مَحْجُوبٌ عَنْكُمْ مَا قَدْ عَایَنُوا وَ قَرِیبٌ ما یُطْرَحُ الْحِجَابُ ؛ ولى آنچه مردگانتان پس از مرگ دیدهاند، اكنون از چشم شما پنهان است و به زودى پردهها بالا خواهد رفت."
حضرت در این فراز به کسانی که زنده هستند هشدار میدهند که بدانید آنچه که اکنون مردگانتان دیدهاند و شما نمیبینید به زودی برای شما نیز آشکار میشود. کنایه از این که بیدار باشید چون قرار نیست شما در این دنیا جاودان باشید بلکه نوبت مرگ شما هم میرسد و آنگاه پردهها از مقابل چشمانتان فرو میافتد. اکنون که زنده هستید و فرصت اندوختن توشه دارید تلاش کنید که مسیر، سخت و فرصت کم است. بنا بر فرمایش حضرت علی علیه السلام فرصتها همانند ابر در گذرند. زود باشد که بانگ برآید که باید بروی.
حضرت در این فراز به کسانی که زنده هستند هشدار میدهند که بدانید آنچه که اکنون مردگانتان دیدهاند و شما نمیبینید به زودی برای شما نیز آشکار میشود. کنایه از این که بیدار باشید چون قرار نیست شما در این دنیا جاودان باشید بلکه نوبت مرگ شما هم میرسد و آنگاه پردهها از مقابل چشمانتان فرو میافتد.
" وَ لَقَدْ بُصِّرْتُمْ إنْ ابْصَرْتُمْ، وَ اسْمِعْتُمْ، إنْ سَمِعْتُمْ، وَ هُدِیتُمْ إنِ اهْتَدَیْتُمْ ؛ آن حقایق را به شما نیز نشان دادند، ولى دیدن نخواستید و به گوش شما رسانیدند، ولى شنیدن نخواستید. راه را به شما نمودند، ولى ره یافتن نخواستید.
بِحَقِّ اقُولُ لَكُمْ: لَقَدْ جَاهَرَتْكُمُ الْعِبَرُ، وَ زُجِرْتُمْ بِمَا فِیهِ مُزْدَجَرٌ، وَ مَا یُبَلِّغُ عَنِ اللَهِ بَعْدَ رُسُلِ السَّمَاءِ إلا الْبَشَرُ ؛
به حق مىگویم كه :
عبرتها و اندرزها بر شما آشكار بود و از آنچه مىباید دورى جویید شما را منع كردند و پس از ملائكه، كه رسولان آسماناند، جز انسان فرمان خداوند را ابلاغ ننماید."
حضرت در این فراز از خطبه به این نکته اشاره میکنند که آن حقایق پشت پرده از طریق پیامبر و امام برای شما گفته شد ولی گوش ندادید و به آن توجه نکردید و به دنبال هوا و هوس و پاسخگویی خواهشهای نفسانی خود بودید.
آیا هیچ فکر کردهاید که چرا رفتن به قبرستان مستحب شمرده شده است؟!
آیا به این سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله توجه کردهاید که چرا در تشییع جنازه و مراسم تدفین، حتما شرکت میکردند؟!
بنا بر آن فرمایش حضرت علی علیه السلام که مردم مردگانند و وقتی میمیرند زنده میشوند؛ انسان پس از مرگ به هوشیاری میرسد و این هوشیاری برای او رنجآور و سخت میباشد. چرا که چیزهایی را که در طول زندگی خود شنیده و خوانده بود و نسبت به آن بیتوجه بوده حال برایش عینیت یافته، ولی افسوس که دستش از دنیا کوتاه شده و زمان کاشتن پایان یافته و دیگر زمان درو کردن است .
چون این موارد به انسان یادآوری میکند که این دنیا محل گذر است و قرار نیست کسی در این دنیا بماند، و روزی هم نوبت به ما میرسد. اگر در مسئله مرگ تامل داشته باشیم قطعا نسبت به اعمال و رفتارمان دقت خواهیم داشت و شاهد این همه ظلم و ستم و جنایت نخواهیم بود. وقتی انسان به این مورد توجه و یقین داشته باشد که روزی از این دنیا خواهد رفت و باید پاسخگوی اعمالش باشد دیگر از هر راهی به دنبال ثروت اندوزی نمیرود و فقط از راه حلال کسب درآمد میکند.
اگر انسان متوجه مرگ و رفتن باشد برای به دست آوردن جاه و مقام، متوسل به دروغ، تهمت و آبرو ریختن مردم نمیشود. و هزاران گناه دیگر که متاسفانه انسان برای به دست آوردن این دنیای فانی مرتکب آن اعمال ناپسند میشود و خود را گرفتار درد و رنج و عذاب الهی در قبر و قیامت مینماید .
منبع:
نهج البلاغه، خطبه 20، ترجمه عبدالحمید آیتی
شایعهها ما را به جهنم میبرند؟!
همه انسانها در مقابل اعمال خود مسئول و پاسخگو هستند چه در مقابل قانون مادی و چه در مقابل قانون الهی. البته قانون مادی در بین مسلمانان به نوعی همان قانون الهی است چرا که قوانین ما بر اساس قرآن و احکام الهی تنظیم میشوند و اگر جایی میبینیم که قانون ما اشکال دارد ربطی به قانون اسلام ندارد چرا که یا ما قانون را کامل تنظیم نکردهایم و یا قانون و حکم الهی را درست درک نکرده و در نتیجه قانون درستی وضع نکردهایم .
بهرحال اگر دستورات الهی را به کار بندیم قطعا سعادتمند میشویم و هیچ شکی در این امر نیست .
خداوند در ضمن آیهای میفرماید:
«وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً (1)؛ و چیزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.
آیه فوق درسی برای انسانسازی است که گفتار و كردار انسان باید آگاهانه و مسئولانه باشد و تنها از دانش و آگاهى پیروى شود نه پندارها و بافتهها و هواهای نفس؛ که بدعاقبتی برای انسان به همراه میآورد.
این آیه شریفه عمومیت دارد و هرگونه گفتار، كردار، نوشتار و حرکتی را كه بر اساس دانش و آگاهى نباشد، همه را شامل مىشود و منظور این است كه تنها آنچه را که مىدانى درست است بیان کن، و تنها از آنچه یقین دارى حقیقت دارد پیروى كن، و جز آنچه را كه به درستى آن ایمان و یقین ندارى نگو و انجام نده و پیروى منما.
برخی با استدلال به این آیه معتقدند كه عمل به خبر واحد و نیز اعتماد و عمل به قیاس درست نیست، چرا كه قرآن از پیروى آنچه انسان به آن یقین ندارد و به راستى و درستى آن آگاه نیست، نهى فرموده است، چرا که:
اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ اُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْئُولاً. به راستى كه گوش از آنچه شنیده، چشم از آنچه دیده و دل از آنچه خواسته، بازخواست خواهد شد. به بیان دیگر، همه صاحبان گوش و دل و چشم مسئولند و در برابر كارهایى كه به وسیله این ابزارهاى شناخت و این نعمتهاى گران خدا انجام مىدهند پرسش خواهند شد. به باور برخى، خود این اعضا و این ابزارهاى شناخت مسئولند و از خود آنها پرسش مىشود. (2)
نظر علامه طباطبایی(ره) در مورد این آیه اینست که می توان برای معنا کردن آیه، جمله را اینگونه برگرداند که: "لا تقف ما لیس لك به علم فانه محفوظ علیك فى سمعك و بصرك و فؤادك؛ پیروى مكن چیزى را كه علم به صحتش ندارى زیرا گوش و چشم و دل تو، علیه تو شهادت خواهند داد. پس آیه شریفه از اقدام بر هر امرى كه علم به آن نداریم نهى مىفرماید، چه این كه اعتقاد ما جهل باشد و یا عملى باشد كه نسبت به جواز آن و وجه صحتش جاهل باشیم، و چه این كه ترتیب اثر به گفتهاى داده كه علم به درستى آن گفتار نداشته باشد.
چرا که خداوند متعال از گوش و چشم و قلب سوال مىكند؛ از آیه شریفه "الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا یَكْسِبُونَ"؛ برمىآید كه اعضاء و جوارح آدمى، همه به سخن مىآیند. چه در آن عقاید و اعمالى كه پیروى از علم شده باشد، و چه در آنها كه پیروى غیرعلمی شده باشد.(3)
در تایید این مبحث، رسول خدا(صلى الله علیه و آله) میفرماید: لا یزول قدم عبد یوم القیامة بین یدی الله عزّ و جلّ حتى یسأله عن اربع خصال: عمرك فیما افنیته، و جسدك فیما ابلیته، و مالك من این كسبته و این وضعته، و عن حبّنا اهل البیت(4) ؛ در روز قیامت هیچ بندهاى در حضور پروردگار گامى به سوى بهشت برنمیدارد تا از چهار چیز مورد بازخواست و سوال قرار گیرد؛ خدا از او مىپرسد:
1- عمرت را در چه راه و كارى سپرى كردى؟
2- جسم و نیروهاى آن را چگونه و در خدمت چه هدفهایى فرسوده ساختى؟
3- ثروت و دارایى خویش را از كدامین راه گردآورى و كجا هزینه نمودى؟
4- از محبت ما خاندان رسالت مىپرسند.
حال که به اهمیت موضوع پی بردیم و دانستیم که در مقابل تک تک اعمالمان مسئول هستیم و معنای آیه شریفه را متوجه شدیم؛ به ذکر یک بیماری اساسی در جامعهمان میپردازم.
شایعهسازی و شایعهپراکنی یکی از شایعترین بیماریها در جوامع است. البته نه این که بیماری خاص جوامع امروزی باشد؛ نه بلکه این بیماری قدمت بسیار دارد ولی در این عصر نحوه انتشارش تغییر یافته است.
حال من تاریخ را ورق میزنم و به صفحات گذشته آن میرسم. به زمان حضرت علی(علیهالسلام). عجب وقایع تلخی دیده میشود، با مطالعه آنها از مظلومیت امیرالمومنین(علیهالسلام) دلم به درد میآید و بغض گلویم را میفشارد. در آن عصر آنقدر در مورد شخصیت والای حضرت شایعهپراکنی کردند و آنقدر در مورد ایشان تبلیغات سوء نمودند که وقتی حضرت در محراب نماز، ضربهای بر فرق مبارکشان وارد شد و به واسطه آن به شهادت رسیدند و خبر منتشر شد؛ مردم گفتند که مگر علی نماز هم میخواند؟! حال ببینید در مورد امامی که عبادتش مشهور بود و مناجاتهایش زبانزد، چه گفتند. این حرف در اثر شایعاتی بوده که این مطلب را در اذهان مردم ایجاد کرده بود.
وای بر روزی که به واسطه شایعات، حقی را ناحق و ناحقی را حق جلوه دهیم.
خدای متعال در آیه کریمه فوق با صراحت اعلام میدارد که در مورد چیزی که علم و یقین ندارید سخن نگویید و در آن مقطع توقف کنید؛ چرا که تک تک اعضاء ما مسئول و پاسخگو هستند.
حال از شما میپرسم که انصافا ما چقدر به این آیه پایبند بودهایم؟!
چقدر مراقب سخنان و اعمال خود بودهایم؟!
چقدر دقت داشتهایم حرفی را که به آن اطمینان نداریم، جایی مطرح نکنیم؟!
در بالا به این نکته اشاره کردیم که شایعهپراکنی بیماری جدیدی نیست اما ابزار جدیدی برای انتقال یافته است. پیامک، وبلاگ، ایمیل و بلوتوث ابزاری برای انتشار سریع میکروب شایعه در این عصر شناخته شدهاند.
ما مخالفتی با علم و پیشرفت نداریم ولی با استفاده نادرست از ابزار، سخت مخالفیم که این مخالفت سلیقه شخصی نیست بلکه الهام گرفته از دستورات الهی است.
آیا وقتی به شما پیامکی میرسد، قبل از ارسال آن به دیگران متنش را مورد بررسی قرار میدهید یا سریع بدون توجه به صحت و سقم آن، به دیگران ارسال میکنید؟
در ضمن صحت و سقم خبر یا مطلب که جای خود دارد که از شروط خبررسانی است، اما گاهی خبر صحت دارد اما نباید برای حفظ آبروی افراد، آن را انتشار داد. چقدر در ارسال پیامکها به این نکات توجه میکنیم؟!
آیا هیچ به این موضوع توجه کردهایم که چه بسیار دروغها، تهمتها، غیبتها را از طریق پیامک منتشر کردهایم؟!
آیا به این موضوع دقت داشتهایم که از طریق پیامک چقدر دیگران و لهجههای مختلف را تمسخر کردهایم؟!
در اینجا یک سوال اساسی از شما میپرسم لطف کنید و با خود صادق باشید، سپس پاسخ دهید:
فرض کنید به محضر امام زمان(عج)، - همانی که منتظر ظهورش هستید- رسیدهاید و امام قصد بررسی گوشی موبایل شما را دارند. آیا به راحتی و بدون دلهره گوشی موبایل را تقدیم ایشان میکنید؟ و یا با ترس و دلهره که نکند امام آن فیلم غیراخلاقی را ببیند، نکند آن عکس را ببیند، و یا آن متن نادرست پیامک را بخواند و هزار نکند دیگر ...، گوشی را به امام میدهید؟!
لازم به ذکر است که گرچه امام زمان(عج) به طور مستقیم گوشی ما را بررسی نمیکنند اما یقینا از محتویات گوشی، وبلاگ و ایمیل ما مطلع هستند. آیا از این موضوع شرمنده میشویم و یا سربلند و مورد رضایت اماممان هستیم؟
اگر تا به حال اینگونه نبوده است، هنوز دیر نشده. برای شروع تمام محتویات گوشی خود را بررسی کنیم و هر آنچه را که فکر میکنیم غیر شرعی است و باعث نارضایتی امام زمان(علیهالسلام) میشود را از گوشی خذف کنیم.در مرحله بعد با امام زمان(عج) عهد ببندیم که هر پیامکی به دستمان رسید را بدون بررسی برای کسی ارسال نکنیم.
در سومین گام از اشتباهات گذشته در این زمینه توبه کنیم و به خدا قول دهیم که دیگر تکرار نکنیم.
امیدوارم که خداوند توبه ما را پذیرا باشد.
بیاییم از نعمتهایی که خداوند در اختیار ما قرار داده درست استفاده کنیم تا در دنیا، دچار نبود آنها نشویم و در قیامت مستوجب عذاب الهی نشویم .
پینوشتها:
1- الاسراء، 36 .
2- برگرفته از تفسیر مجمع البیان، طبرسی، ذیل تفسیر آیه .
3- برگرفته از تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه شریفه .
4- مستدرک سفینة البحار، شیخ علی نمازی شاهرودی، ج 4 عربی، ص 53 .

وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصیات رفتاری از مهمترین عواملی است كه ارتباط بین دخترها و پسرها را در جامعه ما توجیه می كند. بخصوص دخترها كه معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستی می دهند.
اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چیست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت كشی، عشق یا ...؟
روان شناسان معتقدند، میل و كشش به جنس مخالف از نظر فیزیولوژی یك نیاز طبیعی، فطری و روانی است. آنان می گویند در تمام فرهنگها و كشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولین نگاه و گرایش را به سوی جنس مخالف ابراز می كنند. اما مرز این كشش در هر فرهنگی تعریف شده است، برای مثال در جوامع غربی و سایر جوامع غیر مسلمان ارتباط میان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شكلی از این ارتباط مورد پذیرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در كشورهای مسلمان و برخی فرهنگها این ارتباط محدود است و در مواردی به فضای سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی دارد اما
رابطه دخترها و پسرها در جامعه ی ما چگونه است؟
ادامه مطلب را بخوانید.
یا علی


دوستان عزیز با اجازه همتون جمعه ۵ تیرماه مصادف با سوم رجب
با دعوت حضرت حق و عنایت اهل بیت (ع ) عازم سرزمین عشق و صفا
مدینه و مکه هستیم.
انشالله که اگه کدروتی از ما به دل دارید حلالمون می کنید![]()
منم قول می دم همه جاهای خوب یادتون باشم و دعاتون کنم![]()
نگران نباشید انشالله ۱۴ رجب بر می گردم![]()
یا علی![]()

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است. باید خود را در دریای زلالش بشوییم تا پاک شویم. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.
اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.
پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.
اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.
پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد میگوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.
میّت میپرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیدهام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیدهام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیدهام. آن زیباروی پاسخ میدهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمدهام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.
امید آن است كه در پایان این نماز با فضیلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنید و ما را نیز از دعای خیر خود محروم ننمایید.
" التماس دعا"
فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب
ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمىرسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ میگردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.
از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.
و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مىگویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مىشود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».
ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفتهاى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمىداند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماههاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.
پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزهداران آن نائل مىگردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدتها و هولهاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .
اعمال مشترك ماه مبارک رجب
ادامه مطلب را بخوانید.





