
وضويي بگيريم که هميشه در وضو باشيم و نمازي بخوانيم که انگار هميشه در نماز هستيم. خوشا آنان که دائم در نمازند. (الّذين هم علي صلاتهم دائمون.)
اسرار وضو اين است. با شستن صورت که مربوط به خداست وجه را از توجه به غير خدا شستن دست راست به اصحاب يمين رسيدگي کردن. با شستن دست چپ خواستههاي دنيوي اصحاب شمال را براي اينکه مزاحم ما نشوند سير کردن. با مسح سر به فرشتگان و با مسح پاي راست به حيوانات حلال گوشت و گياهان و مواد معدني قابل خوردن و مسح پاي چپ به حيوانات حرام گوشت و گياهان و مواد سمي رسيدگي کردن.
در وقت وضو چنان وضو بگير که گويا او در حال وضو دادن توست، در حال شستن صورت، وجه خود را از غير از او بشوي و کدورات توجه به عالم کثرت و نگاه به گناهان وعيوب را از آن پاک کن تا مناسب روکردن ونظر نمودن به او شوي. در حال شستن دست راست، تمام دست راستيها و مومنين را شستشو بده و در حال شستن دست چپ، نظري هم به اهل دنيا و اشقياء و ظالمين بکن و آنها را نيز شستشو بده تا وضعيت دنيويشان خوب شود و مزاحم مومنين نشويد. با مسح سر ملائکه و اهل آسمان را مورد لطف قرار بده و با مسح پاها حوائج حيوانات و موجودات زميني را برآورده ساز. هر قدر سعي کني که وضوي تو خوب و با توجه باشد، نماز توهم با توجه خواهد شد. براي حضور قلب داشتن در نماز، بايد در وضو گرفتن دقت کرد.
اگر بخواهيم در نماز خيالات نداشته باشيم و مقبول باشد بايد در وضو گرفتن دقت کنيم.
وضو نور است و وضو روي وضو نور علي نور. زکات و خمس هم وضوي مال است که آن را پاک ميکند. زکات بدن هم روزه است.
تمامي صفات رذيله را ميتوان با وضو شست و پاک کرد.
هنگام وضو گرفتن وقتي صورتت را ميشويي مقداري از آبي که از رويصورتت پايين ميآيد را به دهان فرو ببر و بخور. اين آب درونت را پاک ميکند و فطرتت را شفاف مينمايد.
سعي کن نماز ميخواني دهانت از محبت پر باشد و با هر جملهاي که ميخواني، مثل کسي که آب در دهان دارد، آن را قورت بدهي.
توجه به نماز، نماز است. اگر حضور قلب داري، در نمازي و الاّ دل هر کجاست همان جايي.
نماز را آرام و با تاّني بخوان، شايد يادت بيايد که داري با خدا صحبت ميکني و خدا دارد با تو صحبت ميکند. در نامز خودت باش و نگذار حواست جاي ديگر برود. اصلاً دقت کن و ببين کيست که دارد نماز ميخواند.
مستحب است در آغاز نماز ابتدا سه تکبير را شخص به قصد تکبيرةالاحرام بگوييد. نمازگزار با هر تکبير يکي از نفسهايش را کنار مياندازد و با توجه به چهار نفس انسان، بعد از تکبير چهارم از او چيزي باقي نميماند و اين خود خداست که از آن پس نماز را ميخواند و خود اوست که در نماز حامد و مسبّح است و هم اوست که در نماز خود را تعظيم و تکبير و تهليل مينمايد. همينطور مستحب است ابتداي نماز شش تکبير گفته شده و تکبير هفتم به قصد تکبيرةالاحرام ادا شود. اگر نماز گزاران چنين کند، با اين هفت تکبير از هفت پرده دل يا هفت طبقه آسمان عبور کرده و به جايي ميرسد که جز خدا احدي نيست.
سجده از آثار جمال خدا و رکوع از آثار جلال خداست. وقتي جلال خدا آشکار شود فرد به رکوع ميرود و هنگامي که جمال خدا ظاهر شود فرد به سجده ميافتد.
در نماز، سجده اول موت از دنياست(جلسه بين السّجدتين برزخ است). سجده دوم موت از برزخ است. سرکه برداشتي قيامت است؛ لذا در تشهد به لاالهالاّاللّه شهادت ميدهي. سجده اول شکر نعمتهاي دنياست و سجده دوم شکر نعمتهاي آخرت مثل پيامبر و امامان است.
سلامهاي پايان نماز را خدا به پيامبرش، به خودش و به بندگان صالحش ميکند.
بعد از نماز دستت را به موضع سجده کشيده و آن را بر صورتت ميکشي، بعد با دست چپ به طرف راست بدنت ميکشي، سمت چپ يعني فاسقها و فاجرها. با اين کار به آنها ميگويي من شما را هم دوست دارم و رزق آنها را رديف ميکني که سرشان گرم باشد و مزاحم راه رفتنت نشوند. سمت راست هم که دوستان و رفقايت هستند. آنها را هم مورد لطف قرار ميدهي. صورتت هم مال خداست. وقتي عملي انجام ميدهي کمي تفکر کن که چه ميکني.
بعد از نماز با خدا صحبت کن، بگو خدايا تو غني هستي و من فقير، تو عزيز هستي و من ذليل، تو مالک هستي و من مملوک. با خدا که صحبت کني نطقت باز ميشود و با خلق هم خوب صحبت خواهي کرد.
اگر ديدي نماز و عبادت سيرت نميکند بعد از هر نماز بگو: ااّهم اهدني منعندک و افض عليّ من فضلک و انشر عليّ من رحمتک و انزل عليّ من برکاتک: خداوندا مرا از جانب خويش هدايت فرما و از فضل خويش بر من افاضه نما و از رحمت خود بر من بگستران و از برکات خويش بر من نازل فرما.
چه موسيقييي از آهنگ اذکار و الفاظ نماز بهتر و چه رقصي از حرکات نماز زيباتر.
در نماز گمشدهها پيدا ميشود. بايد سعي کرد گمشده اصلي را در نماز پيدا کرد.
مثال نماز و روزه در عالم مثال پيامبر و عل هستند. و له الامثال العلياء و الکبرياء و الآلاء.
خوشا به حال آنان که در فروع دين و اصول دين را ببينند. در نمازشان علي(ع) را ببينند.
سعي کنيم مسمّاي نماز يعني اهل نماز باشيم.
در اول نماز قامت ميبندي و ميگويي اللهاکبر، اگر چشمت باز باشد و بتواني حقيقت خود را ببيني، خواهي ديد که قامت است. سرت در قائمه عرش و انگشتهاي پايتدر طبقه هفتم زمين است. خود را مبيني که: (ملات ارکان کلّ شيء): ارکان همه اشياء را وجودت پر کرده است. سادهتر بگويم، ميبيني که علي نما شدهاي.
نماز ميخواني خوب به صداي خودت گوش بده و دقت کن. کمکم ميبيني که تو نيستي که عبارات نماز را ميخواني و يک نَفَس لطيف همراه نَفَس تو است و يک موجود شريف و مظلوم است که در درون تو دارد نماز را ميخواند.
همه ملا اعلي و همه خوبان خدا عاشق نمازند. وقتي يک جوان در خلوت به نماز ميايستد همه آنها به او توجه ميکنند.
از کتاب مصباح الهدي به تاليف مهدي طيّب که برگرفته از سخنان مرحوم آقاي محمد حسين
آقای میر حسین موسوی که به عنوان نامزد ریاست جمهوری پا به میدان گذاشته است اخیرا در پاسخ به اظهار لطف خاتمی مبنی بر کنار رفتن به نفع وی اظهار داشت که سال ها افتخار می کردم که شما رییس جمهور ما هستید ودر تازه ترین اظهاراتش خطاب به آقای هاشمی نیز گفته است از حمایت شما افتخار می کنم . در جمع اعضای ستادش نیز نکاتی متذکر شده که قابل تامل است . ضمن احترام کامل به ایشان و اظهار خوشحالی از این که پس از 20 سال عزلت نشینی سیاسی باز به عرصه آمده، برای روشن شدن افکار عمومی چند سؤال اساسی دراذهان تداعی می کند.
ادامه مطلب را بخوانید.

روز گذشته اجلاس ائتلاف تمدنها در استانبول ترکیه با حضور سران برخی از کشورها برگزار شد و راسموسن نیز به عنوان دبیر کل جدید ناتو در این نشست حضور داشت.
راسموسن در جریان این اجلاس تصريح كرد كه در مقام دبيركل جديد ناتو، توجهي ويژه به حساسيتهاي ديني و فرهنگي خواهد داشت و گفتوگو و روابط با جهان اسلام را گسترش خواهد داد!
در عین حال وی باز هم نه تنها به واسطه حمایت از چاپ کاریکاتورهای موهن در روزنامههای کشور متبوعش حاضر به عذرخواهی از مسلمانان نشد، که بار دیگر از این اقدام دفاع کرد و آن را نتیجه آزادی بیان دانست.
از کشور ما هم محمد خاتمی در این اجلاس شرکت کرده بود. خاتمی در اقدامی عجیب و بهتبرانگیز در کنار راسموسن، نخست وزیر دانمارک قرار گرفت و با رویی گشاده دست وی را در دستان خود گرفت.
جالب آنکه راسموسن به واسطه آسیب دیدگی دست راستش قادر به حرکت دادن آن نبود اما خاتمی برای آنکه ارادت خود را به وی ابراز کند، دست چپ راسموسن را در دست خود فشرد. این اقدام رئیس دولت اصلاحات، دوباره سوالات بسیاری را به اذهان متبادر کرده است.
در شرایطی که سران نظام لائیک ترکیه با تمام توان با نخستوزیر ضد اسلام دانمارک مخالفت میکنند، خاتمی که متأسفانه عنوان رئیس جمهور سابق کشوری اسلامی را یدک میکشد، چگونه میتواند به خود اجازه دهد که دستان راسموسن را فشرده و به او لبخند زند؟ به راستی خاتمی چه پاسخی برای ملت ایران و برای دیگر مسلمانان جهان خواهد داشت؟
وطن امروز

بعد از انصراف و کنارهگيري آقاي خاتمي از صحنه رقابت انتخابات دوره دهم رياست جمهوري ميرحسين موسوي در جواب نامه خاتمي خطاب به ايشان مطالبي را بيان کردهاند که به نظر رسيد براي کساني که ميرحسين موسوي را نخست وزير ارزشي و انقلابي دوران پرافتخار دفاع مقدس ميدانند قابل تأمل باشد، لذا بر آن شدم تا نکاتي را نسبت به اين نامه مطرح کنم.
ميرحسين موسوي در نامه خود به آقاي خاتمي اينگونه عنوان کرده است که:
براي سالها به عنوان يک شهروند از اين شخصيت عزيزي چون شما رياست اين جمهوري را بر عهده گرفته است لذت ميبردم و به آن افتخار ميکردم. زماني که نسل نوخاسته تلالؤ آرمانهاي خود را در آن چهره ملاقات ميکرد و به هيجان ميآمد به همراه آنان خود را جوان ميديدم اين احساس همچنان که هنوز با آنان باقيمانده است با اينجانب نيز هست و ذخيرهاي است براي اسلام و انقلاب و...
اين جملات دقيقاً بيانگر اين نکته است که آقاي ميرحسين به تفکر و عملکرد آقاي خاتمي افتخار ميکند و آنچه در آن دوره اتفاق افتاده برايش لذت بخش بوده و اما امروز ايشان در تمام سخنرانيها و گفتگوهاي خود توپ انتقاد و تخريب را به سوي دولت نهم مسلح کرده است در حالي که مقام معظم رهبري در رابطه با اين دولت فرمودند:
من از دولت حمايت مىکنم. از همهى دولتهاى بر سر کار و منتخب مردم حمايت کردم، بعد از اين هم همين خواهد بود؛ از اين دولت هم به طور خاص حمايت مىکنم. اين حمايت، بىدليل و بىحساب و کتاب نيست
حال اين موضوع بهانه اي شد تا جريانات مهم و اتفاقات دولت آقاي خاتمي را به اجمال مرور ميکنيم تا ببينيم آقاي ميرحسين موسوي به چه چيزهايي افتخار ميکند و از آن لذت ميبرد!
1.بر همگان روشن است که...
ادامه مطلب را بخوانید.

مقايسه حضرت فاطمه زهرا (ع) با حضرت فاطمه معصومه (ع)
آقاي مختار شعباني خادم کفشدار و اهل و لا نقل مي کند : حضرت آيت ا... العظمي مرعشي نجفي (ره ) مي فرمودند : پدر بزرگوارشان در زماني که ثروتمند بوده به مکه مشرف مي شود و در آنجا شروع به گريه و زاري مي کند و از رسول خدا (ص) مي خواهد که قبر مادرش فاطمه زهرا (ع) را ببيند و آن را زيارت کند و آشکارا ببيند . خواب مي بيند که حضرت مي فرمايد : فرزندم ! خدا خواسته است که قبر مادرت پنهان باشد . شما برويد قم ، حضرت فاطمه معصومه (ع) را زيارت کنيد ، که همان زيارت حضرت فاطمه زهرا (ع) است
. حيات دوباره
آقاي ناصر اصغر زاده موحد ، از خدام حرم مطهر مي گويد : دريکي از روزها در کفشداري حرم مطهر حضرت معصومه در شيفت کاري خود مشغول کار بودم . بعد از اتمام كار که به منزل رفتم ، ديدم درب منزلمان خيلي شلوغ است . پرسيدم : چه اتفاقي افتاده ؟ گفتند : پسر شما از بالاي پشت بام همسايه - که يک ساختمان سه طبقه بود - به پايين افتاده است ! شوکه شدم و گفتم : بچه مرده است . در کمال نا اميدي ، به سرعت خودم را به بيمارستان رساندم و سراغ پزشک معالج پسرم رفتم و به او گفتم : من خادم حضرت معصومه (س) هستم . در حق بچه ام کوتاهي نکن ! به خاطر بي بي بچه ام را نجات بده . دکتر گفت : هر کاري از دستم مي آمد برايش انجام دادم . او مثل يک مرده افتاده است و از دست من کاري ساخته نيست . در همان حال ، رو به حرم مطهر حضرت معصومه (ع) کردم و از خانم خواستم که پسرم را نجات دهد . ناگهان ! بچه چشمهايش را باز کرد و دوباره بست . او به زندگي بازگشته بود . پسرم مدتي بعد از بيمارستان مرخص شد . امروز که حدود 16 سال از آن ماجرا مي گذرد پسرم صحيح و سالم است . من حيات دوباره او را از اربابم حضرت فاطمه معصومه (س) دارم .
منبع: كتاب عنايات معصوميه
نويسنده: محمد علي زيني وند







يادمان نرود كه آسايش و رفاه امروز را مديون چه كساني هستيم

امام صادق(علیهالسلام) نقل میكند كه فرمود: قاریان قرآن سه دستهاند:
1- كسی كه قرآن میخواند تا از پادشاهان پول بگیرد و به مردم فخرفروشی كند، چنین كسی از اهل آتش است.
2- كسی كه قرآن میخواند و حروف آن را حفظ میكند ولی حدودش را ضایع میكند، او نیز اهل آتش است.
3- كسی كه قرآت میخواند و آن را در ذهن خود جای داده و به آیات محكم آن عمل میكند و به آیات متشابه آن ایمان دارد و واجباتش را به جای میآورد و حلالش را حلال و حرامش را حرام میداند چنین فردی از كسانی است كه خداوند او را از فتنههای گمراه كننده نجات میدهد و او اهل بهشت است و میتواند درباره هر كسی كه بخواهد شفاعت كند.
نصایحی گهربار از امام عسگری علیه السلام
امام حسن عسکری علیه السلام در نامهای گهربار برای ابن بابویه (1) که از فقهای مشهور زمان خویش بوده است، چنین فرمودهاند:
«امّا بعد، تو را ای پیر و معتمد و فقیهم، ابو الحسن علی بن حسین قمی، که خدایت برای کسب خشنودیهایش تو را موفّق بدارد و به رحمت خویش، از صلب تو فرزندانی صالح، عطایت فرماید، سفارش میکنم به تقوای خدا و بر پای داشتن نماز و پرداخت زکات که نماز از مانعان زکات، پذیرفته نشود.
و تو را سفارش میکنم به آمرزش گناه، و فرو خوردن خشم، و صله رحم و همدلی با برادران، و کوشش در (جهت رفع) نیازهای ایشان در سختی و آسانی، و بردباری در برابر نادانان، و نفقه در دین، و تربیت در کارها و رعایت قرآن، و خوشخویی، و امر به معروف و نهی از منکر کهخداوند فرمود:
{در بسیارى از سخنانِ درِگوشى آنها، خیر و سودى نیست مگر كسى كه به این وسیله، امر به كمك به دیگران یا كار نیك، یا اصلاح در میان مردم كند و هر كس براى خشنودى پروردگار چنین كند، پاداش بزرگى به او خواهیم داد} (2)
... پس به وصیت من عمل کن و شیعیانم را بگو تا بدان وادار شوند. و برتو باد انتظار فرج که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: { برترین اعمال امّت من، انتظار فرج است}، شیعیان ما همواره در اندوه خواهند بود، تا آنکه فرزندم ظهور کند؛ همان که پیامبر صلی الله علیه و آله بدو مژده داد که زمین را از عدل و داد پر میکند، پس از آنکه از ستم و بیداد پر شده باشد. پس ای پیرو و شیعه من شکیبا باش و همه شیعیانم را به شکیباییفرمان ده که: { زمین از آن خداست، آن را به هر که از بندگانش خواهد به میراث دهد، و فرجام از آنِ پرهیزکاران است} (3) و درود بر تو و بر تمام شیعیانم و رحمت و برکات خدا بر ایشان باد.»
پاورقیها:
1- علی بن بابویه قمی، پدر شیخ صدوق.
2- سوره نساء، آیه 114.
3- سوره اعراف، آیه 128.
منبع: كتاب هدایتگران راه نور، زندگانی امام عسکری علیه السلام، تالیف آیت الله مدرسی.

با وجود انتشار شايعات و پيامكهاي ترور سلمان رشدي كه به صورت وسيعي در ميان عموم مردم صورت گرفت، اين خبر تا اين لحظه توسط هيچ يك از منابع رسمي، ديپلماتيك و رسانههاي معتبر محلي و همچنين خبرنگار فارس در لندن مورد تاييد قرار نگرفته است.
به گزارش خبرگزاري فارس، روز گذشته در پي انتشار وسيع خبر ترور و مرگ "سلمان رشدي " نويسنده مرتد انگليسي هندي تبار، با وجود پيگيريهاي خبرگزاري فارس اين خبر توسط هيچ يك از منابع رسمي، ديپلماتيك و رسانههاي معتبر محلي و همچنين خبرنگار فارس در لندن، تا اين لحظه مورد تاييد قرار نگرفته است.
*سلمان رشدى كيست؟
ادامه مطلب را بخوانید.

افکاری که بر قلب انسان عارض می شود خاطر نامیده می شود حال اگر این افکار طوری باشند که آدمی را به سوی شرّ دعوت نمایند بدان وسوسه میگویند و اگر افکاری پسندیده باشند و آدمی را به خیر و صلاح دعوت نمایند بدان الهام میگویند.
در توضیح این مطلب باید قلب را نسبت به خواطر مانند هدفی دانست که از هر سو تیرباران می شود یا حوضی که از جداول مختلف آب در آن ریخته می شود. یا آئینه ای صاف دانست که اشکال مختلف در آن منعکس می شود و این موجود لطیف الهی میدان و معرکه درگیری و جولان و تزاحم این گونه مسائل است تا روزی که رابطه او با این بدن قطع شود.
هر خاطری که در ذهن و دل انسان عبور می کند حتما سببی دارد اگر این خاطر وسوسه باشد سبب آن را إغوا و خذلان می گویند و اگر الهام باشد آن را لطف و توفیق گویند. ریشه عمل انسان خاطر است چرا که خاطر محرک انسان به سوی عمل است و از این جهت دارای اهمیت خاص است . مهم در عمل آدمی آن است که راه را بر وسوسهها بربندد و دل را برای ورود الهامات آماده سازد . وسوسهها از جنود شیطان و الهامات از جنود الهی هستند. وسوسه اثر شیطان و الهام اثر فرشته است و نفس آدمی در ابتدا، قابلیت هر دو را دارد اگر شیطان مجال یابد و نفس انسان به سوی شهوت و غضب مایل شود در اینجا وسوسه داخل میشود و هر گاه به یاد خداوند باشد مجال شیطان تنگ شده و کنار میرود و الهام فرشته بر دل می نشیند، همیشه بین این دو جنگ و تطارد می باشد. ابزار شیطان خیالات و اوهام است و ابزار فرشتگان عقل می باشد، شیطان تخم وسوسه را در وهمیات مینهد و فرشته جوجه الهام را در عقل پر و بال می بخشد.
چون راه حق واحد است و راه باطل فراوان، پس وساوس از طرق و راههای فراوان به قلب راه دارند ولی راه ملائکه بیش از یکی نیست.
روزی پیامبر اسلام(ص)یک خط کشید و فرمود این راه خدا است و راههایی از چپ و راست ترسیم نمود و فرمود که این راههای شیطان است، در هر راهی از آنان شیطانی دعوت کننده است.
از جانب دیگر میل نفس به باطل بسیار آسان و کم مؤونه است و انقیاد حق سنگین و پر هزینه است و لذا اکثر نفوس به باطل میل می نمایند تا به حق.
با ذکر این مقدمه می گوئیم که وسوسه دو گونه است:
الف: وسوسههایی که باعث شرور و منشأ عمل به معاصی می شوند.
ب: وسوسههایی که صرف ورود به ذهن بوده و بلا اراده و اختیار میآیند و اثر عملی ندارند.
از بین بردن نوع دوم از وسوسهها کاری بسیار سنگین و طاقت فرسا است و اولیاء خدا در این زمینه به توفیقاتی عظیم دست می یابند اما نوع اول از خیالات و وسوسهها که منشأ و باعث عمل به مفاسد و شر و معصیت میشوند به طرق ذیل با آنان باید مقابله نمود:
الف: انسان باید عاقبت این عمل در دنیا و عواقب آن را در آخرت متذکر شود و رسوایی دنیائی و اخروی این لذایذ ناپایدار را در دل و جان خود مرور کند و نعمتهای عظیم خداوند در دنیا و آخرت را هم بیاد آورد و اینکه صبر و مقاومت در مقابل این وسوسهها آسانتر از آتش سوزان جهنم است و در عوض چه ثواب پایداری خواهد داشت. با این حال البته نور معرفت و ایمان موجب شناخت حقیقت می شود و وسوسههای شیطان از دل شخص دور خواهند شد.
نورانیت تفکر که از عادات بزرگ است و نیز تذکر و براهین عقلی به منزله رجم شیطان و وسوسههای او می باشند.
ب: از قرار دادن نفس خود در معرض این وسوسهها جلوگیری نموده و زمینه و بستر آن را فراهم نکند و نفس خود را در برف فراق نگهدارد و به آفتاب عراق نکشاند تا زمینه بروز این وسوهها و مجال وسوسه انگیز شیطان را فراهم ننماید که لازمه این عمل شناخت جنود شیطان یعنی شهوت و غضب و حرص و حسد و عداوت و حقد و عجب...میباشد.
ج: در آبادانی قلب بوسیله فضائل و آبیاری نهالهای فضیلت و انسانیت بکوشد تا خود به خود عرصه بر شیاطین و وسوسههای آنان تنگ آید.
د: کثرت ذکر خداوند بوسیله قلب و زبان که هر کدام از اینان خود مباحثی طولانی دارند

نزدیک ِ عملیات بود. می دانستم دختر دار شده. یک روز دیدم سر ِ پاکت ِ نامه از جیبش زده بیرون.
گفتم: این چیه؟
گفت: عکس ِ دخترمه.
گفتم: بده ببینمش.
گفت: خودم هنوز ندیدمش.
گفتم: چرا؟
گفت: الان موقع ِ عملیاته. می ترسم مهر ِ پدر و فرزندی کار دستم بده. باشه بعد.
.
مهدی زین الدین، فرمانده لشکر هم که بود، یک آدم ِ عادی بود. آدم ِ عادی ای که سعی می کرد در هر لحظه بهترین کار را بکند، بهترین تصمیم را بگیرد، بهترین باشد. این سعی ِ مدام و طاقت فرسا بود که این آدم ِ عادی را آدمی کرد شگفت، به شگفتی مهدی زین الدین.
وهابیون بعد از تخریب حرم ائمه بقیعَ در سال هشتم شوال سال 1344 هجری قمری، قصد جسارت به گنبد مطهر حضرت رسول اکرم(ع) نیز داشته اند و برای این منظورشان فردی از آنها جهت بمب گذاری و تخریب، به بالای گنبد می رود که به امر خدا ( یا صاعقه و یا هر حادثه دیگری) جسد نحس آن وهابی پست بربالای گنبد خشک می شود و هرچه می کنند تا آن جسد نحس را پایین بکشند نمی توانند. تا اینکه یکی از علمای شیعه حضرت رسول (ع) را در خواب می بیند و قضیه را برای ایشان تعریف و کسب تکلیف می کند که حضرت بدین مضمون می فرمایند که این درس عبرتیست برای دیگران. و بعدها با یک قابی آن جسد نحس را می پوشانند.( اینهم تصویر مربوطه)
خداوند شر وهابیون کافر را از سر مسلمانان کم کناد. ان شاء الله.


شادي عيد ؟و نشاطي في عبادتک و زهدي فيما يوجب لي اليم عقابک
الکل چقدر بخورم؟ بالاخره عيده، ديد و بازديد مي ريم. با بچه ها و رفيق ها مي ريم بيرون. کوه دشت، سيزده به در بالاخره ما هم جوونيم يک کم تفريح مي خوايم. خداي اگه بيراه مي گم بزن تو دهنم. اصلاً مگه خود خدا نگفته آدم بايد تفريح داشته باشد. مگر پيغمبر خدا نگفتن وقتتون سه قسمت کنيد. يکي کار، يکي هم تفريح، حالا يک لبي هم تر کنيم که چيزي نمي شه.
- بله. حالا کي منکر تفريح کردن. برو حال کن تفريح کن اصلاً يک کيف اساسي بکن، همچين کيف کن که خستگي جسم و روحت با هم دربره. اما مواظب باش جونت درنره. دوماً جِر نزن ، حرف پيغمبر را درست بگو.
+ چي مي گي؟ من حرف پيغمبر را درست گفتم
- نه ديگه. شايد درست گفتي اما کامل نگفتي. بمثل اينکه از لا اله الا الله نصفشو بگي.
+ يعني چي
- يعني فقط «لا اله» رو بگي. يعني هيچ خدايي شکست.
+او ده. چقدر سخت مي گيري
خداوند شفا و سلامتي را در حرام قرار نداده است
- سخت نمي گيرم. پاي حرف خدا پيغمبر که مياد وسط بايد دقيق بود. مثل دندانه هاي کليد مي مونه يکي کم يا يکي زياد در عاقبت به خيري و سعادت ما براي هميشه بسته مي شوند.
+ حالا، دمت گرم تا در دل ما بازه بگو پيغمبر خدا چي گفت؟
- حضرت محمد صلي اله عليه و آله و سلم فرمودند. وقتي و روز خود را چهار قسمت کنيد. يکي کار، دومي عبادت سومي ديدار برادران و دوستان چهارمي تفريح از حلال که اين کمک کار دوتاي ديگر است:
+ خوب، آدم کار درست، حرفت هم درست، بگو ببينم اين حديث چه ربطي به يک لب تر کردن ما داشت. مگه با يک قُلپ و جرعه ما قرآن خدا غلط مي شه؟
- آها. اولاً آخر هر چي کار دست و حرف درسته خود پيغمبر و آل بيت (عليهم) شريفش هستند.
دوماً بزار يک ماجرا برات بگم تا اينقدر از زهرماري حمايت نکني.
+ آخه مي گن، يک کم الکل نه تنها ضرري نداره، تازه براي خيلي از مريضي ها هم خوبه خاصيت دارويي داره. من هم مي گم به خاطر خاصيتش يک لبي بزنيم.
- حالا جوابتو از زبان من نشنو، از زبان امام صادق عليه السلام خوب گوش کن.
پير مردي از شيعيان نزد امام صادق عليه السلام آمد و پرسيد: دردي دارم و براي درمان آن، شراب خرما مي نوشم.
امام فرمودند: چه چيز تو را از نوشيدن آبي که خداوند از آن هر موجود زنده اي را آفريده است، باز مي دارد؟!
پيرمرد گفت: با مزاجم سازگار نيست.
امام عليه السلام پرسيدند: «چه چيزي تو را از خوردن عسل باز مي داردف در حاليکه خداوند فرموده است: «در آن – عسل – براي مردم شفا هست؟»
پيرمرد گفت: عسل پيدا نمي کنيم.
امام عليه السلام فرمودند: «پس چه چيزي تو را از نوشيدن شير که گوشت از آن روييده و استخوانت از آن استوار شده باز مي دارد؟!
پيرمرد گفت: با مزاجم سازگار نمي افتد.
امام صادق عليه السلام در اين هنگام به وي فرمودند: «آيا مي خواهي که تو را به شراب نوشيدن امر کنم؟! نه. به خدا سوگند، تو را به اين کار، امر نمي کنم»1
+ بابا، امام صادق عليه السلام، عجب جواب توپي دادن، راه فرار براي بيچاره باقي نگذاشتن.
- اما، بذار براي اينکه خيالت کامل راحت بشه و شيطون نتونه تو را وسوسه کنه يک جواب زيباي ديگه از زبان امام صادق برات بگم.
- عجله نکن، تير خلاص را به دل سياه شيطون با اين حديث بزن!
مفضل بن عمرو مي گويد، از امام صادق عليه السلام پرسيدم: فدايت شوم! چرا خداوند شراب، گوشت خوک، مردار، خون را حرام کرده است؟
امام صادق عليه السلام فرمودند: «خداوند – سبحانه و تعالي – هيچ چيزي را از سر ميل و رغبت و يا کراهت خودش براي بندگان حرام و يا حلال نکرد. بلکه چون خدا تمامي آفريدگان را آفريد و به آنچه بدن آنها، با آن برپا و سالم است و مورد نيازشان است علم دارد، از سر لطف و مصلحت براي بندگانش براي آنها حلال و مباح کرد و هرچه زيان داشت تهي کرد و حرام گرداند. 2
+ پس در يک جمله مي توان گفت خداوند شفا و سلامتي را در حرام قرار نداده است.
- بله، دقيقاً پيغمبر صلي اله عليه و آله و سلم مي فرمايند: اِن الله عز و جل – لم يجعل شفاءکم في حرامِ 3
خدايا، دست ما را بگير تا اسير وسوسه شيطون نشويم
از آب زلال کوثر در همين دنيا به ما بچشان
اين آب زلال کوثر محبت حضرت فاطمه زهرا و خاندان پاک است و ساقي هم اميرمومنان است.
نوشته: سلطاني-دين و انديشه تبيان




