تبليغاتX
... و خدا مهربان است s
 

... و خدا مهربان است





امام صادق(ع) و نوروز

علامه مجلسي ( 1037 1110 هـ.ق) محمد باقر پسر محمد تقي شيخ الاسلام رسمي و در حقيقت رءيس دانشگاه روحاني اصفهان، در باب 22 از کتاب ( سماء و عالم ) از ( بحار الانوار) مجلد 59 ص 9143 چ آخوندي تهران 1386 ق 1967 م، حديث را چنين مي آورد: روايت با زنجيره پيوسته از معلي پسر خنيس است که گفت: روز نوروز من به خدمت امام صادق ( ع ) در آمدم، او فرمود: آيا اين روز را مي شناسي؟ من عرض کردم: اين روزي است که ايرانيانش بزرگ مي دارند و براي يکديگر پيش کش برند. فرمود: به خانه کهن سال مکه سوگند که اين رسمي ديرپا است که من تو را از آن آگاه مي کنم. گفتم : ... اي بزرگوار،دانستن اين رسم نزد من با ارزش تر از زندگي دوستان و مرگ دشمنان است ... فرمود: امروز روزي است که خداوند ( عهد ازل = پيمان جاودانه ) را با مردم ببست، روزي است کخ نخستين بار خورشيد بدرخشيد و با بوزيد، و زمين لرزه پدپد آمد ، روزي است که کشتي نوح بر کوه جودي نشست روزي است که جبرءيل بر پيامبر فرود آمد... روزي است که حضرت پيامبر علي را بر شانه بلند کرد تا بت هاي کعبه را سرنگون ساخت ... روزي است که دستور داد مردم با علي بيعت کنند ( غدير خم ) روزي است که مردم براي بار دوم پس از مرگ عثمان با علي بيعت کردند .. هيچ نوروزي نيست که ما منتظر فرج نباشيم ... اين روز را شما ( عرب ها ) فراموش کرديد و ايرانيان آن را نگاه داشته اند.

منبع: سایت تبیان

| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387;ساعت 5:57;  توسط اسماعیل تذرو; 
منبع درآمد مخفی احمدی نژاد

رئیس جمهوری اسلامی ایران هم چنان و با گذشت نزدیک به چهارسال از ریاست خود بر قوه مجریه از حقوق اداری استفاده نکرده و همچنان به دریافتی خود از دانشگاه به عنوان استاد دانشگاه قناعت می کند.

به گزاش جهان نیوز؛ هر چند خبر عدم دریافت حقوق توسط رئیس جمهور از مدت ها پیش بر سر زبان ها افتاده و رسانه ای شده بود و حتی استفاده نکردن رئیس جمهور از حق ماموریت های خود نیز در همان زمان بسیار مورد توجه قرار گرفت اما این بار خبرنگار جهان به منبع درآمدی ناگفته ومخفی برای رئیس جمهور دسترسی پیدا کرد که تاکنون خبری از آن منتشر نشده است.

دکتر احمدی نژاد که پس از ریاست جمهوری به دلیل کم شدن حضورش در دانشگاه با کاهش دریافتی خود مواجه شده است و از طرفی با توجه به بالا رفتن مهمان ها و دیدار کنندگان با وی، رئیس قوه مجریه از مدت ها پیش اقدام به دریافت وام های با اقساط پایین نموده و گذران زندگی خود را که با مشکل مواجه شده از طریق وام های قرض الحسنه به انجام می رساند.

این گزارش حاکی از آنست که تغییر مکان زندگی رئیس جمهور نیز که در خانه های سازمانی دولتی سکنی گزیده از دیگر نشانه های ساده زیستی رئیس جمهور در وضعیتی پایین تر از خط فقر است. چرا که خانه وی از داشتن معمولی ترین امکانات مانند مبل و دیگر وسایل محروم بوده و چینش موکت ها و وسایل زوار در رفته به حدی چشم را آزار می دهد که در سفری که سید حسن نصرالله به ایران داشته و به عنوان مهمان وارد خانه دکتراحمدی نژاد شده بود، دبیر کل حزب الله لبنان از چنین زندگی ساده و بی آلایشی به شدت اظهار تعجب و شگفتی کرده بود.

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387;ساعت 19:37;  توسط اسماعیل تذرو; 
هتك حرمت زنان عراقي به‌ دست نظاميان آمريكايي

 

ماشين جنگي آمريكا تاكنون زندگي ميليونها زن عراقي را به تباهي كشيده و در اثر هتك حرمت نظاميان آمريكايي تاكنون دختران و زنان زيادي با قيمت ارزان به ...


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387;ساعت 19:22;  توسط اسماعیل تذرو; 
قصیده بهار

آمد بهار و بوستان شد رشك فردوس برین

گلها شكفته در چمن چون روی یار نازنین

از سنبل و نرگس جهان باشد به مانند جنان

و ز سوسن و نسرین زمین چون روضه خلد برین

یك سو نوای بلبلان یك سو گل و ریحان و بان

یك سو نسیم خوش وزان یك سو روان ماء معین

شد موسم عیش و طرب بگذشت هنگام كرب

جام می‌گلگون طلب از گلعذاری مه جبین

مهدی امام منتظر نوباوه خیرالبشر

خلق دو عالم سربسر بر خوان احسانش نگین

گرنه وجود اقدسش ظاهر شدی اندر جهان

كامل نگشتی دین حق ز امروز تا روز پسین

ظاهر شود آن شه اگر شمشیر حیدر بر كمر

دستار پیغمبر به سر دست خدا در آستین

دیاری از این ملحدان باقی نماند در جهان

ایمن شود روی زمین از جور و ظلم ظالمین

توفیق تحصیلم عطا فرما و زهد بی‌ریا

تا گردم از لطف خدا از عالمین عاملین

شاعر:حضرت امام خمینی(ره)

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387;ساعت 11:41;  توسط اسماعیل تذرو; 
دلايل ازدواج هاي متعدد پيامبر اسلام (ص)

جلسات شعر و نعت خواني با موضوع پيامبر اعظم

در آغاز بيان دو نكته ضروري است.

اوّل: نگاهي كوتاه به فرهنگ ازدواج در جزيره العرب در زمان پيامبر(ص):

1ـ عرب هاي جاهلي نسبت به دختر،‌ بلكه جنس زن بي علاقه بودند، چون در محيطي كه دائم مردم با هم به جنگ و خونريزي مشغول بودند و هر كس هر قدر كه مي توانست، به ديگران ظلم روا مي داشت، خوف داشتند كه در جنگ،‌ دختران اسير شوند و باعث ننگ آن طايفه گردند، نيز به جهت وضع بد اقتصادي و اين كه دختران به فحشا رو آورند و ... به دختر علاقه اي نداشتند، بلكه دختر داري را ضد ارزش مي شمردند و بعضاً به زنده به گور كردن دختران رو مي آوردند.

2ـ چون جنگ و خونريزي در آن محيط امري متداول بود، و عرب جاهلي با اندك بهانه اي يك ديگر را مي كشتند، حاصل به هم خوردن تعادل جمعيتي بود و نسبت زنان به مردان افزايش چشمگيري پيدا مي‌كرد (چون مردان به جنگ اقدام مي كردند، نه زنان و كشته‌ها از مردان بود) كه گزينة «چند زن داشتن» را براي رهايي از مشكل عدم تعادل جمعيتي پذيرفتند. اين مشكل در اكثر نقاط از جمله در ايران هم وجود داشت، ليكن در عربستان بيشتر بود.

3ـ در آن وضع ناگوار اقتصادي، زن گرفتن از يك خانواده و قبيله نوعي كمك به آنان محسوب مي شد، به همين جهت مشركان قريش به دامادهاي پيامبر(ص) فشار وارد مي كردند كه دختران پيامبر(ص) را طلاق دهند تا بر مشكلات پيامبر افزوده شود.

4ـ در محيطي كه نا امني و جنگ و خونريزي آسايش را از همگان ربوده بود، ازدواج از مهم ترين عامل بازدارندة از جنگ به شمار مي آمد.

5ـ در آن وضع زن بيوه اگر شوهر نمي كرد، خوشايند نبود، بلكه زشت شمرده مي‌شد. به مجرد آن كه شوهر مي مرد، يا از وي طلاق مي گرفت و عدّه وفات يا طلاق سپري مي شد، شوهري ديگر گزينش مي شد، مانند «اسماء بنت عميس» كه اوّل همسر جعفر بن ابي طالب شد، بعد از شهادتش به عقد ابوبكر در آمد و بعد از درگذشت ابوبكر همسر امام علي(ع) شد. اين شيوه در آن فرهنگ متداول بود.

 

نكتة دوم: نگاهي گذرا به ازدواج پيامبر(ص).

1ـ پيامبر(ص) در 25 سالگي با حضرت خديجه كه چهل سالش بود و قبلاً يك يا دوبار شوهر كرده بود و با مرگ شوهر بيوه شده بود، ازدواج نمود، و به مدت بيست و پنج يا بيست و هشت سال با وي زندگي كرد و همسر ديگري نگرفت.

2ـ همة‌ همسران پيامبر(جز عايشه) بيوه بودند. آنان پيش از آن كه به همسري پيامبر(ص) در آيند، يك يا دوبار شوهر نموده بودند و بعد از درگذشت و يا شهادت شوهر و انقضاي عدّه به عقد پيامبر(ص) در آمدند.

3ـ عمدة‌ ازدواج هاي پيامبر(ص) در شرايط سخت و دشوار جنگي صورت گرفته بود، مانند شكست مسلمانان در جنگ اُحد كه وضع مسلمانان بسيار ناراحت كننده بود.

4ـ پيامبر(ص) از قبايل مهم عرب مانند تيم، عدي، بني اميه، نيز يهوديان مدينه همسر انتخاب كرد، ولي از قبايل انصار زن نگرفت.

دقت در اين امور به ما مي فهماند كه ازدواج هاي پيامبر نه در پي ارضاي خواهش‌هاي نفساني، بلكه در جهت اهداف عالي بود كه ذيلاً بيان مي‌شود.

بي شك پيامبر در ازدواج هاي متعدد دنبال خوشگذراني ها نبود، چون:

اوّلاً: اگر چنين بود، مي بايست در سنين جواني به اين امر مبادرت مي كرد، نه در سنين پيري و آن هم در شرايط سخت و دشوار.

پيامبر اکرم

ثانياً: خوشگذراني انگيزة آن حضرت بود، مي بايست جهت گيري هايش در گزينش همسر، اين ادعا را اثبات كند. حضرت دنبال زنان زيبا و جذّاب از جهت امور جنسي و جواني نبود، حتي به خواستگاري برخي از زنان مانند «ام سلمه» رفت و او تعجب نمود دراين سن و سال كه كسي حاضر نمي شود با او ازدواج كند، چرا پيامبر دنبال زنان جوان نمي رود و به خواستگاري او كسي را فرستاده است.

ثالثاً: آناني كه با انگيزة كاميابي جنسي به ازدواج هاي متعدد رو مي آورند،‌ ماهيت زندگي آنان به گونه اي ديگر است. آنان به زرق و برق ظاهري زندگي، لباس و زينت زنان و رفاه و خوشگذراني رو مي آورند؛ درحالي كه سيره و زندگي پيامبر اسلام(ص) خلاف اين را نشان مي‌دهد. پيامبر(ص) در برابر خواست همسران خويش در مورد زرق و برق زندگي، آنان را مخيّر كرد كه يا همين ساده زيستي را برگزينند و به عنوان همسر پيامبر باقي بمانند و يا از حضرت طلاق بگيرند و بروند دنبال زرق و برق زندگي.

علامة طباطبايي در اين باره مي نويسد: داستان تعدّد زوجات پيامبر(ص) را نمي توان بر زن دوستي و شيفتگي آن حضرت نسبت به جنس زن حمل نمود، چه آن كه برنامه ازدواج آن حضرت در آغاز زندگي كه تنها به خديجه اكتفا نمود و هم چنين در پايان زندگي كه اصولاً ازدواج بر او حرام شد، منافات با بهتان زن‌دوستي آن حضرت دارد. (1)

رابعاً: دو تن از زنان پيامبر(ص) كنيز بودند. اگر هدف پيامبر از ازدواج لذت بردن از آنان بود،‌اين دو چون كه كنيز بودند، بدون ازدواج، پيامبر(ص) مي توانست از آنان بهره مند شود. با اين تحليل ازدواج بي فايده بود.

بنابراين اهداف و حكمت هاي ازدواج پيامبر(ص) را مي بايست در اهداف بلند و ارزشي جستجو نمود كه مهم ترين آن بدين شرح است:

1ـ هدف سياسي ـ تبليغي:

يكي از اهداف ازدواج هاي پيامبر(ص) هدف سياسي – تبليغي بود؛ يعني با ازدواج موقعيتش در بين قبايل مستحكم گردد و بر نفوذ سياسي واجتماعيش افزوده شود و از اين راه براي رشد و گسترش اسلام استفاده نمايد.

حضرت به خاطر دست يابي بر موقعيت هاي بهتر اجتماعي وسياسي، در تبليغ دين خدا و استحكام آن و پيوند با قبايل بزرگ عرب و جلوگيري از كارشكني‌هاي آنان وحفظ سياست داخلي وايجاد زمينة مساعد براي مسلمان شدن قبايل عرب، به برخي ازدواج ها رو آورد.

در راستاي اين اهداف پيامبر(ص) با عايشه دختر ابوبكر از قبيله بزرگِ «تيم»، با حفصه دختر عمر از قبيله بزرگ «عدي»، با ام‌حبيبه دختر ابوسفيان از قبيلة نامدار بني‌اميه، ام سلمه از بني مخزوم، سوده از بني اسد، ميمونه از بني هلال و صفيه از بني‌اسرائيل پيوند زناشويي برقرار نمود. ازدواج مهم ترين پيوند و ميثاق اجتماعي است، به ويژه در آن فرهنگ تأثير بسياري از خود به جا مي گذارد.

در آن محيطي كه جنگ و خونريزي و غارتگري رواج داشت، بلكه به تعبير «ابن‌خلدون» جنگ و خونريزي و غارتگري جزو خصلت ثانوي آنان شده بود،(2) بهترين عامل بازدارنده از جنگ ها و عامل وحدت و اُلفت، پيوند زناشويي بود. به همين جهت پيامبر(ص) با قبايل بزرگ قريش، به ويژه با قبايلي كه بيش از ديگران با پيامبر(ص) دشمن بودند، مانند بني اميه و بني اسرائيل،‌ ازدواج نمود. امّا با قبايل انصار كه از سوي آنان هيچ خطري احساس نمي شد و آنان نسبت به پيامبر(ص) دشمني نداشتند، ازدواج نكرد. «گيورگيو» نويسندة مسيحي مي نويسد: محمد(ص) ام حبيبه را به ازدواج خود در آورد تا بدين ترتيب داماد ابوسفيان شود و از دشمني قريش نسبت به خود بكاهد. در نتيجه پيامبر با خاندان بني اميه و هند زن ابوسفيان وساير دشمنان خونين خود خويشاوند شد و ام‌حبيبه عامل بسيار مؤثري براي تبليغ اسلام در خانواده هاي مكه شد.(3)

2ـ هدف تربيتي

پيامبر(ص) حمايت از محرومان و واماندگان را جزء آيين نجات بخش خويش قرار داد. قرآن مردم را به حمايت از واماندگان ومحرومان و ايتام فرا مي خواند. پيامبر(ص) در مناسبت هاي مختلف مردم را به اين كارخداپسندانه تشويق نمود، و در عمل براي مردان بيچاره و وامانده در كنار مسجد «صفه» را بنا نهاد و حدود هشتاد نفر از آنان را در آن جا سكني داد.

اين حمايت عملي و صفه نشيني مربوط به مردان بود، اما دربارة زنان با توجه به موقعيت آنان، اين گونه راه حل براي رهايي آنان از مشكلات پسنديده نبود، بلكه رسول خدا(ص) براي زنان راه حل ديگري را در نظر گرفت. حضرت از فرهنگ مردم و راه حل چند همسر داري كه بازتاب شرايط اجتماعي بود، بهره جست و مردان مسلمان را تشويق نمود كه زنان بي سرپرست و يتيم دار را به تناسب حالشان، با پيوند زناشويي به خانه هاي خويش راه بدهند، تا آنان و يتيمانشان از رنج بي سرپرستي و تنهايي و فقر مالي و عقده هاي رواني رهايي يابند؛ و خود نيز در عمل به اين كار تن داد تا مسلمانان در عمل تشويق شوند و در مسير رفع محروميت واماندگان قدم بردارند.

پيامبر(ص) با زنان بيوه ازدواج نمود و آنان را به همراه فرزندان يتيمشان به خانة خويش راه داد،‌ تا هم خودش به قدر توان در زدودن مشكلات گام برداشته باشد و هم الگوي خوبي براي مردم در اين امر باشد.

پيامبر اکرم

3ـ هدف رهايي كنيزان:

اسلام با برنامه ريزي دقيق و مرحله به مرحله در جهت آزادي اسيران گام برداشت. رسول خدا(ص) از شيوه هاي خوب و متعدد براي آزادي اسيران بهره جست كه ازدواج از جملة آن‌ها است. جويريه و صفيه كنيز بودند. پيامبر(ص) اين دو را آزاد كرد و سپس با آن دو ازدواج نمود، تا بدين وسيله به مسلمانان بياموزد كه مي‌شود با كنيز ازدواج نمود. اوّل او را آزاد نمود و سپس شريك زندگي قرار داد. در ازدواج پيامبر با جويريه بسياري از كنيزان آزاد شدند. توضيح اين كه: جويريه در غزوه بني مصطلق اسير شده بود و در سهم غنيمتي رسول خدا(ص) قرار گرفت. حضرت وي را آزاد كرد و سپس با وي ازدواج نمود. كار حضرت براي يارانش الگوي خوبي شد و تمامي اسيران غزوه بني مصطلق كه حدود دويست تن بودند،‌ آزاد شدند.

«گيورگيو» دانشمند مسيحي مي نويسد: محمد با جويريه ازدواج كرد. يارانش اين عمل را نپسنديدند و آن را با تعجب مي نگريستند. فرداي آن روز كم كم اسيران خود را آزاد كردند، چون كه نمي توانستند بپذيرند كه بستگان همسر پيامبر(ص) بردة آنان باشند.(4)

4ـ نجات زن و جلوگيري از غلتيدن وي در دامن بستگان مشرك و كافر

برخي از زناني كه مسلمان شده بودند و به جهت مرگ، شهادت و يا ارتداد شوهر، بي سرپرست مي شدند و زندگي بر آنان بسيار مشكل بود و در وضع بسيار اشفته اي به سر مي بردند، همانند ام حبيبه، دختر ابوسفيان كه همراه شوهرش به حبشه هجرت كرد و در آن جا بي سرپرست شد. نه مي توانست در آن جا بماند و نه به مكه نزد پدرش برگردد.

پيامبر(ص) وقتي كه از مشكل وي با خبر شد، پيكي براي نجاشي پادشاه حبشه فرستاد و از او خواست تا ام حبيبه را به عقد پيامبر در آورد. اين ازدواج باعث شد كه وي از بي سرپرستي نجات پيدا كند و به دامن بستگان مشرك خويش نغلتد.

5ـ‌ طرد سنت غلط و جاهلي:

در اسلام «پسرخوانده» حكم پسر واقعي را ندارد و زن پسر خوانده بر مرد مَحْرَم نيست. در حالي كه در جاهليت احكام پسر واقعي را بر پسر خوانده سرايت مي دادند، از آن جمله زن پسر خوانده بر پدر خوانده محرم بود. اسلام اين حكم را باطل نمود.(5) پيامبر(ص) به دستور خدا با «زينب بنت حجش» كه همسر مطلقه زيدبن حارثه، پسرخواندة پيامبر بود، ازدواج نمود، تا حكم جاهلي را در عمل باطل كند و مردم پذيراي نقض حكم جاهلي باشند.(6)

اگر اين ازدواج صورت نمي گرفت، ممكن بود زيدبن حارثه، يا پسرش اسامه بن زيد، بعد از رحلت پيامبر به عنوان پسر و وارث پيامبر مطرح مي شد و مسير امامت و وراثت خاندان پيامبر(ص) دگرگون مي شد.

افزون بر اين امور ازدواج هاي پيامبر از اهداف و حكمت هاي ديگري برخوردار بود كه به جهت رعايت اختصار از ذكر آن‌ها خودداري مي‌شود.

در پايان به بيان نكته اي ديگر مي پردازيم: در اسلام چند همسر گزيني براي مردان محدود است. مرد نمي تواند بيش از چهار همسر دائمي در يك زمان داشته باشد.

قرآن مي‌گويد: با رعايت عدالت مي‌تواند چهار همسر داشته باشد.(7) تا قبل از نزول اين حكم مردان بيش از چهار همسر دائمي داشتند.

همة زنان پيامبر(ص) قبل از نزول اين حكم به عقد پيامبر(ص) در آمده بودند. خداوند به پيامبرش دستور داد كه از اين پس حق نداري با كسي ازدواج نمايي، و حتي اگر همة زنانت را طلاق بدهي، به جاي آنان نمي تواني با زنان ديگري ازدواج نمايي.(8) اين حكم از احكام اختصاصي پيامبر(ص) است، همان گونه كه وجوب خواندن نماز شب و ... از مختصات پيامبر بود.

 

منبع: سايت پاسخگو

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387;ساعت 14:24;  توسط اسماعیل تذرو; 
تخریب‌ها علیه دولت ‌نهم سازماندهی می‌شود

در حالی که احزاب و رسانه‌های دوم‌خردادی با مظلوم‌نمایی، دولت را به تخریب خود متهم می‌کنند، منابع خبری افشا کردند که برخی سران اصلاحات، کمیته‌هایی منسجم برای تخریب دولت تشکیل داده‌اند.

به گزارش شبکه ایران، پروژه تخریب و سیاه‌نمایی علیه دولت نهم که همزمان با روی کار آمدن این دولت آغاز شده است در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم به شکل سازماندهی‌شده و کمیته‌ای و به شیوه‌های جدیدی پیگیری می‌شود.

گزارش‌های مختلف که هدف اصلی "پروژه تخریب دولت نهم" را رئیس‌جمهوری عنوان می‌کنند، از نقش محوری "حامیان رئیس بنیاد باران" در محور این پروژه خبرمی‌دهند.

روز گذشته سایت جهان نیوز به افشای لایه درونی این پروژه و ردپای نزدیکان خاتمی در آن پرداخت و نوشت: گروه موسوم به " راه اندازی جنگ روانی علیه دولت " که فعالیت خود را از نیمه اسفندماه و با نظارت و راهنمایی ویژه سعید حجاریان در موضوعات جنگ روانی شروع کرده است، حدود 190 نفر از چهره‌های طنزپرداز کشور را در محلی تحت عنوان دفتر ظفر (واقع در خیابان ظفر) سازماندهی کرده و قصد دارد با طراحی و ساخت بیش از 3 میلیون پیامک و بلوتوث، تخریب اصولگرایان و دولت را وارد مرحله کم‌سابقه‌ای کنند.

این افراد که بنا بر اعلام منابع نزدیک به اصلاح‌طلبان پایه حقوق هر یک از آنان 800 هزار تومان تعیین شده است، ماموریت دارند تا فعالیت‌های خود را در اردیبهشت ماه 88 افزایش دهند.

سیاست "تخریب" و "سیاه‌نمایی" عیله دولت در حالی صورت می‌گیرد که تخریب کنندگان و رسانه‌های وابسته به آنان همزمان تلاش می‌کنند تا با مظلوم نمایی، خود را قربانی تخریب و بداخلاقی سیاسی معرفی کنند.

پس از آنکه اطرافیان خاتمی، وی را به اصرار و اجبار به صحنه انتخابات کشاندند، موجی از "تضعیف" و "تخریب" علیه رقیبان به راه افتاد. این موج از آنجایی سرعت گرفت که سایت‌های خبری اعلام کردند یک کارگردان مشهور سینما مسئولیت ساخت نزدیک به 15 فیلم در موضوعات مختلف و با محوریت سیاه نمایی علیه دولت را بر عهده گرفته است.

این کلیپ‌ها که سفرهای استانی، امنیت اخلاقی و اجتماعی و مسائلی چون ماجرای مشائی و کردان را در دستور کار قرار داده‌اند، صرفا انعکاسی تیره و تاریک خواهند داشت.

طبق اطلاعات رسیده این فیلم‌ها پس از تولید در اختیار سایت‌ها و رسانه‌های اصلاح‌طلب قرار داده می‌شوند تا با انتشار عمومی آن عملا اقدامات تبلیغی خود علیه جریان اصولگرایی را رقم بزنند.

به دنبال این پروژه، در یکی از تجمعات انتخاباتی یک نامزد مشهور دوم‌خردادی در یکی از استان‌های غرب کشور، هواداران این نامزد خواستار فرستادن صلوات برای نابودی احمدی‌نژاد شده بودند.

اما تخریب دولت نهم در ادامه با اقدام هماهنگ و چراغ سبز رئیس بنیاد باران به طرفدارانش همراه شده است. وی در سفرهای تبلیغاتی و انتخاباتی خود به شهرهای یاسوج و بوشهر، با متهم کردن دولت نهم به کم‌کاری و بی‌تفاوتی به مناطق محروم، دولت اصلاحات را آغازگر بسیاری از اقدامات ملی و استانی سه سال اخیر معرفی کرده بود.

همراهی و پشتیبانی اعضای دولت اصلاحات نیز به جایی رسید که جهانگیری با انتشار نامه‌ای در آستانه انتخابات و در حمایت از دولت سابق، دستاوردهای دولت نهم را زیر سوال برد. وی آمارهای ارائه شده از سوی رئیس جمهوری را غیرواقعی و تخیلی دانسته بود.

تخریب‌کنندگان دولت نهم حتی سعی کردند که استقبال پرشور مردم ارومیه را از احمدی‌نژاد، تحت تاثیر خبری توهین‌آمیز و بدون منبع قرار دهند. آنان بدون ارائه سندی در اثبات خبر خود مدعی شدند که در ارومیه کفشی به سوی اتومبیل احمدی‌نژاد پرتاب شده است.

تلاش مخالفان در حمله به اقدامات و سیاست‌های دولت و تخریب احمدی‌نژاد در حالی سیر صعودی خود را طی می‌کند که رئیس جمهور در اقدامی بی‌‌سابقه روز گذشته به تمامی مسولان دولت دستور داد تا "از فعالیت‌های انتخاباتی کاندیداها جلوگیری نکنند" و حتی "فضا را برای بیان دیدگاه‌های آنان فراهم کنند".

همچنین پس از آنکه بیانیه دفتر رییس جمهور و تاکیدات مسئولان وزارت کشور در مورد صیانت از ساحت اخلاق و فرهنگ در جامعه و خودداری از تخریب و روش‌های تبلیغاتی غرب با بی تفاوتی این احزاب مواجه شد، احمدی‌نژاد به رفتارهای غیر اخلاقی برخی جریان‌های سیاسی واکنش نشان داده و در جمع مردم ارومیه بر رعایت اخلاق در جامعه تاکید کرده بود.

رهبر انقلاب نیز پیش از این در خطبه های نمازجمعه ماه رمضان گذشته با اشاره به نزدیک شدن فضای انتخاباتی، از همه شخصیت‌ها و رسانه‌ها خواسته بودند تا از تخریب غیر منصفانه دولت بپرهیزند و به جای آن، اگر راه حلی برای مشکلات کشور دارند، آن را ارائه دهند. ایشان همچنین در سخنرانی دیگری به "بی‌بند و باری مطبوعاتی علیه دولت نهم" اشاره کرده بودند.

به نظر می‌رسد گسترش "تخریب" علیه دولت نهم از ترس تخریب کنندگان از نتیجه انتخابات حکایت دارد، ترسی که به واسطه پیوند و جایگاه مردمی احمدی‌نژاد و دولتش ایجاد شده و مخالفان را بر آن داشته است که این پیوند را با تخریب و سیاه‌نمایی علیه دولت، به جدایی تبدیل کنند و به نفع کاندیدای خود رقم بزنند.

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387;ساعت 13:46;  توسط اسماعیل تذرو; 
تمجید نویسنده عرب از ساده زیستی احمدی نژاد

«فهمی هویدی» نویسنده برجسته مصری در مقاله ای با اشاره به دیدار خود با رئیس جمهور ایران به تمجید از شخصیت محمود احمدی نژاد پرداخت.

واحد مرکزی خبر به نقل ازشبکه تلویزیونی الجزیره گزارش داد ، در این مقاله آمده است.. ما سخنان زیادی درباره محمود احمدی نژاد از ابتدای روی کار آمدن وی شنیده ایم . ریاست جمهوری او در ایران باعث وحشت بسیاری در داخل این کشور و خشم بسیاری در خارج از ایران شد.

هویدی در این مقاله درباره جنبه های مختلف شخصیت محمود احمدی نژاد و نظرات سیاسی او سخن گفته است. وی در مقاله خود تاکید کرد احمدی نژاد از ابتدای حکومت خود به سه مساله توجه داشت. نخست اینکه ولخرجی و اسراف را از ریاست جمهوری دور کرد. دوم اینکه از همان ابتدا بر داشتن ارتباط با مردم و در بین مردم بودن اصرار داشت. سوم اینکه، احمدی نژاد دفتر ریاست جمهوری و کابینه را به کارگروهی تبدیل کرد که شب و روز آرام نمی شود. موضوع قابل توجه در این مقاله، توجه نویسنده به شخصیت ساده و سازده زیستی احمدی نژاد است. احمدی نژاد در بسیاری از مراسم عمومی با کاپشن ساده خود حضور پیدا می کند.

فهمی هویدی تاکید می کند که در پشت سادگی وی ، شخصیتی قوی و جدی پنهان است.

فهمی هویدی که پیش از سفر احمدی نژاد به ارومیه با وی دیدار کرده است، می افزاید.. این سفرها برای پیگیری طرحهای تصویب شده در سفر گذشته و اطلاع از اوضاع مردم انجام می شود.

احمدی نژاد همه وزرا را با خود می برد تا هر عضو دولت به مسئولیت خود در چارچوب تخصصی آن رسیدگی کند. وی با اشاره به بخشی از جزئیات و آمار سفرهای استانی رئیس جمهور ادامه می دهد.. نزدیکان احمدی نژاد می گویند که این مرد 55 ساله به علت 17تا20ساعت کار در روز اطرافیان خود را خسته می کند. احمدی نژاد در دفتر ریاست جمهوری قالی ها، پرده ها و آثار گران قیمت را برداشته است.

احمدی نژاد با سفرهای استانی خود کار رئیس جمهور پس از خود را دشوار خواهد کرد. احمدی نژاد با سفرهای استانی و زهد خود ، سنتی را به جا گذاشت که ادامه آن برای دیگران دشوار خواهد بود. او پس از انتخاب شدن به سازده زیستی خود ادامه داد و با همسر و سه فرزندش در خانه کوچکی در محله نارمک در منطقه تهرانپارس در شرق پایتخت ایران زندگی می کرد اما به علت فشار سازمانهای امنیتی مجبور شد در ویلای کوچکی در همین منطقه زندگی کند.

احمدی نژاد هر روز ناهاری را که همسرش برای وی آماده می کند، با خود به دفتر ریاست جمهوری می آورد. او همچنین همان خودرویی را که در سال دو هزار خریداری کرده، نگه داشته است.

احمدی نژاد گاهی خود رانندگی می کند و حتی یک شب ناپدید شد که تلاشها برای یافتن او فایده ای نداشت. پس از آن مشخص شد که برای تسلیت گفتن به خانواده یکی از دوستانش رفته بوده است. فهمی هویدی در ادامه این مقاله خود به تشریح مصاحبه با احمدی نژاد پرداخته است.

گوینده الجزیره گفت.. " این مقاله در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایران منتشرشده که بسیار مهم و مورد توجه است. "

منبع:سايت رجانيوز

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387;ساعت 13:22;  توسط اسماعیل تذرو; 
بر سر مزارم قرآن بخوان

وصيت‌نامه علامه حلى به فرزندش فخر المحققين 

بسم الله الرحمن الرحيم

فرزندم! خداى متعال بر طاعتش يارى‌ات كند، و بر انجام كار نيك و مداومت بر آن موفقت گرداند، و به آنچه دوست دارد و مى‌پسندد رهنمودت سازد، و به هر آنچه از خير، آرزومندى رساندت، و در دنيا و آخرت سعادتمندت گرداند، و لحظه‌هاى زندگى‌ات را با چشم روشنى همراه سازد، عمرى طولانى با سعادت و آسايش نصيب كند، و كارهايت را به اعمال صالح پايان دهد، و موجبات سعادت را روزى‌ات گرداند، و بركات فراوان را بر تو نازل گرداند، از ناملايمات مصونت دارد و بدي‌ها را از تو دفع نمايد.

بدان من در اين كتاب(قواعد الاحكام) با الفاظى كوتاه و عباراتى شيوا قواعد احكام اسلام را براى تو تبيين كردم، و راه و روش استوار را روشن نمودم، و اين در حالى است كه عمرم از پنجاه گذشته و وارد دهه ششم آن مى‌شوم، كه رسول خدا(صلى الله عليه و آله) فرمود: اين زمان آغاز هجوم مرگ‌هاست، پس اگر (عمرم در اين دهه به پايان رسيد) و خداى متعال حكمش را بر من جارى نمود، و آنچه را سرنوشت تمامى بندگان است درباره من جاري فرمود، من تو را وصيت مى‌كنم:


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387;ساعت 14:25;  توسط اسماعیل تذرو; 
دستور رئیس‌جمهور در مقابل پروژه مظلوم‌نمایی دوم‌خردادی‌ها

احدی حق ندارد از انجام سخنرانی‌اشان ممانعت کند    

ممانعت از انجام سخنرانی برخی کاندیداهای انتخاباتی جریان دوم خرداد که پروژه مظلوم‌نمایی این طیف را تقویت می‌کند، با واکنش رئیس‌جمهور روبرو شد و احمدی‌نژاد در جلسه هیئت دولت با با تاکید بر اینکه احدی از مدیران دولتی حق ندارد در این زمینه دخالت یا ممانعتی ایجاد کند، تصریح کرد: فضا باید هر چه می‌تواند پرنشاط تر باشد و به ویژه در دانشگاه‌ها گفتگو کنند و مردم نیز همه حرف‌ها را بشنوند و با پختگی تمام تصمیم درست را بگیرند.

به گزارش رجانیوز، دکتر احمدی‌نژاد بر حفظ نشاط سیاسی کشور در آستانه انتخابات ریاست جمهوری تاکید کرد و گفت: کار سیاسی همین است.

وی افزود: افراد باید به جاهای مختلف بروند و دیدگاه‌هایشان را بگویند و از هر فرصتی که مجاز است استفاده کنند؛ این زیبایی فعالیت در جمهوری اسلامی ‌ایران است.

رئیس جمهور با تاکید بر اینکه احدی از مدیران دولتی حق ندارد در این زمینه دخالت یا ممانعتی ایجاد کند، تصریح کرد: فضا باید هر چه می‌تواند پرنشاط تر باشد و به ویژه در دانشگاه‌ها گفتگو کنند و مردم نیز همه حرف‌ها را بشنوند و با پختگی تمام تصمیم درست را بگیرند.

احمدی نژاد گفت: آن مقداری که زمینه سازی این فضا بر عهده دولت است باید فراهم شود.

وی افزود: البته برخی جاها مثل نیروهای نظامی‌ و انتظامی‌یا فضاهایی که اختیارش در دست بخش خصوصی است از محدوده ما خارج است اما آنجا که در حیطه دولت است باید چنین فضایی حاکم شود.

در این جلسه، هیئت دولت بر اجرای نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان دولت از اول فروردین 1388 تاکید کرد.

رئیس جمهور در این زمینه از سخنگوی دولت، وزیر امور اقتصادی و دارایی، معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری و دیگر دستگاه‌های مربوط خواست اطلاع رسانی درست انجام دهند.

وی افزود: با اینکه اجرای نظام هماهنگ پرداخت حقوق برای بازنشستگان آغاز شده است، برخی از این قشر به ما مراجعه می‌کنند و می‌گویند آیا این کار فقط برای 4 تا 5ماه اول بود، و ما هم پاسخ آن را به صراحت می‌گوییم که این قانون اجرایش آغاز شده است و برای مدتی نیست و همچنان ادامه دارد.

رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه دشمن با طراحی خباثت باری می‌خواهد برخی کشورهای اسلامی‌را مقابل جمهوری اسلامی‌ایران قرار دهد گفت: آنها می‌خواهند ما را به چنین فضایی مشغول کنند تا از دفاع از حقوق ملت خود و ملت‌های مسلمان غافل شویم.

دکترمحمود احمدی نژاد در نشست یکشنبه شب پیش هیأت دولت گفت: شبکه منظمی‌تشکیل شده است و اطلاعات غلطی درخصوص جمهوری اسلامی‌ایران به برخی کشورها می‌دهد که باید بسیار هوشیار باشیم.

وی افزود: دشمنان در صدد هستند که رویارویی ما را با استکبار جهانی، منحرف کنند و به مسائل انحرافی بکشانند.

رئیس شورای عالی امنیت ملی، ملت ایران را صلح دوست‌ترین ملت‌ها، دوست و ‌احترام گذارنده به قوانین و حاکمیت ملی همه ملت‌ها توصیف کرد.

احمدی نژاد گفت: در داخل نیز اظهار نظرهایی می‌شود که ناشی از اطلاعات نادرست است و کسانی که در این زمینه‌ها اظهار نظر می‌کنند باید مراقب باشند و از صحت اطلاعاتی که درباره مسئولان به آنها می‌رسد مطمئن شوند.

رئیس جمهور با بیان اینکه دشمن با چنین طراحی خباثت باری می‌خواهد برخی کشورهای اسلامی‌را مقابل جمهوری اسلامی‌ایران قرار دهد افزود: آنها می‌خواهند ما را به چنین فضایی مشغول کنند تا از دفاع از حقوق ملت خود و ملت‌های مسلمان غافل شویم و حرکت در مسیر روشنی را که آغاز کرده ایم کند کنند.

احمدی نژاد با بیان اینکه اطلاعات دقیقی موجود است که دشمنان می‌خواهند اختلاف ایجاد و از هیچ، مسئله درست کنند گفت: به دوستان خود هم در کشورهای مختلف می‌گوییم مراقب شیطنت‌ها باشند و هوشیاری خود را حفظ کنند.

رئیس شورای عالی امنیت ملی به وزارت امور خارجه ماموریت داد در بیانیه ای رسمی ‌به تشریح این موضوع بپردازد.

احمدی نژاد هدف دشمنان را از این طراحی، منفعل کردن جمهوری اسلامی‌ایران دانست و افزود: ملت ایران توانسته است با حرکتی زیبا و منطقی روشن همه طراحی‌های آنان را با شکست مواجه کند و آنها با چنین روش‌هایی می‌خواهند به حرکت ملت ایران ضربه بزنند.

وی اضافه کرد: آنها می‌خواهند به این جبهه ای که ملت ایران مقابل دشمنان درست کرده است خدشه وارد کنند اما مستکبران و دنباله‌های آنان بدانند که از این حرف‌ها نتیجه ای نخواهند گرفت.

سایت رجا

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387;ساعت 19:36;  توسط اسماعیل تذرو; 
مدت حکومت امام زمان (عج)

یكى از مباحث مربوط به حاكمیت امام زمان(علیه السلام) مدت حكومت ایشان است كه ارقام مختلفى درباره آن بیان شده است. برخى روایات مدت آن را هفت سال و برخى دیگر هفت سال كه هر سال آن برابر ده سال عادى باشد دانسته‌اند و به نظر مى‌رسد گروه دوم روایات، تفسیر كننده دسته اول روایات باشند و در نتیجه بنا بر این دو دسته از روایات، مدت حكومت آن حضرت، هفتاد سال خواهد بود.

اما دسته‌ای از روایات، مدت حكومت او را نوزده سال و چند ماه بیان كرده‌اند و ارقام دیگرى هم ذكر شده است. در میان روایات مربوط به حكومت حضرت بقیة الله تعداد روایاتى كه به نوزده سال اشاره دارند از كثرت و قوت بیشترى برخوردارند.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

ملك القائم علیه السلام عشر سنة و اشهرا(1)؛ مدت حكومت قائم نوزده سال و چند ماه خواهد بود.

وقتى جابربن یزید جعفى از امام صادق(علیه السلام) مى‌پرسد قیام و حكومت قائم چه اندازه به طول مى‌انجامد، مى‌فرماید: از روز قیام تا روز شهادتش نوزده سال خواهد بود.(2)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- غیبت نعمانى، ص 331.

2- بحارالانوار، ج 52، ص 299.

سایت تبیان،‌ هدهدی .

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387;ساعت 14:13;  توسط اسماعیل تذرو; 
نگاهي گذرا به زندگي امام رضا (ع)

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

نام، لقب و کنیه امام

پدر و مادر امام

تولد امام

زندگی امام در مدینه

امامت حضرت رضا (علیه السلام)

اوضاع سیاسی

سفر به سوی خراسان

حدیث سلسلة الذهب

ولایت عهدی

جنبه علمی امام

شهادت امام

تدفین امام

امام رضا علیه السلام هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای خشنودی می‌باشد. امام محمد تقی علیه السلام سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند:

«خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند.»

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است. این توانایی امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد.

پدر و مادر امام:

پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم علیه السلام پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ه.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

تولد امام:

حضرت رضا علیه السلام در یازدهم ذیقعدة الحرام سال 148 هجری در مدینه دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت.

زندگی امام در مدینه:

حضرت رضا علیه السلام تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا به هدایت مردم و تبیین معارف دینی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.

 امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند:

«همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند.»

امامت حضرت رضا (علیه السلام):

امامت حضرت رضا علیه السلام بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم صلی الله و علیه و اله اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم علیه السلامبارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نماییم.

 یکی از یاران امام موسی کاظم علیه السلام می‌گوید: ما شصت نفر بودیم که موسی بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: «آیا می‌دانید من کیستم؟» گفتم: تو آقا و بزرگ ما هستی. فرمود: «این که با من است کیست؟» گفتم: علی بن موسی بن جعفر. فرمود: «پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من می‌باشد.» (1)

اوضاع سیاسی:

 مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:

 1- ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.

2- پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.

3- پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.

مدتی از زندگانی امام رضا علیه السلام همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در آن زمان کوشش‌های فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا علیه السلام می‌شد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو می‌توانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم.

اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. وی در مرو اقامت گزید و فضل ‌بن ‌سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد. اما خطری که حکومت او را تهدید می‌کرد علویان بودند که بعد از قرنی تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر یک به عناوین مختلف در خفا و آشکار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حکومت عباسی بودند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کناره‌گیری کند زیرا حساب می‌کرد نتیجه از دو حال بیرون نیست، یا امام می‌پذیرد و یا نمی‌پذیرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسیان، پیروزی است. زیرا اگر بپذیرد ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار می‌داد ولایت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمین می‌کرد. بدیهی است برای مأمون آسان بود در مقام ولایتعهدی بدون این که کسی آگاه شود، امام را از میان بردارد تا حکومت به صورت شرعی و قانونی به او بازگردد. در این صورت علویان با خشنودی به حکومت می‌نگریستند و شیعیان خلافت او را شرعی تلقی می‌کردند و او را به عنوان جانشین امام می‌پذیرفتند. از طرف دیگر چون مردم حکومت را مورد تایید امام می‌دانستند لذا قیامهایی که بر ضد حکومت می‌شد جاذبه و مشروعیت خود را از دست می‌داد.

 او می‌اندیشید اگر امام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌کند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می‌گردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام می‌گرفت دلیل و توجیه خود را از دست می‌داد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمی‌شد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان می‌کرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد و امام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست می‌دهد.

سفر به سوی خراسان:

مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش می‌دادند.

حدیث سلسلة الذهب:

در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف می‌فرمودند، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام مردم عرضه داشتند: ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد. امام دستور توقف مرکب را دادند و حضرت حدیث ذیل از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: «کلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود.» سپس امام فرمودند: «اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم.»

 این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه لااله‌الاالله که مقوم اصل توحید در دین می‌باشد، اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام می‌باشد که از جانب خداوند تعالی تعیین شده است. در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط توحید را قبول ولایت و امامت می‌دانند.

ولایت عهدی:

چون حضرت وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: همه بدانند من در آل عباس و آل علی علیه السلام هیچ کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی بن موسی رضا علیه السلام ندیدم. پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم. حضرت فرمودند: «اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی» مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند:‌ «هرگز قبول نخواهم کرد» وقتی مأمون مأیوس شد گفت: پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید. این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: «از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون ‌الرشید دفن خواهم شد»

مأمون پافشاری نمود تا آنجا که در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: «اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم» مأمون با این شرط راضی شد.

پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی.»

جنبه علمی امام:

مأمون که پیوسته شور و اشتیاق مردم نسبت به امام و اعتبار بی‌همتای امام را در میان ایشان می‌دید می‌خواست تا این قداست و اعتبار را خدشه‌دار سازد و از جمله کارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد تشکیل جلسات مناظره‌ای بین امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنیا بود، تا آنها با امام به بحث بپردازند، شاید بتوانند امام را از نظر علمی شکست داده و وجهه علمی امام را زیر سوال ببرند. که  شرح یکی از این مجالس را می‌آوریم:

مأمون اساتید کلام و حکمت را از سراسر دنیا دعوت کرد تا با امام به مناظره بنشینند. اسقف اعظم نصاری، بزرگ علمای یهود، روسای صابئین (پیروان حضرت یحیی)، بزرگ موبدان زرتشتیان و دیگر متکلمین وقت را دعوت کرد و به آنان گفت: دوست دارم که با حضرت رضا (ع) مناظره کنید. حضرت به مجلس مأمون تشریف ‌فرما شدند و با ورود حضرت، مأمون ایشان را برای جمع معرفی کرد و سپس گفت: "دوست دارم با ایشان مناظره کنید." حضرت رضا علیه السلام نیز با تمامی آنها از کتاب خودشان درباره دین و مذهبشان مباحثه نمودند. سپس امام فرمود: «اگر کسی در میان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سئوال کند» عمران صایی که یکی از متکلمین بود از حضرت سؤالات بسیاری کرد و حضرت تمام سؤالات او را یک به یک پاسخ گفتند و او را قانع نمودند. او پس از شنیدن جواب سؤالات خود از امام، شهادتین را بر زبان جاری کرد و اسلام آورد و با برتری مسلم امام، جلسه به پایان رسید و مردم متفرق شدند. روز بعد حضرت، عمران صایی را به حضور طلبیدند و او را بسیار اکرام کردند و از آن به بعد عمران صایی خود یکی از مبلغین دین مبین اسلام گردید.

 شهادت امام:

در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا علیه السلام به شهادت رسیدند.

تدفین امام:

به قدرت و اراده الهی امام جواد علیه السلام فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داده و بر آن نماز گذاردند و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید و قرنهاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت و مباهات ایرانیان است.

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387;ساعت 8:26;  توسط اسماعیل تذرو; 

گوشه ای از رفتار حضرت امام رضا علیه السلام

  • شب ها ، کم می خوابید و بیشتر شب را به عبادت سپری می کرد.
  • بسیاری از روزها را روزه داشت و بویژه روزهای اول، نیمه و آخر هر ماه را روزه می گرفت.
  • سجده هایش بسیار طولانی بود.
  • قرآن بسیار تلاوت می کرد. هنگامی که در بستر خواب قرار می گرفت ، به یاد خدا و تلاوت قرآن مشغول می شد.
  • به نماز اول وقت اهتمام داشت. نوافل بویژه نماز شب را حتی در سفر رها نمی کرد.
  • همواره ذکر خدا را بر زبان داشت.
  • در غیر نماز نیز به مناجات با خدا، اُنس داشت. بسیار وقت ها، به خواندن نماز اشتغال داشت.
  • او بسیار به مستمندان رسیدگی می کرد.
  • به دادن صدقه بویژه در شب های تار و به صورت پنهانی بسیار مبادرت می کرد.
  • با خدمتگزارانش کناره یک سفره می نشست و غذا می خورد.
  • هیچ فرقی میان غلامان و اشراف و اقوام و بیگانگان نمی گذارد، مگر بر اساس تقوا.
  • همواره متبسم و خوش رو بود.
  • بهترین بخش غذای خود را قبل از تناول، برای گرسنگان جدا می ساخت.
  • با فقرا می نشست.
  • در تشییع جنازه شرکت می جست.
  • خدمتکاری را که مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمی خواند.
  • با صدای بلند و قهقهه نمی خندید.
  • رفع نیاز مومنان و گره گشایی از ایشان را بر دیگر کار ها مقدم می داشت.
  • با گفتارش دل کسی را نرنجانید.
  • سخن هیچ کس را نا تمام نمی گذاشت و نمی شکست.
  • پای خود را هنگام نشستن در حضور دیگران دراز نمی کرد.
  • همواره یاد خدا را بر زبان جاری داشت.
  • از اسراف و تبذیر سخت پرهیز داشت.
  • به مسافری که پول خود را تمام و یا گم کرده بود، بدون چشم داشت ، هزینه سفر می داد.
  • به عیادت بیماران می رفت.
  • از میهمان ها شخصاً پذیرایی می کرد .
  • هنگامی که بر جمعی کنار سفره وارد می شد، اجازه نمی داد تا برای احترام وی از جای برخیزند.
  • به سخن دیگران که وی را مخاطب قرار داده ، از او پرسشی داشتند ، با دقت کامل گوش داده و پاسخ می داد.
  • خویش را به بوی خوش معطر می کرد، بخصوص برای نماز .
  • به نظافت جسم و لباس بویژه موی سر توجه داشت.
  • قبل از غذا دست ها را می شست، بعد از غذا نیز آنها را می شست.
  • اگر غذایی از حد نیاز زیاد می آمد آن را هرگز دور نمی ریخت.
  •  در حضور دیگران به تنهایی چیزی نمی خورد.
  •  بسیار بردبار و شکیبا بود.
  •  کارگری را که به مبلغ معین اجیر می کرد، در پایان افزون بر مزدش به او عطا می کرد.
  •  با همگان با رأفت و خوشرویی روبرو می شد.
  •  بسیار فروتن بود.
  •  به فقرا و بیچارگان بسیار می بخشید و آن را برای خود پس انداز می دانست.
| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387;ساعت 7:50;  توسط اسماعیل تذرو; 

در همسایگی شهید مطهری خانم بی حجابی زندگی می‌كرد كه یك باره چادری شد.

خودش تعریف می‌كرد و می‌گفت ما اصلا اهل دین و مذهب نبودیم. یك بار برای تفریح با شوهرم به مشهد رفتیم و همه تفریحگاهها را زدیم به هم و روز آخر كه می‌خواستیم به تهران برگردیم من از خیابان جلوی حرم عبور می‌كردم كه نگاهم به ایوان حضرت رضا علیه السلام افتاد. سلامی كردم و رد شدم.

شب در خواب دیدم كه حضرت رضا علیه السلام فرمودند كسی كه دعای «یا مَن تُحَلَّ بهِ عُقَدُ المَكارِه» را بخواند، ما دست او را می‌گیریم. بعد از بیدار شدن از خواب آن دعا را خواندم و تمام زندگیم متحول شد و روح دین بر زندگی ما حاكم شد.

ائمه حتی كوچكترین اظهار ارادت و محبتی را بی پاسخ نمی‌گذارند.

 

و اما دعای هفتم صحیفه سجادیه:

بسم الله الرحمن الرحیم

یا من تحل به عقد المكاره ، و یا من یفثأ به حد الشدائد ، و یا من یلتمس منه المخرج الی روح الفرج . ذلت لقدرتك الصعاب ، و تسببت بلطفك الاسباب ، و جری بقدرتك القضاء ، و مضت علی ارادتك الاشیاء . فهی بمشیتك دون قولك مؤتمرة ، و بارادتك دون نهیك منزجرة . أنت المدعو للمهمات ، و أنت المفزع فی الملمات ، لا یندفع منها إلا ما دفعت ، و لا ینكشف منها إلا ما كشفت . و قد نزل بی یا رب ما قد تكأدنی ثقله ، و الم بی ما قد بهظنی حمله . و بقدرتك اوردته علی ، و بسلطانك وجهته الی . فلا مصدر لما اوردت ، و لا صارف لما وجهت ، و لا فاتح لما اغلقت ، و لا مغلق لما فتحت ، و لا میسر لما عسرت ، و لا ناصر لمن خذلت . فصل علی محمد و اله ، و افتح لی یا رب باب الفرج بطولك ، و اكسر عنی سلطان الهم بحولك ، و انلنی حسن النظر فیما شكوت ، و اذقنی حلاوة الصنع فیما سألت ، و هب لی من لدنك رحمة و فرجا هنیئا ، و اجعل لی من عندك مخرجا وحیا . و لا تشغلنی بالاهتمام عن تعاهد فروضك ، و استعمال سنتك . فقد ضقت لما نزل بی یا رب ذرعا ، و امتلأت بحمل ما حدث علی هما ، و أنت القادر علی كشف ما منیت به ، و دفع ما وقعت فیه ، فافعل بی ذلك و إن لم استوجبه منك ، یا ذاالعرش العظیم .

منبع :تبیان

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387;ساعت 14:55;  توسط اسماعیل تذرو; 
مقایسه مستند پرچم باشگاه ابومسلم خراسان با شمعدان هفت شاخه مقدس یهودیان

اینجا رو کلیک کنید

| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387;ساعت 11:11;  توسط اسماعیل تذرو;