
آیا انسان پس از مرگ یكباره وارد عالم قیامت مىشود و كارش یكسره مىگردد، و یا انسان در فاصله مرگ و قیامت یك عالم خاصى را طى مىكند و هنگامى كه قیامت كبرى بپا شد وارد عالم قیامت مىگردد؟(و البته این را هم مىدانیم كه تنها خدا مىداند كه قیامت كبرى كى بپا مىشود. حتى پیامبران نیز از این مطلب اظهار بى اطلاعى كردهاند.)
مطابق آنچه از نصوص قرآن كریم و اخبار و روایات متواتر و غیر قابل انكارى كه از رسول اكرم و ائمه اطهار (علیهم السلام) رسیده است استفاده مىشود، هیچ كس بلافاصله پس از مرگ وارد عالم قیامت كبرى نمىشود، زیرا قیامت كبرى مقارن است با یك سلسله انقلابها و دگرگونیهاى كلى در همه موجودات زمینى و آسمانى كه ما سراغ داریم یعنى كوهها، دریاها، ماه، خورشید، ستارگان، كهكشانها.
هنگام قیامت كبرى هیچ چیزى در وضع موجود باقى نمىماند. به علاوه در قیامت كبرى اولین و آخرین جمع مىشوند، و ما مىبینیم كه هنوز نظام جهان برقرار است و شاید میلیونها و بلكه میلیاردها سال دیگر نیز برقرار باشد و میلیاردها میلیارد انسان دیگر بعد از این بیایند.
همچنین از نظر قرآن كریم هیچ كس در فاصله مرگ و قیامت كبرى در خاموشى و بى حسى فرو نمىرود، یعنى چنین نیست كه انسان پس از مردن در حالى شبیه بیهوشى فرو رود و هیچ چیز را احساس نكند، نه لذتى داشته باشد نه المى(درد)، نه سرورى داشته باشد و نه اندوهى. بلكه انسان بلافاصله پس از مرگ وارد مرحلهاى دیگر از حیات مىگردد كه همه چیز را حس مىكند، از چیزهایى لذت مىبرد و از چیزهاى دیگر رنج، البته لذت و رنجش بستگى دارد به افكار و اخلاق و اعمالش در دنیا.
این مرحله ادامه دارد تا آنگاه كه قیامت كبرى بپا شود. در آن هنگام در اثر یك سلسله انقلابها و دگرگونیهاى بى نظیر كه در آن واحد جهان را فرا مىگیرد و از دورترین ستارگان گرفته تا زمین ما همه مشمول آن دگرگونى مىشوند، این مرحله یا این عالم كه براى هر كسى یك فاصله و حد وسط میان دنیا و قیامت مىشود، پایان مىپذیرد.
پس، از نظر قرآن كریم عالم پس از مرگ در دو مرحله صورت مىگیرد، و به تعبیر صحیحتر، انسان پس از مرگ دو عالم را طى مىكند: عالمى كه مانند عالم دنیا پایان مىپذیرد و «عالم برزخ» نامیده مىشود، دیگر عالم قیامت كبرى كه به هیچ وجه پایان نمىپذیرد.
منبع:
مجموعه آثار، ج 2، ص 513، استاد شهید مرتضى مطهرى، با تصرف .
زمان و مكان صلوات
صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله محدودیت زمانى و مكانى ندارد اما در احادیث و روایات تأكید شده است كه مناسبترین زمان براى درود و صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله روز جمعه و شب جمعه است. پیامبر صلىالله علیه و آله فرمودند:
«اذا كانَ یَوْمُ الجُمُعَةِ وَ لَیْلَةُ الجُمُعَةِ فَاَكْثِروُا الصَّلاةَ عَلىَّ»(6)؛ چون روز جمعه و شب جمعه شود، بسیار بر من صلوات و درود بفرستید.
همچنین در روایات سخت تأكید شده است كه در هر روز جمعه بر محمد و اهلبیت او هزار مرتبه صلوات بفرستید و در روزهاى دیگر صد مرتبه(7) و نیز امام محمد باقرعلیه السلام فرمود:
«ما مِنْ شَىءٍ یُعْبَدُ اللهُ بِهِ یَوْمَ الجُمُعَةِ اَحَبُّ اِلىَّ مِنَ الصّلاةِ عَلى مُحمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ»(8)؛ هیچ عبادتى در روز جمعه نزد من محبوبتر از صلوات بر محمد و آل محمد علیهم السلام نیست.
همچنین در احادیث و روایات تأكید شده است كه در تمام مكانها (جز موارد محدود) زبان مىتواند به ذكر صلوات مشغول باشد. باز پیامبر صلى الله علیه و آله در این زمینه فرمودهاند:
«حیثُما كُنْتُمْ فَصَلُّوا عَلىَّ فَاِنَّ صلاتَكُمْ تَبْلُغُنى»(9)؛ هر كجا باشید بر من صلوات بفرستید؛ زیرا صلوات شما در هر مكانى به من مىرسد.
مهمترین زمانها و مكانهایى كه به فرستادن صلوات در آنها تأكیده شده به شرح زیر است:
1. در هر مكانى كه نام پیامبر صلى الله علیه و آله ذكر شود.
2. در ابتداى هر كلامى كه داراى قدر و ارزش است؛ مثل خطبهها، سخنرانىها و... كه بهتر است با صلوات آغاز شود.
3. در ابتدا و انتهاى وضو.
4. هنگام ورود یا عبور از كنار مسجد.
5. در تعقیب نمازها، مخصوصاً نمازهاى صبح و مغرب.
6. قبل و بعد از دعا.
7. در خطبههاى نماز جمعه، عیدین و روز عید غدیر.
8. در هر شبانهروز.
9. در ماه مبارك رجب، مخصوصاً روز عید مبعث.
10. در ماههاى شعبان و رمضان.
11. هنگام بوییدن گل و ریحان.
12. بعد از عطسه كردن خود یا دیگرى.
13. هنگام ذكر و به یادآوردن نام خداوند.
14. هنگام اراده سفر.
15. هنگام سوارشدن بر مركب.
16. هنگام طى مسیرى كه به صورت سرازیرى است.
17. بعد از گفتن «اللّهم لبیك» در احرام حج.
18. هنگام داخل شدن در مسجدالحرام.
19. هنگام استلام حجر اسماعیل.
20. هنگام انجام طواف و سعى بین صفا و مروه.
21. هنگام وداع در میان ركن و باب در روز عرفه.
22. هنگام وقوف در مشعر.
23. هنگام ذكر و به یادآوردن نام خداوند متعال.
24. هنگام ذبح قربانى و بریدن سر حیوانات.
25. هنگام طى مسافت راه مدینه.
26. هنگام مشاهده مدینه منوّره و حرم رسول خدا صلى الله علیه و آله.
27. هنگام توجه به قبر مقدس رسول خدا در بین قبر و منبر.
28. در ابتداى درس حدیث.
29. در ابتداى موعظه، هدایت و راهنمایى دیگران.
30. هنگام برخاستن از مجلس.
31. هنگام مصافحه با برادر مسلمان.
.jpg)
هوالجمیل...

بقيع قبل از تخريب
-------------------------
به بهانه 8 شوال / غربت ائمه بقيع(ع )
فضيلت بقيع
در فضيلت بقيع احاديث و روايات متعددي از پيامبراکرم
نقل گرديده است از جمله اينکه در حديثي فرمودند: ”از بقيع هفتاد هزار نفر که صورتشان مانند ماه شب چهارده است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت مي شوند.”
و در حديث ديگر آمده است که رسول خدا
در بقيع حضوريافتند و اهل قبور را بدين گونه خطاب مي کردند: “درود بر شما، خداوند ما و شما را بيامرزد شما پيشاهنگان ما بوديد و ما هم در پي شما خواهيم آمد.”
حرم ائمه بقيع در کتب تاريخ به عنوان مشهد و حرم اهل بيت
معروف گرديده است و در اين حرم مطهر قبر چهار تن از ائمه هدي- امام مجتبي، امام سجاد، امام باقر و امام صادق عليهم السلام- در کنار هم و به فاصله 2 تا 3 متري اين قبرها، قبر عباس عموي گرامي رسول خدا
قرار گرفته و در کنار آن نيز قبر ديگري است که متعلق به فاطمه بنت اسد مي باشد. قبل از ويراني ساختمان اين حرم مطهر همه قبور شش گانه در زير گنبد و داراي ضريح زيبايي بودند. همچنين مدفن تعدادي از همسران، فرزندان، اقوام و عشيره پيامبر اکرم و جمع کثيري از صحابه و ياران آن حضرت و تعداد بي شماري از شهدا و علما در اين قبرستان قرار دارند.
پيشينه قبرستان بقيع
بقيع اولين مدفن و مزاري است که به دستور رسول اکرم
و به وسيله مسلمانان صدراسلام به وجودآمده است. در بقيع اولين کسي که از انصار دفن شده اسعدبن زراره و از مهاجرين عثمان بن مظعون مي باشد. سمهودي مي گويد: پس از فوت ابراهيم فرزند رسول خدا
آن حضرت به صحابه فرمودند: ”ابراهيم رابه سلف ما عثمان لاحق کنيد و در کنار او به خاک بسپاريد.” او مي گويد پس از دفن شدن ابراهيم در بقيع، مردم مدينه علاقه مند شدند پيکر اقوام و عشيره خود را در آنجا دفن کنند و هر يک از قبايل مدينه درختان و ريشه هاي بخشي از بقيع را قطع و زمين آن را براي همين منظور آماده نمودند.
تخريب بقيع
روز هشتم شوال سال 1344هجري قمري روزي سياه براي مسلمانان جهان به شمار مي رود. در اين روزها وهابيان دين ناشناس حرم امامان معصوم بقيع را با خاک يکسان کردند. بنابر نقل مورخان آنچنان بقيع خراب گرديد که به تپه اي از پاره سنگ و پاره آجر تبديل شد و از کينه وهابيان به گونه اي زير و رو گشت که به منطقه اي زلزله زده شباهت پيدا کرد.
لازم به ذکر است آفات بزرگ و خطرناک در ميان تمام مذاهب و آئين ها کج فهمي و تندروي ها وبرداشت هاي غلط وانحرافي است که به اصطلاح قرائت هاي خود ساخته از دين مي باشد که از زمان هاي مختلف در ميان پيروان همان مذاهب به وجود آمده و موجب تضعيف و تفرقه در آن مذهب شده است. يکي از اين نمونه هاي بارز انحرافات فکري و برداشت هاي غلط گروه خوارج هستند. از جمله اوصاف آنها که در روايات به آنها اشاره شده، کثرت عبادت و تقيد آنان به نماز و روزه و قرائت قرآن است به طوري که عبادت ساير مسلمانان نسبت به عبادت آنها حقير و کم مي باشد. ويژگي بعدي آنها اين بود که به خاطر غرور و تحجر حاضر نبودند از هيچ ناصحي نصيحت بپذيرند. از ديگر ويژگي خوارج تکفير مسلمانان بود تا جايي که هر مسلمان متعهدي را که با عقيده و تفکرات انحرافي آنان موافق نبود مرتد و خارج از اسلام مي دانستند.
پس از گذشت چندين قرن از ظهور خوارج و در آستانه قرن هشتم بود که نمونه اي ديگر از اين انحرافات در جامعه اسلامي ظاهر شد و آن ظهور احمدبن تيميه بود که در شام مطالبي را در مسائل اسلامي خلاف مسلمات اسلام و مخالف با فتاواي علما و پيشينيان به شکل هاي سخنراني و مکتوب منتشر کرد. در اين هنگام بود که بسياري از علما و دانشمندان از شام و مصر و بغداد در مخالفت با نظريات او به ميدان آمده و به نقد عقايد او پرداخته و بر انحراف و ارتداد او فتوا صادر کردند.
ابن تيميه پس از چندين بار زنداني شدن در مصر و شام، سرانجام در سال 728 هـ ق در زندان دمشق از دنيا رفت.
اوضاع به همين گونه گذشت تا اينکه در قرن يازدهم در شهر نجد حجاز شخصي به نام محمدبن عبدالوهاب ظهور کرد و پس از چهار قرن بار ديگر به ترويج عقايد و افکار ابن تيميه پرداخت. از آنجا که مردم شهر نجد افرادي دور از تمدن و معارف بودند عبدالوهاب در فعاليت خود موفق شد. يکي از مهمترين فتاواي فقهي وهابيان ،حرمت سفر براي زيارت قبور پيامبران و صالحان و حرمت تبرک وتوسل به آنان و ساختن حرم و بارگاه بر قبور آنهاست. بنابراين هرگونه توسل و تبرک جستن به ساحت پيامبران و ائمه معصومين
اظهار شرک و کفر و بت پرستي محسوب و موجب حلال شدن مال و جان چنين افرادي است.
مرحوم آيت الله امين عاملي در کتابش پيرامون عقايد وهابيان مي نويسد: “اعتقاد وهابيان درباره عموم مسلمانان اين است که مسلمين پس از ايمان به کفر برگشته اند و پس از توحيد به شرک گراييده اند زيرا آنان در دين بدعت گذاشته اند و به جهت زيارت و تبرک جستن به انبيا و صالحين به کفر و شرک روي آورده اند لذا جنگ با آنان واجب و ريختن خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان (وهابيان) حلال است.”
جالب اينکه صنعاني وهابي در رساله اش با عنوان تطهير الاعتقاد به اين حقيقت اعتراف کرده که زيارت مرقدها و آثار اولياي خدا سيره مسلمين بوده است و آنان از زمان هاي گذشته اين کار را انجام مي دادند.(1)
براساس اين افکار غلط و نادرست بود که آنها به هرجا و هر شهر و دياري که دست مي يافتند قبل از هر چيز به تخريب مشاهد شريفه و بقاع متبرکه مي پرداختند، کشتار وهابيان در عتبات عاليات صحنه اي سياه در تاريخ اسلام است.
در سال 1216 هـ ق اميرسعود با لشکري بسيار به شهر کربلاحمله ور شد و تعداد بيست هزار نفر از اهالي کربلاو زوار کشته شدند، خزانه حرم و تمام تزئينات و جواهرات حرم به تاراج رفتند. همچنين آنان به هنگام تسلط بر طائف و مکه قبور جد و عموي پيامبر، خديجه همسر پيامبر و بسياري از اماکن مقدسه را ويران کردند. در ماه رمضان 1344 هـ ق وارد مدينه شدند و پس از گذشت چند روز در هشتم شوال گنبد و بارگاه ائمه معصومين
در بقيع را به طورکلي منهدم کردند و از اين حرم و قبور به جز قطعه سنگ هايي که در اطراف قبور نصب کردند اثر وعلامتي باقي نماند. به کارگراني که اين عمل ننگين را انجام دادند مبلغ هزار ريال سعودي دستمزد پرداخت گرديد.
در اين ماجرا تنها حرم پيامبراکرم
محفوظ ماند و وهابيان در ادامه هتاکي هاي خود تصميم داشتند قبر مطهر رسول خدا
را نيز تخريب کنند اما از بازتاب اين کار در جهان اسلام و برانگيخته شدن احساسات مسلمانان بر ضد خويش ترسيدند و به طور موقت از اين عمل منصرف شدند.
غارت اموال و طلاو جواهرات خزانه عظيم حرم رسول خدا
و ائمه بقيع يکي ديگر از اعمال شنيع اين گروهک بوده است. (2)
بعضي از نويسندگان و هابي اين مصونيت را اين گونه توجيه مي کنند: “که ما اين گنبد را به عنوان يکي از گنبدهاي مسجد مي شناسيم نه به عنوان گنبد و بارگاه حرم پيامبر والا...”
يکي از جهانگردان غربي به نام ميسترکه به فاصله کوتاهي از ويراني اين حرم بقيع را ديده، ويراني و خرابي آنجا را اين گونه ترسيم مي کند: “چون وارد بقيع شدم، آنجا را همانند شهري ديدم که زلزله شديدي در آن به وقوع پيوسته و به ويرانه اي تبديل شده است،زيرا در جاي جاي بقيع به جز قطعات سنگ و کلوخ به هم ريخته و تيرهاي چوب کهنه چيز ديگري نمي توان ديد. ولي اين ويراني ها و خرابي ها در اثر وقوع زلزله و يا حادثه طبيعي بلکه با عزم و اراده انسانها به وجود آمده بود و همه آن گنبد و بارگاه هاي زيبا و سفيدرنگ که نشانگر قبور فرزندان و ياران پيامبر اسلام بود، با خاک يکسان گرديده است.”
پي نوشتها:
1- تبديد الظلام، ص 389
2- لمعات الشهاب في سيره محمدبن عبدالوهاب، ص 108

محبوب رضاست هر که دل ریشتر است
از کعبه صفای این حرم بیشتر است
اینجاست طبیبی که ندارد نوبت
هر دل که شکسته تر بود پیشتر است

... در دنياي انسان همه چيز از فكر او آغاز ميشود و فكر مبدا تحول و خلق هر پديده اي توسط اوست و انسان همان است كه مي انديشد و اگر انسان ها به دنبال موفقيت،خوشبختي و نشاط در زندگي خود هستند بايد بدانند كه آدمي تنها در سايه توليد افكار درست،مثبت،خلاق و هدفمند و روحيه آفرين است كه مي تواند به دستاوردهاي عالي برسد و شاهد سعادت و خوشبختي را در آغوش بگيرد.
...تخيل خود را به فكر تبديل كنيد،فكر خود را به مرحله آرزو برسانيد،براي آرزوي خود اميد ايجاد كنيد،اميدواري را به خواسته خود تبديل كنيد و خواسته را با دنيايي از هيجان و اشتياق به اشتياق سوزان برسانيد و بدانيد كه اشتياق سوزان به همراه ايمان به موفقيت،آنجا كه در كنار اقدام قرار ميگيرد قطعا حاصلش رسيدن به هدف و موفقيت است.
...دعا كردن،توسل و توكل اعمالي هستند كه علاوه بر اينكه در انسان احساسي معنوي و روحاني پديد مي آورند، باعث عالي ترين اثر بر ضمير ناخودآگاه شده و باورهاي عالي ايجاد ميكنند و او را به هدف و مقصود خواسته شده ميرسانند و به فرموده امام صادقان :
آن هنگام كه خدا را براي خواسته اي صدا زدي اين گونه بايد باور داشته باشي كه آنچه را از خدا خواسته اي در پشت در است و تو ميتواني آنرا برداري.
...انساني كه مرتبا روي بدبختي ها و زشتي هاي زندگي متمركز ميشود، زندگيش به قهقرا ميرود و كسي كه مرتبا به زيباييهاي زندگي و نقاط اميدبخش تمركز ميكند، زندگيش قرين سعادت و موفقيت ميشود و اين خاصيت تمركز است.
انديشه هاي زيبا حاصل باورهاي زيباست
زندگي شما بازتاب افکارتان است اگرافکارتان را تغييردهيد، زندگي تان متحول مي شود.
مردم عادي اميد و آرزو دارند، افراد متکي به نفس هدف و برنامه.
بر گرفته از كتاب تكنولوژي فكر اثر دكتر عليرضا آزمنديان

كسی نبود حرفهای مرا گوش كند.
من هم مثل همه به گاه بی كسی و ماندگی، سراغ خدا، خدای فراموش شدهی خویش را گرفتم.
همو كه هیچگاه مرا از یاد نمیبرد!
* * * * *
گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم
گفتی: فَإِنِّی قَرِیبٌ؛ من كه نزدیكم (بقره/ 186)
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد نزدیكت میشدم
گفتی: وَ اذْكُر رَّبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الآصَالِ؛ هر صبح و شام، خدایت را پیش خود، با بیم و كرنش، آهسته یاد كن (اعراف/ 205)
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ؟ دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲2 )
گفتم: معلوم است كه دوست دارم مرا ببخشی!
گفتی: وَ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ؛ پس از خدا خود بخواهید شما را ببخشد و آنگاه به سوی او باز آیید (هود / 90)
گفتم: با این همه گناه؟!... آخر چگونه؟
گفتی: أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ؟ مگر نمیدانید خداست كه توبه را از بندههایش قبول میكند؟! (توبه/۱۰۴)
گفتم: دیگر روی توبه ندارم.
گفتی: اللَّهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ، غَافِرِ الذَّنبِ وَ قَابِلِ التَّوْبِِ؛ ولی خدا عزیزِ و داناست، او آمرزندهی گناه است و توبه پذیر.(غافر/۲و۳)
گفتم: با این كوه گناه، برای كدام یك توبه كنم؟
گفتی: إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا؛ خدا همهی گناهان را میبخشد (زمر/۵۳)
گفتم: یعنی دوباره بیایم؟ باز مرا میبخشی؟
گفتی: وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ؛[چرا كه نه!] به جز خدا كیست كه گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵)
گفتم: نمیدانم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میاورم! آتشم میزند؛ ذوبم میكند؛ عاشق میشم! و ... توبه میكنم
گفتی: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ؛ [این را بدان كه] خدا توبهكنندگان و نیز آنانی كه به دنبال پاكیاند را دوست دارد (بقره/۲۲۲)
ناخواسته گفتم: اِلهی وَ رَبِّی مَن لِی غَیرُك؛ ای خدا و پروردكار من! [آخر] من جز تو كه را دارم؟
گفتی: أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ؛ خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶)
گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه میتوانم؟
گفتی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِیرًا وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِیلًا هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْكُمْ وَ مَلَائِكَتُهُ لِیُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَ كَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا؛ ای مؤمنان! خدا را بسیار یاد كرده و صبح و شام تسبیحش كنید. او كسی است كه خود و فرشتگانش بر شما درود و رحمت میفرستند تا شما را از تاریكیها به روشنایی آرند. كه خدا بر مؤمنان مهربان است. (احزاب/۴۱-۴۳)
با خودم گفتم: خداوند!... خالق هستی!... با فرشتههایش!... به ما درود میفرستند تا آدم شویم؟! ...
پس باید خود را ثابت كند كه شایستهی سلام و درود عرشیانم.
باید گوهر درونم را از هرچه زنگار پاك كنم.
باید برخیزم كه تا الان هم دیر شده است.
چقدر من بعد از این كارهای شیرین دارم.

شیخ صدوق رحمة الله علیه برای وداع ماه مبارک رمضان دعائی ذکر کرده که میگوید: ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که حضرت فرمود: «تقول فی وداع شهر رمضان
«اللهم انک قلت فی کتابک المنزل علی نبیک المرسل و قولک الحق شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان، و هذا شهر رمضان قد انصرم فاسالک بوجهک الکریم، و کلماتک التامات ان کان بقی علی ذنب لم تغفره و ترید ان تحاسبنی به او تعذبنی علیه او تقایسنی به ان یطلع فجر هذه اللیلة، او ینصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لی یا ارحم الراحمین»
در وداع ماه مبارک بگوئید:
بار پروردگارا تو خود گفتی در کتاب مقدس که بر نبی مرسلت نازل فرمودهای و قول تو حق است که ماه رمضان که در او قرآن نازل شده و مایه هدایت و رستگاری مردم و دلائل آشکار از هدایت و وسیله تشخیص حق از باطل میباشد، اینک ماه رمضان به پایان رسید «و فیوضاتش تا سال آینده از ما قطع شد» پس تقاضا مینمایم از تو به آبروی گرامیت، و کلمات تام و تمامت، اینکه اگر بر من گناهی باقی مانده ( و پاک نشدم) که هنوز آن گناهم را نیامرزیدی، و اراده حسابرسی او را داری، یا میخواهی به آن گناه باقیمانده عذابم کنی، و یا به اندازه گناهم عقوبت نمائی، تا اینکه طلوع کند فجر این شب، یا پایان پذیرد این ماه مبارک، مگر آنکه آن گناهانم را بیامرزی و از تقصیرم در گذری، ای مهربانترین مهربانان.
اعمال عيد فطر
ادامه مطلب را بخوانید.

شايد او كسي است كه در اين سه سال بيشترين تحمل و صبر و مدارا را با افراد و گروههای پر ادعا نموده و تمام هتاكي ها ، فشارها ، كارشكني ها و كنايه ها را به جان خريده، هجمه هايي كه تحمل آنها گاهي خارج از تصور و تحمل يك انسان عادی بوده و در عين حال از تلاش و سعی خود ذره اي نكاسته است.
منبع : سایت فردا

ای حسن تو را - که وصی بودن تو به تنهایی کافی است - سفارش میکنم بدان چه رسول خدا به من سفارش فرمود:
1- پسر جان، چون زمانش (تحقق وصیت) فرا رسد در خانه بنشین، و بر خطاهایت گریه کن،( گریه و استغفار و توبه امامان معصوم علیهمالسلام به منظور وجود گناه در آن بزرگواران نیست. بلکه فلسفه دیگری دارد که مجال ذکرش نیست.) و نباید که دنیا بزرگترین همّ و فکر تو باشد.
2- پسر جانم تو را به گزاردن نماز در وقت خود، و پرداخت زکات به اهلش در هنگام حلول وقتش، خاموشی در برابر امور تردیدآمیز و اشتباه برانگیز، و میانهروی در عمل، و رعایت عدالت در خشنودی و خشم، و خوشرفتاری با همسایگان، و مهماننوازی، و مهربانی به تهیدستان و رنجدیدگان بیبضاعت، و حفظ پیوند با فامیل، و دوستی و همنشینی با فقرا و مساکین، و فروتنی که از برترین عبادات است، و کوتاه داشتن آرزو، و یادآوری مرگ، زهد و بیرغبتی به دنیا، سفارش میکنم که ...
ادامه مطلب را بخوانید.

