
قل يا عبادي الذين أسرفوا على أنفسهم
لا تقنطوا من رحمة الله إن الله يغفر الذنوب جميعاً
إنه هو الغفور الرحيم
وإني لغفار لمن تاب وآمن وعمل صالحاً سوره زمر۵۳
بگو: ای بندگانی که بر خود اسراف کرده اید،
از رحمت خداوند ناامید نشوید.
براستی خداوند همه گناهان را می بخشد.
بی گمان اوست آمرزگار مهربان (بسیار بخشنده و مهربان است)
و پیش از آنکه عذاب به شما رسد و آنگاه یاری نیابید،
به سوی پروردگارتان بازآیید و در برابر او تسلیم شوید.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

چند سال پیش باطن وحقیقت یکی از گناهان رو در خواب دیدم
به خدا قسم چهره ای وحشتناک تر از اون تا به حال توعمرم ندیدم
هنوز گاه گاهی که یادم میاد تنم می لرزه
دانستن گناهان كبيره بر هر مسلماني واجب است
تا از آنها پرهيز كند .
۷۰گناه ،كه كبيره بودنش مسلم است ، فهرست وار
از کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب ذكر می کنم
فقط اگه امکان داره در قسمت نظرات بفرمایید که
به نظر شما بهترین روش ترک گناه چیست؟؟؟
ادامه مطلب را بخوانید.
زیبا ترین جمله
ع ا ش ق ا ن ه ا ی
که می شه به خدا گفت
چیه؟
حديث قدسي:
من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و احبني عشقني و من عشقني قتلته و من قتلته فعلي ديته و من علي ديته و انا ديته
و کسی که مرا دریافت مرا خواهد شناخت
و کسی که مرا شناخت عاشقم خواهدشد
و چون عاشقم شد عاشقش شوم
و چون عاشقش شوم او را میکشم
و هرکس را کشتم خونبهایش خودم هستم!!!
علی بن حمزه گوید : دوست جوانی داشتم از نویسندگان بنی امیه. روزی به من گفت: " از امام صادق علیه السلام اجازه ملاقات بگیر." چون اجازه یافت ، داخل خانه امام شد ، نشست و گفت :" جانم به فدایت! من کارمند دیوان بنی امیه هستم و از دولت آنان به ثروتی هنگفت دست یافته ام."
امام فرمود:" اگر بنی امیه کسی را نمی یافتند که برایشان بنوسید ، مال بیاورد ، جنگ کند و به جماعتشان حاضر گردد ، حق ما را غصب نمی کردند!"
جوان گفت : آیا راه نجاتی برای من هست؟
فرمود: اگر بگویم ، آن را انجام می دهی؟ گفت: آری.
امام فرمود : هر مال و ثروتی که در دیوان آنان به دست آورده ای ، به صاحبانش بازگردان و هر کس را نمی شناسی ، از جانب او صدقه بده . در این صورت ، من بهشت را برایت ضمانت می کنم.
جوان سرش را به زیر انداخت و لختی اندیشید. سپس سر برداشت و عرض کرد : انجام می دهم.
او با ما به کوفه بازگشت و همه آن ثروت را به صاحبانش بازگرداند . ما مقداری پول ، لباس و لوازم زندگی فراهم کردیم و برایش فرستادیم. چند ماهی نگذشت که خبر یافتیم بیمار شده است . هر روز به عیادتش می رفتیم . یک روز که به عیادتش رفتم ، در حال جان دادن بود. در لحظه مرگ ، چشمانش را گشود و گفت:" ای علی بن حمزه! به خدا سوگند ، مولایت به وعده خود وفا کرد." این را گفت و از دنیا رفت. او را غسل دادیم و به خاک سپردیم. پس از چندی که به مدینه رفتیم به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدیم. چون نگاه امام به من افتاد ، بی آن که چیزی گفته باشم ، فرمود : ای علی! به خدا سوگند ما به وعده خود درباره آن دوستت ، وفا کردیم.
منبع: بحار الانوار،ج 47، ص138
خدای مهربان و دوست داشتنی ! خیلی دلم برات تنگ شده!
بیشتر از همه از خودم شاکیم که این همه در حقت بدی کردم!
میدونم تو هم دلت برای من فراری تنگ شده!
می خواستم بدونم ٬ بعضی وقتا که برای زود رسیدن
به تو آرزوی مرگ میکنم پام گناه نوشته نمی شه !؟
آخی خدای مهربان ٬کی می شه من به وصالت برسم...
یه روز در حالی که باعجله دنبال یه کار اداری بودم
جمله ای ازحضرت امام (ره) که در تابلو اداره نصب
شده بود توجه ام رو بخودش جلب کرد اون جمله
این بود :
کار که برای خدا نباشد
پشیزی ارزش ندارد
شادی روح امام وشهداصلوات...
امروز آخر ذیقعده است.
واز فردا حجاج بیت الله الحرام
یه جور دیگه خدا را نجوا می کنند
ما که از قافله عاشقی جاموندیم... اما ...
کعبه یک سنگ نشانیست که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست!
از امام حسين(عليهالسلام) پرسيدند: يا ابن رسول الله روزگار را چگونه میگذرانی؟ فرمودند: روزگار را در حالتی میگذرانم كه پرودگار بزرگ ناظر بر اعمال من است و آتش جهنم را در پيش روی خود مشاهده میكنم ، مرگ در تعقيب من است و از گير حساب بازپسين رهايی ندارم و در گرو اعمال خويشتن میباشم. آنچه دلم بخواهد، نمیشود و قدرت دفع مكروهی از خويشتن ندارم. كارها در دست ديگری است، اگر اراده كند عذابم فرمايد و اگر بخواهد، مورد عفوم قرار میدهد ،بنابر اين كدام مسكين است كه از من درماندهتر باشد؟

ما کجاییم!!!؟
یکی از کسانی که شرح احوالات او واقعا تاثیر گذار است ، مرحوم شیخ رجبعلی خیاط معروف به نکو گویان است.
جناب شيخ بسيار مهربان، خوشرو، خوش اخلاق، متين و مؤدب بود. هميشه دو زانو مي نشست، به پشتي تكيه نميكرد، هميشه كمي دور از پشتي مينشست.
ممكن نبود با كسي دست بدهد و دستش را زودتر از او بكشد. خيلي آرامش داشت.
هنگام صحبت اغلب خنده رو بود. به ندرت عصباني ميشد. عصبانيت او وقتي بود كه شيطان و نفس سراغ او ميآمدند.
در اين هنگام سراسر وجودش را خشم فرا ميگرفت و از خانه بيرون ميرفت و آن گاه كه خود را بر نفس چيره مييافت، آرام باز مي گشت.
نكته مهمي كه در حسن خلق، مورد توجه شيخ بود و ديگران را نيز بدان توصيه ميفرمود، اين بود كه انسان بايد براي خدا خوش اخلاق باشد و با مردم خوش رفتاري كند. در اين باره ميفرمود:
« تواضع و حسن خلق، براي خدا، نه براي جلب مردم به سوي خود و رياكارانه.»
شيخ بسيار كم حرف بود، حركات و سكنات او به خوبي نشان ميداد كه در حال فكر و ذكر و توجه به خداست. اول و آخر صحبتش خدا بود. نگاه به او، انسان را با خدا آشنا ميكرد. هر كس به او نگاه ميكرد به ياد خدا ميافتاد. گاهي كه از او ميپرسيدند: كجا بودي؟ ميفرمود:
« عند مليك مقتدر »!
در جلسات دعا، بسيار گريه ميكرد. هرگاه اشعار حافظ يا طاقديس خوانده ميشد ميگريست. در عين گريه، قادر بود تبسم كند و بخندد و يا مطلبي را نقل كند كه همه را از كسالت بيرون بياورد. نسبت به وجود مقدس اميرالمؤمنين(ع) بسيار عشق ميورزيد، مانند پروانه گرد شمع وجودش پر و بال ميزد، هنگامي كه مينشست در هر چند نفس، يك بار ذكر:
« يا علي ادركني »
را تكرار ميكرد.
5 چیز است که باعث قساوت فلب میشود و وقتی که قلب سخت شد انسان را کافر خواهد شد
- گناه بر روی گناه (اصرار بر گناه)
- خوردن در حالیکه سیر باشی
- ظلم به مردم
- به تاخیر انداختن نماز
- خوردن و آشامیدن با دست چپ (افرادی راست دست هستند نباید با دست چپ چنین کنند و چپ دستان اگر خوردن و آشامیدن را با دست راست انجام دهند بسیار بهتر است)
- زیاد خوردن
- زیاد خوابیدن
- غم دنیا را زیاد خوردن
- حرام خوردن
- خندهی زیاد
- خواندن زیاد سوره توحید (قل هو الله احد)
- کم خوری
- با علما زیاد نشست و برخواست کردن
- خواندن نماز در دل شب
- در مساجد رفت و آمد کردن
- همنشینی با عالمان دین
- دست بر سر یتیم کشیدن
- استغفار زیاد کردن
- شب زنده داری
- روزه دار بودن

