«جنون سزارین در ایران»؛


 
افزایش احتمال ۵۰ درصدی آسم، ۲۰ درصدی دیابت و ۵۰ درصدی چاقی، ارمغان «سزارین» برای کودکان ایران است

شکافتن شکم و ایجاد یک برش بر روی رحم زن باردار به منظور خارج کردن جنین را سزارین می‌نامند. این عمل برخلاف تصور عموم افراد، سلامت مادر را بیشتر در معرض خطر قرار می‌دهد. متاسفانه برخی از پزشکان نیز به منظور درآمد بیشتر، مادران را به سمت سزارین سوق می‌دهند و قریب به اتفاق زایمان هابیمارستان‌های خصوصی به روش سزارین است. 

به گزارش‌های سازمان بهداشت جهانی، میزان مطلوب سزارین را بین ۲۵ تا ۳۰ در صد از کل زایمان‌ها می‌دانند که در ایران این شاخص در کل کشور ۶۰ در صد و در برخی نقاط شهری این میزان به ۸۰ در صد می‌رسد این در حالی است که بنابر تحقیقات صورت گرفته تنها ۱۵ در صد از این آمار به دلایل پزشکی است. 
 
این نرخ در اروپا بین ۱۰ تا ۳۰ در صد است. در سوئد ۸۰ در صد زایمان‌های طبیعی در منزل و به وسیله ماما انجام می‌شود. در ایرلند ۸۵ در صد زایمان‌ها به طور طبیعی است و امارات متحده نیز با ۸۹ در صد زایمان طبیعی، پرچمدار این موضوع است. 
 
بر خلاف کشورهای دارای طب پیشرفته که به ارزش زایمان طبیعی پی برده‌اند متاسفانه در ایران این فرهنگ جا نیافتاده است و سطح آگاهی خانواده‌ها در تشخیص معایب و محاسن علم نوین پزشکی پایین است. در کشور ما سزارین تبدیل به نوعی مد و پرستیژ شده است به طوری که ‌به گفتهٔ رئیس انجمن مامایی، ایران در سال ۲۰۰۸ رتبه دوم جهانی در زمینه سزارین را داشته اما اکنون به پله نخست جهان صعود کرده است. 
 
 
عوارض سزارین برای مادر
 
از جمله عوارض بارز سزارین که می‌توان به آن اشاره کرد؛ حجم بالای خونریزی پس از زایمان، ایجاد لخته‌های خونی که در برخی از موارد بسیار خطرناک هستند و چسبندگی در رحم و لوله‌ها ست. عفونت یکی دیگر از عارضه‌های این نوع عمل است که نباید نسبت به آن بی‌اعتنا بود. وجود درد در ناحیه شکم و کمر و عدم امکان برخی فعالیت‌های روزمره آن هم به مدت چند روز و یا چند ماه مثل اجتناب از بلند کردن اشیای سنگین، بالا و پایین رفتن از پله‌ها و عدم فعالیت‌های ورزشی و رانندگی به مدت چند هفته نیز از مشکلات پس از انجام عمل سزارین است که در زایمان طبیعی اغلب وجود ندارد. 
 
عفونت‌های ادراری در سزارین به علت ضربه و صدمه‌ای که به سیستم ادراری در حین عمل ممکن است وارد شود، بیشتر است، خطر عفونت محل بخیه‌ها را نیز باید در نظر داشت، احتمال ایجاد یبوست به علت استفاده از داروهای بیهوشی و خطر پارگی رحم به علت باز شدن محل بخیه‌ها در حاملگی‌های بعدی نیز وجود دارد. پژوهش‌های انجام شده در ایران نشان می‌دهد سزارین به عنوان مهم‌ترین خطر جدی افسردگی پس از زایمان هم تلقی می‌شود. 
 
تازه‌ترین مطالعات نشان دهده که انجام زایمان به روش سزارین ممکن است احتمال سکته مغزی را در مادران افزایش دهد. بیمارانی که چند بار سزارین می‌کنند ممکن است چسبندگی غیر طبیعی جفت پیدا کنند که یکی از خطرناک‌ترین و جدی‌ترین عوارض سزارین است. ممکن است به خونریزی غیر طبیعی و غیر قابل کنترل جفت منجر شود. نتایج مطالعات در انگلستان نشان داده است که خطر مرگ مادر ناشی از زایمان سزارین سه برابر بیشتر از زایمان طبیعی است. 
 
عوارض مربوط به جنین
 
در کنار عوارضی که سزارین برای مادر به همراه دارد، عوارضی هم برای جنین متصور است، البته بهتر است گفته شود این عوارض در نوزادان سزارینی بیشتر از نوزادان زایمان طبیعی ست مثل یرقان (زردی) و مشکلات تنفسی (ریوی) و خطر ابتلا به دیابت نوع اول (وابسته به انسولین)، ابتلا به آسم و آلرژی بسیار بالا‌تر از نوزادانی است که به روش زایمان طبیعی به دنیا می‌آیند. برخی بررسی‌ها نشان داده است بچه‌هایی که به طور طبیعی به دنیا می‌آیند باهوش‌تر از بچه‌های سزارینی هستند. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد سندرم مرگ ناگهانی نوزادان در ماه‌های نخست، در نوزادانی که به شیوه سزارین متولد می‌شوند تا سه برابر بیشتر است و از طرف دیگر نیز داروهای بیهوشی می‌تواند روی جنین عوارضی داشته باشند. 
 
نوزادانی که به روش سزارین به دنیا می‌آیند تا چهار برابر بیشتر از سایر نوزادان در معرض خطر نارس بودن ریه هستند و به همین علت بیشتر امکان دارد در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان بستری شوند. مادری که قبل از شروع درد‌هایش، به اتاق عمل می‌رود و نوزادش را با سزارین به دنیا می‌آورد، به دلیل کاهش ترشح هورمون «کورنیزول» در مادر که ترشح این هورمون وابسته به شروع دردهای زایمانی است، فرصتی برای بلوغ ریه‌های نوزاد باقی نمی‌گذارد. بررسی‌های جهانی ارتباط معنی دار مرگ و میر پایین درحوالی تولد با آمار زیر ۱۰ درصد سزارین در برخی کشور‌ها را نشان می‌دهند. بر اساس تحقیقات علمی نوزادانی که با روش سزارین انتخابی به دنیا می‌آیند ۵۰ درصد بیشتر به آسم، ۲۰ درصد بیشتر به دیابت و ۵۰ درصد بیشتر به چاقی مبتلا می‌گردند. 
 
 
شرایطی که عمل سزارین ضروری است
 
سزارین تنها در موارد خاص که در ذیل به آن اشاره شده است، انجام می‌گیرداین عمل معمولا به یکی از دلایل زیر رخ می‌دهد: 
 
۱ـ عدم پیشرفت زایمان یا بحرانی‌شدن شرایط زایمان. 
 
۲ـ سابقه سزارین در زایمان‌های قبلی زائو. 
 
۳ـ وضعیت استقرار نامناسب جنین برای زایمان طبیعی. (همانطور که می‌دانید بچه‌ها معمولا با سر از رحم بیرون می‌آیند اما اگر شرایط استقرار جنین به نحوی باشد که مثلا بخواهد با پا از رحم خارج شود، آنوقت باید برای سزارین اقدام کرد.) 
 
۴ـ وضعیت نامناسب و بحرانی تنفس در جنین. 
 
متاسفانه رغبت خانواده‌های ایرانی علی رغم مزیت‌های بیشمار زایمان طبیعی برای مادر و فرزند و عوارض زیاد سزارین، به عمل جراحی بیشتر است. امیدواریم مسولین و مخصوصاً وزارت بهداشت سیاست‌های جدیدی را در پیش بگیرند تا مادران آینده؛ با افتخار بگویند که فرزند من را یک ماما به دنیا آورده است. سقوط جمعیتی و پیر شدن جمعیت ایران لزوم فرهنگ سازی زایمان طبیعی را بیش از پیش مهم می‌سازد، چرا که مادرانی که زایمان خود را به تیغ جراحی می‌سپارند نهایتا می‌توانند ۲ فرزند را باردار شوند.
 
منبع رجانیوز

نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : دوشنبه 6 بهمن1393
زمان : 11:22
نگاهی به بحران جمعیت


نسل تنهای تنهای تنها

تحت تاثیر سیاست کاهش جمعیت مرد و زن حتی اگر صاحب دوفرزند هم باشند در واقع خود را بازتولید کرده اند و سهمی در افزایش جمعیت ندارند.

 

2تا کافی نیستچند وقتیست  که بحث ازدیاد نسل و افزایش جمعیت در ایران مطرح شده و شعار  "فرزند کمتر،زندگی بهتر" زیر سؤال رفته است.اولین توجیهی که از افرادی ،که  از به دنیا اوردن فرزند امتناع میکنند  می شنویم،توجیه اقتصادیست.

در حالیکه این آیه‌ی قرآن بدون شک گویاترین پاسخ به سیاست‌های سازمان جهانی بهداشت در سطح کلان، و خانواده ها،در سطح خرد درباره‌ی تنظیم خانواده و جمعیت به بهانه‌ی مسائل اقتصادی است؛ هرچند ما در دورانی از این آیه غافل شدیم...؛

"...و فرزندان خود را از ترس فقر و تنگدستى نکشید، ماییم که آن‌ها و شما را روزى مى‏دهیم، حقا که کشتن آن‌ها گناهى بزرگ است"

با وجود این، افزایش تعداد فرزندان خانواده را مترادف با فشار اقتصادی بر مردم انگاشته اند  و تمامی‌ تحقیقات‌ سیاست‌های‌ جمعیتی،‌ که‌ از جانب‌ سازمان‌ ملل‌ متحد پشتیبانی‌ می‌شوند، این موضوع را تأیید می‌کنند.

و این درحالیست که افراد متمکن جامعه هم که امکانات مالی خوبی برای  فرزنداوری دارند،اغلب تک فرزندی را ترجیح میدهند.

در چالش‌های اقتصادی کشورهای جهان سوم، این واقعیت نادیده گرفته می‌شود که‌ عواملی‌ چون‌ سیطره‌ی کشورهای‌ غربی‌ بر سرنوشت‌ این‌ کشورها و غارت‌ منابع‌ ملت‌ها و همچنین‌  فسادهای سیاسی‌ و اقتصادی‌ و اجتماعی‌ در ایجاد مشکلات‌ اقتصادی‌ در کشورهای‌ اسلامی‌ سهیم‌ هستند؛ پس، می‌توان نتیجه گرفت رشد جمعیت،‌ رابطه‌ای‌ با فشار اقتصادی‌ ندارد. از سوی دیگر، غرب و آمریکا از یک سو کشورهای مسلمان را با روش‌هایی مانند تحریم تحت فشار اقتصادی قرار می‌دهند و از سوی دیگر این فشارها را به تعداد فرزندان خانواده نسبت می‌دهند؛ در حالی که جمعیت در صورت برنامه‌ریزی مناسب، می‌تواند چرخ‌های تولید را هم به چرخش در بیاورد و نیروی انسانی مولد یکی از زیربناهای توسعه‌ی اقتصادی است.

در قرنی که پیش روی ما است، مزیت نسبی را انسان می‌آفریند. پس با نگرشی درست به انسان، او یک نیروی خلاق و تولیدکننده است. از آن‌جا که مزیت نسبی همراه با دانش فنی توسط انسان پدید می‌آید، تحقیقات -علاوه بر تأثیر مهارت و آموزش او در رشد اقتصادی- رویکردی نوین نیز یافته که بررسی و تأکید بر نقش، اندازه و رشد جمعیت بر رشد اقتصادی، از آن جمله است

با توجه به نقش جمعیت در پیشرفت یک جامعه،مخالفان ازدیاد جمعیت در کشورهای درحال توسعه و بویژه کشورهای اسلامی،با استدلال های خاص خود و همچنین درلوای  اقدامات بشر دوستانه و موافق بهداشت جهانی اقداماتی را در جهت کاهش جمعیت انجام داده اند.

«ساموئل هانتینگتون» تئوری‌پرداز شهیر انگلیسی و مبدع نظریه ی «برخورد تمدن‌ها» در سخنرانی خود، ازدیاد نسل جوان در کشورهای اسلامی را بسیار نگران‌کننده تلقی می‌کند. به اعتقاد او، ترکیب جمعیتی جوان است که نیروهای اجتماعی را برای سازمان‌ها و نهضت‌های اسلامی آماده می‌کند و در این میان، از انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان نمونه یاد کرده است.

 بنا به تاکید هانتینتون در دهه گذشته، جوانان در بسیارى از جوامع مسلمانان بیشتر از ۲۰ درصد رشد داشته ‏اند. این نسلى است که نیروهاى اجتماعى را براى سازمان ها و نهضت هاى اسلامى آماده مى‏ کند. وی به طور نمونه به افزایش نسبت جمعیت جوانان در سال ۱۹۷۰ اشاره می کند و می افزاید:‌ در این دهه، انقلاب اسلامى ایجاد شد. افزایش ۲۰ درصدى جمعیت جوانان را در الجزایر، در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ منجر به پیروزى مسلمانان در انتخابات شد. از سوی دیگر جمعیت هاى بزرگتر نیازمند منابع بیشترى هستند. مردم این جوامع در آینده مجبور خواهند شد براى رفاه خود به فکر اشغال اراضى دیگران باشند. همچنین کنار هم قرار گرفتن مسأله رشد جمعیت در یک فرهنگ و کند بودن رشد جمعیت در فرهنگ دیگر، نیازمند تعدیل سیاسى و جلوگیرى از خشونت است. بنا به تاکید وی جمعیت کشورهاى اسلامى به گونه‏ اى چشمگیر در حال افزایش است. این مسأله ظرف بیست سال آینده باعث مهاجرت دسته‏جمعى جوانان مسلمان جویاى کار به غرب خواهد شد که با توجه به ظهور پدیده بیدارى اسلامى و مقابله با ارزشهاى فرهنگى غرب که براى غرب یک خطر محسوب مى‏ شود.

از طرفی هم در دهه‌ی هفتاد و در زمان هنری کسینجر، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور وقت آمریکا، پروژه‌ای درباره‌ی تأثیر روند رشد جمعیت جهانی بر امنیت ملی آمریکا طراحی و انجام شد. این پروژه روند فزاینده‌ی رشد جمعیت جهانی را بر خلاف امنیت ملی آمریکا می‌دانست و با تشریح استراتژی آمریکا در مورد جمعیت جهانی، سیاست‌ها، راهکارها، چگونگی همکاری سازمان‌های بین‌المللی و روش ترغیب و اقناع رهبران کشورهای مورد نظر برای کاهش روند رشد جمعیت را تبیین می‌کرد. این پژوهش می گوید:‌ افزایش جمعیت در کشورهای کمتر توسعه‌یافته با منابع غنی منجر به افزایش مصرف این منابع در راستای تأمین رفاه و معیشت مردم آن کشورها شده است و در نتیجه نفت و دیگر منابع با افزایش قیمت و در واقع کاهش دسترسی غرب و آمریکا مواجه می‌شوند و منافع اقتصادی آن‌ها را به خط می‌اندازد

 این رشد جمعیت اما به معنای جابجایی معادلات قدرت در جهان است. به این مفهوم که با پیشرفت علم و تکنولوژی عواملی مانند زمین و سرمایه کمرنگ می شود و به جای آنها این نقش نیروی انسانی است که توازن معادلات قدرت جهانی را به سمت و سوی کشورهایی با نیروی انسانی بیشتر جابجا می کند. از همین روی، پس از بررسی‌های مختلف در قالب پروژه‌های متعددی که در آمریکا و کشورهای اروپایی روی رشد جمعیت در کشورهای مسلمان و در حال توسعه و تأثیر آن در معادلات سیاسی و اقتصادی جهان و جابه‌جایی احتمالی قدرت انجام گردید و تخمین زده شد که جمعیت این کشور‌ها تا سال ۱۹۹۹ به ۵ میلیارد نفر افزایش پیدا می‌کندبه باور وی وقتی جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله به ۲۰ درصد کل جامعه برسند ترکیب جمعیتى چنین رشدى، ممکن است عواقب اجتماعى و سیاسى داشته باشد زیرا جوانان به دنبال اصلاحات، انقلاب و اعتراضات هستند. از لحاظ تاریخى، گروه هاى جوان ایجاد شده و به همراه آن، نهضتهاى بزرگى براه افتاده‏اند.

روز ۱۱ جولای ۱۹۸۹ روز جهانی جمعیت و سیاست‌های تنظیم خانواده،توسط دفتر برنامه‌ی توسعه‌ی سازمان ملل متحد تعیین شده که  این روز درست معادل ۲۰ تیر ماه ۱۳۶۸ در کشور ماست ؛‌ در راستای اهدافی که برشمردیم  و با ترفندهای زیرکانه از آن به بعد  رفته رفته شعارهایی همچون "‌فرزند کمتر زندگی بهتر" بر ذهن مردم کشورمان حاکم میشد و تصویب قانون تنظیم خانواده و جمعیت در سال ۱۳۷۲ نیز موجب شد تا رشد جمعیت کشورمان از ۶.۸ در سال ۶۵ ظرف مدتی بسیار کوتاه تر از زمان پیش بینی شده به ۱.۳ در سال ۹۰ برسد.

به گفته ی رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان درست در زمانی که از نظر علمی و عملی خطر پیری جمعیت و کاهش رشد جمعیت را درک کردند برای غرب به ویژه (اروپا و آمریکا و کانادا و حتی اسرائیل) سیاست‌های افزایش جمعیت و تشویق به آن و برای شرق به ویژه کشورهای اسلامی و ایران، سیاست‌های کاهش جمعیت ابلاغ شد و در حالیکه جمعیت شناسان بر بوجود امدن بحران پیری جمعیت تاکید میکنند،دشمنان قسم خورده ی ما در حالیکه به مخالفت با ازدیاد جمعیت و نفی آن می پردازند و مضرات آن را بازگو می کنند ،خود در پی افزایش جمعیت در کشورشان هستند و مثل همیشه تناقض های رفتاری خود را اشکارتر می سازند.از صداهای مخالف  سرسخت ازدیاد جمعیت در ایران شبکه های ماهواره ای هستند به همین منظور بی بی سی فارسی درصدد ایجاد توقعی بود که ابتدا دولت باید کمک کند سپس  مردم با دریافت این کمک ها، اقدام به  فرزندآوری کنند.

اهمیت این موضوع همین جا مشخص میشود که اگر مسئله، موضوع پیش پا افتاده ای می بود، تنها در شبکه بی بی سی، ده ها ساعت وقت برای معکوس کردن این حرکت صرف نمی شد.

تحت تاثیر سیاست کاهش جمعیت  مرد و زن حتی اگر صاحب دوفرزند هم باشند در واقع خود را بازتولید کرده اند و  سهمی در افزایش جمعیت ندارند؛

کاهش جمعیت  در بلند مدت به پیری جمعیت می انجامد و در نتیجه جامعه از بهره بردن از نیروی بانشاط و جوان محروم می ماند و کمبود نیروی کار و همچنین القا نمودن سبک خاصی از زندگی که زنان شاغل را دارای  پرستیژ اجتماعی می داند،باعث ازدواج های دیرهنگام  شده و همچنین سبب میشود جمعیت کثیری از زنان برای کار به بیرون از خانه رفته و در نتیجه از بدنه ی اصلی خانواده جدا شده و تمایل چندانی به باروری نداشته باشند و اکثرا به اوردن یک فرزند اکتفا کنند؛ این چرخه به همین منوال  تکرار میشود که در بلند انحطاط یک کشور و ملیت را سبب می شود.

حال در این میان نرخ طلاق که روند رو  به افزایش دارد  و خانواده های تک والد را بوجود می اورد را هم باید در نظر داشت.

آمار و ارقام رشد جمعیت در کشور ما  به مرز هشدار رسیده‌اند و با توجه به نرخ رشد جمعیت 1.29درصدی در سال، اگر به زودی برای افزایش این نرخ رشد کاری نکنیم، تا سال 95 به «چاله‌ی جمعیتی» می‌افتیم؛

گاهی آمار زنگ خطری است که نشان می‌دهد راه رفته اشتباه بوده و تا دیر نشده باید برای جبران مافات مسیر را تغییر داد.

رهبر معظم انقلاب اخیرا به شدت بر ازدیاد جمعیت تاکید کرده  اند و عمق فاجعه را بارها به مسئولین و مردم گوش زد کرده اند.

امید است با سیاست گذاری های صحیح و بخصوص حمایت از جوانان در بحث ازدواج،و فرهنگسازی صحیح و همچنین ترویج سبک  زندگی ایرانی-اسلامی  گام های مؤثری در جهت افزایش جمعیت برداشته شود.

نویسنده:زهرا سوهانکی

نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : چهارشنبه 24 دی1393
زمان : 19:36
تا سی روز شیاطین از این خانه دور هستند


 

آیةالکرسی در زمره ی آیاتی از قرآن کریم می باشد که از سوی ائمه اطهار(ع) تأکید فراوانی بر تلاوت آن شده است،

در این باره از حضرت محمد(ص) نقل شده است:

هر کس آیةالکرسی را تلاوت نماید، چون از در خانه ی خویش بیرون رود، خداوند هفتاد هزار فرشته می فرستد که برای آن فرد استغفار نمایند و چون به خانه بازآید و آن را بخواند، خداوند فقر و تنگدستی را از او دور می سازد؛ و در جایی دیگر می فرمایند: آیةالکرسی در خانه ای خوانده نمی شود مگر آن که شیاطین به برکت آن تا سی روز از آن خانه دور می شوند و مرد و زن سحر کننده تا چهل روز داخل آن خانه نمی شوند، و نیز بیان داشته اند: به راستی که عظیم ترین و بزرگترین که آیه در قرآن آمده است، آیةالکرسی می باشد و هر کس آن را تلاوت کند، خداوند فرشته ای بر او می فرستد تا عمل های نیک در نامه ی اعمال او ثبت نماید و عمل های بَد و گناهان او را محو سازد.
علاوه بر این از امام باقر (ع) روایت شده است که ایشان فرموده اند: هر کس آیةالکرسی را یک بار بخواند، خداوند هزار امر ناخوشایند از آخرت را از او برطرف می نماید که آسانترین ناخوشایندی های دنیا فقر و آسانترین ناخوشایندی های آخرت، عذاب قبر می باشد، و همچنین می فرمایند: هر کس بعد از وضو، یک بار آیةالکرسی را بخواند، خداوند متعال چهل سال عبادت را به او عطا خواهد نمود و چهل درجه او را بالا برد و چهل حوریه با او تزویج می نماید.
همچنین در باب خواندن آیةالکرسی قبل از خواب از پیامبر (ص) نقل شده است: هر کس آیةالکرسی را در وقت خواب قرائت نماید، خداوند متعال فرشته ای را برای او می فرستد که او را تا صبح از جمیع بلاها و مکروهات حفظ می نماید و همچنین امام رضا (ع) می فرمایند: کسی که به هنگام خواب آیةالکرسی بخواند، از فلج شدن ترسی نخواهد داشت و کسی که آن را پس از هر نماز بخواند، هیچ گزنده ی زهرداری به او آسیب نخواهد رسان و از امام صادق (عَلیه السَلام) منقول است که برای در امان بودن از خواب های وحشتناک، هنگامی که به محل خوابت رفتی، سوره ی فلق و آیةالکرسی را بخوان و البته بدان که آیةالکرسی فضیلتش بیشتر است.

پی نوشت ها:
1- شیخ صدوق. ثواب الاعمال: 223.
2- طبرسی. مجمع البیان، ج 1: 360.
3- کریم خانی. ذکرهای آسمانی: 160- 164.
منبع:قدس


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : دوشنبه 22 دی1393
زمان : 13:50
بچه شیعه



نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : یکشنبه 14 دی1393
زمان : 10:41
بوی تعفن


khatami2


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : یکشنبه 14 دی1393
زمان : 10:38
کبیره ترین گناهان کبیره چیست؟


عمروبن عبید بصری بر (پدرم) امام صادق علیه‌السلام در آمد. همین که سلام کرد و نشست، این آیه را تلاوت کرد: «وَ الَّذینَ یجْتَنِبُونَ کَبائِرَ اْلإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ» و آن‌گاه از خواندن بقیه آیه خودداری کرد. امام صادق علیه‌السلام پرسید: چرا سکوت کردی؟ گفت: دوست دارم اول گناهان کبیره را از نظر قرآن کریم بشناسم. حضرت فرمود: عیبی ندارد. ای عمرو! بزرگ‌ترین کبایر عبارت است از:

1. شرک به خدای تعالی است، به دلیل این کلام خدای عزوجل که می‌فرماید: «إِنَّ اللّهَ لا یغْفِرُ أَنْ یشْرَکَ بِهِ»، و این آیه که می‌فرماید: «إِنَّهُ مَنْ یشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النّارُ وَ ما لِلظّالِمینَ مِنْ أَنْصارٍ» مائده/72 ؛ و کسی که به خدا شرک بورزد، خدا بهشت را بر او حرام کرده و جایگاهش آتش است). از دیگر گناهان کبیره، قتل نفس است (یعنی کشتن انسانی که خدای تعالی ریختن خون او را جایز ندانسته و در نتیجه بدون حق نباید کشته شود) و درباره این گناه فرموده: «وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِدًا فیها» و کسی که مؤمنی را عمداً به قتل برساند، کیفرش جهنم است؛ در حالی‌که همیشه در آن خواهد بود

2. و بعد از شرک به خدای تعالی، نومیدی از رحمت او است؛ چون در این باره فرموده:«إِنَّهُ لا ییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ» یوسف/87؛ و از رحمت خدا مایوس نمی‌شوند، مگر مردم کافر.

3. و سپس ایمنی از مکر خدای تعالی است؛ چون خدای تعالی او را خاسر و زیانکار خوانده و فرموده «فَلا یأْمَنُ مَکْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ» اعراف/99 .

4. یکی دیگر از گناهان کبیره‌ای که در قرآن آمده، عقوق والدین است و خداوند که عاق والدین را جبار و شقی نامیده و از قول عیسی علیه‌السلام نقل کرده که فرمود: «وَ بَرًّا بِوالِدَتی وَ لَمْ یجْعَلْنی جَبّارًا شَقِیا» مریم/32؛ خدا مرا در برابر مادرم نیکوکار کرده، و مرا جبار و شقی قرار نداد.

5. از دیگر گناهان کبیره، قتل نفس است (یعنی کشتن انسانی که خدای تعالی ریختن خون او را جایز ندانسته و در نتیجه بدون حق نباید کشته شود) و درباره این گناه فرموده: «وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِدًا فیها» نساء/93؛ و کسی که مؤمنی را عمداً به قتل برساند، کیفرش جهنم است؛ در حالی‌که همیشه در آن خواهد بود . از گناهان کبیره جادوگری (سحر) است؛ چون خدای تعالی درباره آن فرموده: «وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی اْلآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ» ساحران به خوبی می‌دانند کسی که سحر را بر کتاب خدا ترجیح دهد، در آخرت نصیبی ندارد

6. نسبت زنا به زنان بی‌گناه دادن که خدای تعالی درباره این گناه فرموده: «إِنَّ الَّذینَ یرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ» نور/23 ؛ کسانی که زنان مؤمن پاکدامن و از همه جا بی خبر را تهمت زنا می‌زنند، در دنیا و آخرت لعنت شده‌اند و عذابی عظیم دارند.

7. گناه کبیره دیگر، خوردن مال یتیم است؛ چون قرآن کریم درباره‌اش می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیتامى ظُلْمًا» نساء/10؛ کسانی که اموال یتیمان را به ظلم می‌خورند، جز این نیست که آتش در شکم خود می‌کنند.

8. گناه کبیره دیگر، فرار از جنگ است؛ چون خدای تعالی درباره آن می‌فرماید:«وَ مَنْ یوَلِّهِمْ یوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاّ مُتَحَرِّفًا لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَیزًا إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ» انفال/16؛ و کسی که پشت به دشمن کند، بدون اینکه بخواهد حیله جنگی به کار برد، و یا به جمعیتی بپیوندد تا او را کمک کنند، با خشم خدا روبه‌رو شود، و چنین کسی جای در دوزخ دارد که چه بد سرانجامی است.

9. ربا خواری که خدای تعالی درباره آن فرموده: «الَّذینَ یأْکُلُونَ الرِّبا لا یقُومُونَ إِلاّ کَما یقُومُ الَّذی یتَخَبَّطُهُ الشَّیطانُ مِنَ الْمَسِّ» بقره/275؛ (آنها که ربا می‌خورند از جای بر نمی‌خیزند، مگر مثل کسی که شیطان با تماس خود مُخْبِطش کرده است. و نیز درباره رباخواران فرموده: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ» بقره/279؛ حال اگر باز هم از این عمل دست بردار نیستید، اعلام جنگ با خدا و رسولش دهید. دیگری سوگند دروغ است؛ چون خدای تعالی درباره آن می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ ایمانِهِمْ ثَمَنًا قَلیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَةِ» مسلماً کسانی که با عهد خدا و سوگندهاشان بهایی اندک را به دست می‌آوردند، اینان در آخرت هیچ بهره‌ای ندارند

10. از گناهان کبیره جادوگری (سحر) است؛ چون خدای تعالی درباره آن فرموده: «وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی اْلآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ» بقره/102؛ ساحران به خوبی می‌دانند کسی که سحر را بر کتاب خدا ترجیح دهد، در آخرت نصیبی ندارد.

11. یکی دیگر از گناهان کبیره زنا است؛ زیرا خدای تعالی می‌فرماید: «وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِکَ یلْقَ أَثامًا ، یضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ یخْلُدْ فیه مُهانًا» فرقان/68 ـ 69؛ و کسی که این گناه را مرتکب شود، با عقوبتی روبه‌رو خواهد شد و روز قیامت عذاب برای او مضاعف گشته، با ذلت در آن جاودانه خواهد زیست.

12. دیگری سوگند دروغ است؛ چون خدای تعالی درباره آن می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ ایمانِهِمْ ثَمَنًا قَلیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَةِ» آل عمران/77؛ مسلماً کسانی که با عهد خدا و سوگندهاشان بهایی اندک را به دست می‌آوردند، اینان در آخرت هیچ بهره‌ای ندارند.

13.غلول؛ یعنی دزدیدن از غنیمت است که خدای تعالی درباره آن فرمود: «وَ مَنْ یغْلُلْ یأْتِ بِما غَلَّ یوْمَ الْقِیامَةِ» آل عمران/161؛ و کسی که از غنیمت بدزدد و در آن خیانت کند، روز قیامت با همان خیانتش می آید.

14. ندادن زکات واجب؛ چون خدای سبحان درباره آن می‌فرماید: «یوْمَ یحْمى عَلَیها فی نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ» توبه/35؛ روزی که بر آن گنجینه‌ها در آتش جهنم می‌دمند تا سرخ شود، آن‌گاه با همان پولها پیشانی و پشت و پهلویشان را داغ می‌زنند.

15. شهادت دروغ و کتمان شهادت است؛ چون خدای فرموده: «وَ مَنْ یکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ » بقره/283؛ و کسی‌که شهادت را کتمان کند، قلبش گنهکار است.

16. شرب خمر و می‌گساری؛ زیرا خدای تعالی آن‌را معادل بت ‌پرستی قرار داده است.

17. ترک نماز عمداً.

18. ترک هر عملی که خدای تعالی آن را واجب کرده؛ به دلیل اینکه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: کسی که نماز را عمداً ترک کند، ذمه خدا و ذمه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از او بری و بیزار است.

19. قطع رحم؛ زیرا خدای تعالی فرموده: «أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّارِ» رعد/25؛ اینان مشمول لعنت خدایند، و منزل بد که (همان دوزخ) است از آن ایشان است. عمروبن‌عبید از نزد امام صادق علیه‌السلام بیرون می‌شد، در حالی که صدایش به گریه بلند بود، و می‌گفت: هلاک شد هر کس که به رای خود فتوا داد، و با شما ـ اهل بیت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در فضیلت و علم معارضه کرد.

منبع:من وحی القرآن، ج7 ،ص 209ـ210؛ مجمع البیان، ج 3 ،ص 62؛


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : شنبه 6 دی1393
زمان : 11:22
توصیه‌های بهداشتی و رفاهی به زائران اربعین


سایت رویش نیوز نوشت:

با توجه به در پیش بودن حماسه پیاده روی تا کربلا و حرم امام حسین (علیه السلام)، لیستی از اقدامات و تمهیدات بهداشتی و رفاهی را مطالعه خواهید کرد که به کار بستن آنها  مفید واقع خواهد شد:

* مقداری خشکبار بویژه مویز و کشمش و مغزهای خوراکی به همراه داشته باشید تا در حین پیاده روی بویژه در هوای نسبتاً سرد شب ها انرژی لازم را برای حرکت شما تأمین نماید.
 
* مقداری لیمو ترش تازه به همراه ببرید و بر روی غذاهای گوشتی که احیاناً در طول مسیر به شما داده می شود، قبل از مصرف بچکانید تا از مسمومیت های احتمالی پیشگیری نماید.
 
* یک لیوان شخصی تمیز جهت نوشیدنی ها به همراه داشته باشید و حتی الامکان در ظروف نامطمئن و غیربهداشتی و ظرف های یکبارمصرف غیرمجاز نوشیدنی و غذای داغ را مصرف ننمایید.
 
* در صورت داشتن سابقه آلرژی و حساسیت های غذایی از مصرف غذاهای سرخ شده و حاوی ادویه زیاد خودداری فرمایید.
 
* از مصرف غذاهای خیلی چرب و یا خیلی سرخ شده و نیز نوشیدنی های خیلی سرد حتی الامکان اجتناب کنید.
 
* جهت پیشگیری از عرق سوز شدن و التهابات پوستی ناشی از تعریق زیاد، لباس زیر مناسب و گشاد و با الیاف نخی به تن نمایید.
 
* کفش مناسب به پا داشته باشید. ضمناً به همراه داشتن یک جفت دمپایی سبک نیز که زمان خستگی پا بتواند جایگزین کفش گردد، مناسب بنظر می رسد.
 
* به دلیل احتمال بارش باران و جهت مصون ماندن از وزش باد سرد، به همراه داشتن چتر و بارانی مناسب و یا حتی پانچوهای یکبارمصرف ارزان قیمت (مخصوص کوهنوردی) می تواند مفید باشد.
 
* بجای ساک دستی از کوله پشتی مناسب استفاده نمایید و در عین حال، همه تلاش خود را بکار گیرید تا سبک بار باشید.
 
* حداقل یک ملحفه تمیز یا کیسه خواب مناسب به همراه داشته باشید.
 
* حتی الامکان چند عدد ماسک یکبار مصرف به همراه داشته باشید.
 
* به همراه داشتن دستمال کاغذی، چند عدد دستکش یکبار مصرف و نیز رویه های یکبارمصرف توالت فرنگی نیز می تواند مفید باشد.
 
* تن پوش گرم مناسب و کلاه، چفیه یا شال جهت پوشش سر وگردن و صورت در هنگام پیاده روی در شب به همراه داشته باشید.
 
* به همراه داشتن خمیر یا ژل مخصوص ضدعفونی دست و نیز صابون شخصی نیز توصیه می شود.
 
* مهر و جانماز شخصی به همراه داشته باشید.
 
* حوله مناسب و دیگر وسایل استحمام به همراه داشته باشید.
 
* جهت حفظ بهداشت دهان و دندان، مسواک، خمیر دندان و نخ دندان به همراه داشته باشید.
 
* برای جلوگیری از آفتاب سوختگی چشم و پوست صورت، بهتر است عینک آفتابی مناسب و کلاه نقاب دار به همراه داشته باشید.
 
* به همراه داشتن برخی اقلام دارویی از قبیل قرص سرماخوردگی، قرص ضدحساسیت (آنتی هیستامین)، و داروهای ضد التهاب پوستی (عرق سوز) از قبیل پودر تالک، کرم کالاندولا، هیدروکورتیزون جلدی و یا ویتامین ADمی تواند مفید باشد. ضمن اینکه در صورت داشتن بیماری زمینه ای، داروی خود را باید به همراه داشته باشید.

نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : دوشنبه 10 آذر1393
زمان : 15:56
از تهدید به قتل تا شفاعت حضرت زهرا(س)


سلمان حدادی وهابی تازه شیعه شده  امروز در جمع دانشجویان دانشگاه لرستان حضور یافت و به سئوالات دانشجویان جواب داد.

مشروح گفت و گوی سلمان حدادی با دانشجویان دانشگاه لرستان به نقل از لرستان خبر در ادامه می آید.

من سلمان حدادی متولد سال 1361 در سنندج هستم. پدرم متولد 1314 است و تا سال 1354 جزء ارتش شاه بود.

 پدرم جذب وهابیت شد و مادرم که متولد سوریه و شیعه‌زاده است، نام مرا سلمان می‌گذارد، من نام سلمان را دوست نداشتم اما مادرم می‌گفت یار حضرت علی(ع) بوده است.

من ابتدا به زاهدان و بعد برای یک دوره آموزشی4 ماهه به پاکستان رفتم ودر آنجا نحوه ورود به وهابیت را فرا گرفتم و بعد به کرمانشاه رفتم و با یک پسر شیعه که بسیار مؤدب بود دوست شدم.

 4 سال با هم رفیق بودیم، در ماه‌های آخر گفتم مهدی‌جان یا تو سنی‌ شو یا من شیعه می‌شوم، من 50 تا کتاب به او دادم همه را خواند اما فایده‌ای نداشت.

 به او گفتم حالا تو دینت را به من معرفی کن، گفت یک شب به هیئت ما بیا. قول داده بودم بروم اما از شب اول محرم به تعویق می‌انداختم وامروز و فردا می‌کردم،  به خاطر قولم شب عاشورا رفتم اما سینه نزدم فقط استغفار می‌کردم که چرا اینجا هستم.

سید بزرگواری روی منبر بود و می گفت کدام‌یک از شما حاضر است به خاطر عقیده‌اش جان و خانواده بدهد و اسارت هم تحمل کند، من با خودم گفتم من جان می‌دهم اما حاضر نیستم مادرم یک سیلی هم بخورد.

سید بزرگوار گفت اما امام حسین(ع) همه چیز خود را داد، آن شب به خاطر مظلومیت امام حسین(ع) خیلی گریه کردم و همین گریه کار خودش را کرد، انَّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة. آن شب دلم از وهابیت و هرچه غیر شیعه بود سرد شد، من به دنبال یک گمشده بودم وآن را در شخصیت سید‌الشهدا(ع) یافتم.

بعد از آن جلسه در مورد تمام مذاهب حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی، شیعه علی اللّهی یک امامی، زیدی‌های 4 امامی و اسماعیلی‌های 6 امامی شروع به مطالعه کردم و در مورد هر مذهبی هم، با بزرگان آنها صحبت می‌کردم.

بعد با احتیاط شروع به مطالعه شیعه دوازده امامی یا شیعه حقه جعفری کرده و یک جلد از بحار‌الانوار و یک جلد از مستدرک‌الوسائل را خواندم و سپس به قم، دفتر یکی از مراجع رفتم و با رئیس دفتر صحبت کردم و 10 تا سؤال پرسیدم و ایشان کامل جواب داد و گفت همه این سؤالات در روایات ما است.

قرآن می‌گوید از کسی پیروی کن که عالمتر است. کتاب المراجعات، شب‌های پیشاور و الغدیر را به ما معرفی کرد.

المراجعات که کتاب مناظره مؤدبانه یک شیعه ویک سنی است، بیشترین تأثیر را روی من گذاشت و خیلی مستند و قشنگ حرف می‌زند و من فهمیدم شیعه حق است اما باور کردنش سخت بود، 6 ماه با خودم کلنجار رفتم و بعد به این نتیجه رسیدم که دنیا 70 یا 80 سال است و آخرش مرگ است، آیا در آن دنیا می‌توانم سرم را بلند کنم؟

پس از آن کتابی نوشتم به نام «آیا شیعه حق است؟» ودر آن دلایلی برای دوستانم آوردم و به آنها گفتم این را به کسی ندهید، اما آنها کتاب را به پدرم دادند.


یک روز پدرم کتاب را به من نشان داد وگفت: سلمان این را دیدی؟ بعد گفت سلمان شیعه شدی؟ گفتم اگر خدا قبول کند، پدرم گفت: گولت زده‌اند.بعد گفت بیا برویم وهر چه قرآن گفت قبول است، ما مناظره کردیم و پدرم محکوم شد.

در مدت 6 ماه با 18 نفر از بزرگان وهابیت مناظره کردم وبه لطف اهل‌بیت همه مسلمان شدند.

 من یک سال بود که ازدواج کرده بودم و همسرم باردار بود، آنها می‌گفتند اسمی از شیعه نیار و تبلیغ نکن، از اینجا برو و هر چه هم می‌خواهی به تو می‌دهیم وقتی قبول نکردم، فشارها زیاد شد.

 بعد حساب بانکی مرا خالی کردند و اتومبیل زانتیای مرا هم گرفتند. اگر مراسم عزاداری یا سخنرانی از تلویزیون پخش می‌شد متلک‌پرانی آغاز می‌شد.

فشارها زیاد شده بود، به خانمم گفتم من می‌خواهم به ارومیه بروم، خانمم طلاهایش را به من داد تا بتوانیم در آنجا منزلی رهن کنیم.

وقتی از خانه بیرون رفتیم که پدر و با چند نفر از دوستانش را با چماق و چاقو آنجا ایستاده‌اند، گفتم شما هم مثل اجدادتون سر راه می‌گیرید و بعد با ضربه چماق به سرم زدند ومن بیهوش افتادم.

خانمم می‌گفت چاقو آوردند سرم را ببرند اما چاقو کُند بود و نشد بعد یکی از رگ‌های دستم را زدند که هنوز هم آن رگ قطع است و این لکنت‌زبانی هم که دارم به خاطر آن ضربه است.

وقتی من روی زمین افتادم خانمم وسط می‌آید که به خاطر لگدی که می‌خورد بچه سقط می‌شود، من که بیهوش بودم کتک خوردن همسرم را ندیدم، اما با یاد آن کسی که کتک خوردن همسرش را دید آرام می‌شدم.


به هوش که آمدم به ارومیه نزد پسرعمه‌ام رفتم، او گفت اگر هزار تا قتل کرده بودی برایت قدمی برمی‌داشتم اما چون شیعه شدی نمی‌توانم کاری انجام دهم.

انگشتر و ساعتم را فروختم و با یک زن بیمار برای کار به تهران رفتم. شب‌ها در ترمینال جنوب و راه‌آهن روی کارتن می‌خوابیدیم.

خانمم گفت بریم قم آنجا سرپناه وحرمی است و به جمکران رفتیم و 45 روز در جمکران بودیم و هر روز از غذای نذری هیئت‌ها می‌خوردیم و به آقا امام زمان(ع) متوسل شدم.

 یک روز در جمکران یک موتوری آمد و گفت شما مدت زیادی است که اینجا هستید، جایی برای خوابیدن دارید؟ من چیزی نگفتم اما طرف خودش متوجه شد رفت.

موتوری با پول برگشت، گفتم پول را نمی‌گیرم، گفت بگیر، هنوز آن‌قدر بی‌غیرت نشدیم. پول را گرفتم اما بعدها هرچه بین خادمان جمکران گشتم او را ندیدم.

بعد از حدود 80 روز حمام رفتم و موی سر و صورت را اصلاح کردم و به حرم حضرت معصومه(س) رفتم و چند روز آنجا بودیم.

خادم خوش سیمایی در حرم بود به او گفتم من گدا نیستم پول هم نمی‌خواهم، ما شیعه شدیم نمی‌دانیم چه کار کنیم؟ گفت به دفتر مراجع بروید و اگر می‌خواهید قم بمانید ما همه کاری برای شما انجام می‌دهیم، گفتم من برای خودم شیعه شدم نه برای دیگری و می‌خواهم به ارومیه برگردم.

بعد به تهران آمدیم اما یک دفعه به ذهنمان رسید به مشهد برویم و پا به زیارت، زندگی جدید را شروع کنیم.

در هیچ زیارتی نداریم که بالای سر حضرت بنشینید اما در زیارت امام رضا(ع) داریم این یعنی هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو، بعد از بیش از 3 ماه کارتن‌خوابی رفتم بالای سرآقا نشستم و همه چیز را گفتم.

فردی پیدا شد و یک خانه 20 متری به ما اجاره داد و ما را راهنمایی کردند که به دفتر امام جمعه برویم.

من قصد فروش کلیه‌ام را داشتم، سید بزرگواری آمد و وضعیت ما را دید گفت شما بروید و خانه‌ای ببینید، ما در آپارتمانی ساکن شدیم.

یک روز همسرم گفت سلمان من چیزی نمی‌خواهم فقط طلبه شو تا بتوانی بهتر جواب وهابی‌ها را بدهی، من هم ثبت‌نام کردم.

 یک روز دکتر به همسرم گفت شما بخاطر ضربه خوردن دیگر نمی‌توانید بچه‌دار شوید، من به حضرت گفتم من یک بچه و یک کربلا می‌خواهم، کربلا که یک ماه نشده بود مشرف شدیم و بعد از مدتی همسرم باردار شد.

دکتر که متوجه شد گفت این خانم هم خودش وهم بچه را می‌کشد، همین الان بچه را سقط کنید، می‌خواستیم این‌ کار را انجام دهیم که دوستم گفت نذر کنید که آن را محسن یا فاطمه نام بگذارید.

15 روز به وضع حمل مانده بود که همسرم سونوگرافی 3 بعدی انجام داد و گفتند بچه 700 گرم است، مرده به دنیا می‌آید و باید سزارین شود، آن شب تا صبح نخوابیدم، همسرم عصبی شده بود.

 صبح همسرم گفت دیشب خواب دیدم خانمی آمد دست دور گردنم گذاشت و فرمود دخترم مرا می‌شناسی؟ من فاطمه(س) بنت محمد(ص) هستم، برایم روضه امام حسین(ع) خواند و با هم گریه کردیم، گفت دخترم آن بچه برای ما است وشما ناراحت نباشید.

روی صورت و دستانش قرآن نوشته بود و چادرش خاکی بود.

بعد از 10 روز فرزندم که بیش از دو کیلوگرم بود به دنیا آمد و نامش را فاطمه گذاشتیم.

سلمان در پاسخ به سؤالی از احساس خود در مورد شیعه بودنش گفت: وقتی شیعه هستی حتی اگر روی کارتن هم بخوابی باز احساس می‌کنی کسی با تو است صاحبی داری که می‌توانی به او تکیه کنی و همیشه با تو است.

بزرگترین دلیل حقانیت تشیع حضرت زهرا(س) است.

چرا عاشورا رقم خورد؟ ما غدیر را شل گرفتیم که به عاشورا رسیدیم. عاشورا از کوچه‌های مدینه آغاز شد. من در عید غدیر خیلی برای سنی‌ها کار فرهنگی انجام می‌دهم. شیعیان خوابند اما وهابی‌ها بیدار هستند.

اعتقاد به مصلح آخرالزمان در همه ادیان است اما وهابی‌ها قبول ندارند. وهابیت یک تفکر تندرو است که خودش را به اهل سنت می‌چسباند. وهابیت مذهب نیست. زیارت اهل قبور را شرک می‌دانند حکم قتل شیعیان را واجب می‌دانند. اما اهل تسنن چنین فکری ندارند.

 گریه بر امام حسین(ع) مرا نجات داد.  50 درصد از کسانی که شیعه می‌شوند دوباره برمی‌گردند چون جایی ندارند. پدرم برای من جایزه گذاشته اما با مادرم تلفنی صحبت می‌کنم.

تمام کتابهای من در کتابخانه شیعه قابل دانلود است. نام یکی از کتاب‌هایم «هزار ضربه کاری بر پیکره صحیح بخاری» است.

l

منبع :عقیق


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : چهارشنبه 28 آبان1393
زمان : 21:20
نگاهی‎متفاوت به‎تشیع جنازه‎پاشایی+عکس


ای کاش همه ما وقتی خبر مرگ کسی را میشنویم در ابتدا تلنگری به خود زنیم و بدانیم که با هر پست و مقام و در هر جایگاهی که باشیم باید روزی از دنیا برویم و تنها چیزی که برایمان میماند اعمال و رفتار ما است و الا روشن کردن شمع و خواندن دسته جمعی شعر های مرتضی پاشایی نه روح آن مرحوم را خوشحال میکند و نه مشکلی از ما را برطرف میکند. به گزارش حرف تو، رفتار برخی افرادی که به بهانه این مراسم دست میزنند پایکوبی میکنند و یا اینکه تنها به دنبال جمع آوری فیلم برای به اشتراک گذاشتن در صفحات اجتماعیشان هستند بسی جای تعجب است. به گزارش سایت حرف تو یکی از کاربران با عکسی اختصاصی از مراسم تشیع جنازه مرتضی پاشایی به سایت حرف تو نکته ای تامل برانگیز را گوشزد کرد. در این عکس که عکاس مهر آن را انعکاس داده از ۹۰ نفری که در کادر هستند ۷۰ نفر در حال فیلمبرداری از تشیع جنازه هستند. البته در اکثر گزارشات تصویری خبرگزاری ها، جماعتی دوربین به دست در این تشیع جنازه شرکت کردند. اینکه مرتضی پاشایی خواننده محبوب و با اخلاق کشورمان به رحمت خدا رفتند برای همه تاسف آمیز است و اینکه به گفته پدرش او به نماز اول وقت و ائمه و نظام مقدس جمهوری اسلامی ارادت خاصی داشت بر همگان مشهود است. اما رفتار برخی افرادی که به بهانه این مراسم دست میزنند پایکوبی میکنند و یا اینکه تنها به دنبال جمع آوری فیلم برای به اشتراک گذاشتن در صفحات اجتماعیشان هستند بسی جای تعجب است. متاسفانه تب روشنفکرمآبی یقه بسیاری از جوانان ما را گرفته است تا جایی که حتی مرگ هم سن سالانمان هم گاهی ما را از خواب غفلت بیدار نمیکند.شاید اکثر کسانی که دارند فیلم میگیرند به جای اینکه به فکر مرگ باشند به این فکر میکنند که این فیلم را به فلان دوستانم نشان میدهم تا بگویم من هم در این مراسم شرکت کردم و کلی کلاس میگذارم. ای کاش همه ما وقتی خبر مرگ کسی را میشنویم در ابتدا تلنگری به خود زنیم و بدانیم که با هر پست و مقام و در هر جایگاهی که باشیم باید روزی از دنیا برویم و تنها چیزی که برایمان میماند اعمال و رفتار ما است و الا روشن کردن شمع و خواندن دسته جمعی شعر های مرتضی پاشایی نه روح آن مرحوم را خوشحال میکند و نه مشکلی از ما را برطرف میکند. شاید صدای مرتضی پاشایی در تشیع جنازه اش این باشد که بلند فریاد میزند. ای مردم گناه نکنید این دنیا ارزشش را ندارد... وَ اَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَ اَنَّ ناکِرًا وَ نَکیرًا حَقٌّ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَ الْبَعْثَ حَقٌّ، وَ اَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَ الْمِرْصادَ حَقٌّ، وَ الْمیزانَ حَقٌّ، وَ الْحَشْرَ حَقٌّ، وَ الْحِسابَ حَقٌّ،وَ الْجَنَّةَ وَ النّارَ حَقٌّ، وَ الْوَعْدَ وَ الْوَعیدَ بِهِما حَقٌّ


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : دوشنبه 26 آبان1393
زمان : 12:52
سخنرانی استاد رحیم‌پور ازغدی در واکنش به فضاسازی‌های اخیر تشیع لندنی:


تشیع لندنی به اندازه وهابیت خطرناک و هدفش احمق نشان دادن شیعه است/ اگر مداح‌ها نبودند، قضیه کربلا فراموش می‌شد

گروه سیاسی - رجانیوز: عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: تشیع لندنی به اندازه وهابیت خطرناک است. امروز اینها شبکه‌های ماهواره‌ای راه انداخته‌اند و در مشهد و قم و اصفهان و نجف در حال تربیت طلبه‌اند.

به گزارش رجانیوز، حسن رحیم پور ازغدی در سخنرانی پیش از خطبه‌های نمازجمعه امروز درباره شیعیان حقیقی و کسانی که ادعای شیعه بودن دارند سخن گفته است. وی در این سخنان به نکات زیر اشاره کرده است:
 
 
به گزارش مهر، روایات اهل بیت در توصیف شیعیان دو گونه است؛ یک دسته روایاتی که می‌گویند شیعیان چه کسانی هستند و دسته دیگر روایاتی که می‌گویند چه کسانی شیعه نیستند. کسانی که به حسین بن علی(ع) نامه نوشتند و او را دعوت کردند ادعای شیعه بودن داشتند.
 
* حرف‌هایی را بنده زدم که عده‌ای جاهل و عده‌ای که اسلام‌شان اسلام آمریکایی و تشیع لندنی است درباره آن جنجال به راه انداختند. به جای آن که حرف‌ها را به طور کامل از صداوسیما پیگیری کنند تکه‌های گزینش شده‌ای از آن حرف ها را در شبکه‌های ماهواره ای پخش کردند. البته باید گفت 90 درصد هیأت ها برای خدا و عشق امام حسین(ع) خدمت می‌کنند و اگر مداح ها نبودند قضیه کربلا فراموش می‌شد.. اما مجالسی هست که آبروی شیعه را می برد که ان شاالله ریشه این هیأت ها خشک شود.
 
 
 
* برخی از مداحان برای یک دهه عزاداری سی، چهل میلیون پول می‌گیرند. اینها اگر روز عاشورا بودند به صحنه نمی‌آمدند. اینهایی که در مجالس‌شان می گویند من رقاصه عباسم هیچکدام حاضر نیستند با داعش بجنگند. امام حسین(ع) فرمود الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم... فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون. هنگامی که باید از جان و آبرو بگذرند فرار می‌کنند. آن کسانی به اباعبدالله(ع) و حضرت محسن ارادت واقعی داشتند که در بدر و خیبر و زیر آتش و بمباران ایستادگی کردند و جنگیدند نه شما شیعه‌های انگلیسی که کمک می کنید به وهابیت و فیلم عزاداری‌های‌تان را در شبکه های ماهواره‌ای پخش می‌کنند. شماها طرفدار حضرت محسن نیستید. کاسب اید.
 
* هدف دشمن و وهابیت این است که نشان دهند شیعه احمق است و جنگ داخلی راه بیندازند. بنده این افتخار را دارم که توسط وهابیت تهدید به ترور شدم و احتمالاً توسط این شیعه‌های انگلیسی نوکر لندن نیز این افتخار نصیبم خواهد شد.
 
* چندی پیش هم 2 تن از مراجع ما گفتند که آن چه به ما رسیده دهه عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) است و اگر بخواهید دهه های عزاداری دیگری درست کنید عزاداری عاشورا تحت الشعاع قرار می گیرد. ما باید 365 روز سال تابع و محب اهل بیت باشیم ولی نباید عزاداری اهل بیت عادی شود و رغبت به آن از بین برود. به همان مراجع هم حمله کردند و آنها را مراجع بی ولایت نامیدند.
 
* ما پرسیدیم چرا به معارف اهل بیت کار ندارید بعد دروغ بستند و گفتند فلانی گفته است که اصلاً حضرت محسن نبوده است و گفته است عزاداری برای حضرت محسن بدعت است. چرا دروغ می گویید؟ این حرف هایی که می گویند محبت کافی است این حرف های مسیحی ها و بودایی هاست. یک عده شیعیان واقعی اند و عده ای شیعیان قالتاق که ربا می خورند و گران فروشی می کنند و دروغ می گویند. اینها امام خمینی(ره) و شهید مطهری را هم لعن می کنند.
 
* شیعیان لندنی به اندازه وهابیت خطرناک هستند. امروز اینها شبکه های ماهواره ای راه انداخته اند و در حال تربیت طلبه اند. اینها همان هایی هستند که وقتی 15 خرداد شد امام گفت ما عزاداریم و امسال جشن نیمه شعبان نمی گیریم گفتند خمینی(ره) سیاسی است و ما نیمه شعبان را رها نمی کنیم.
 
* به آنهایی که به ما گفتند به کوری چشم مراجعی که اهل ولایت نیستند ما دهه محسنیه و اصلاً شهر محسنیه می گیریم گفتم یک روایت از حضرت زهرا(س) بخوانید بلد نبودند. اینها شاه و صدام و داعش را می پذیرند ولی با خمینی و خامنه ای و مطهری درگیر می شوند. اینها به انقلابیون با بغض نگاه می کنند. کینه ای که به امام خمینی داشتند به شاه نداشتند. اصلاً کینه ای نسبت به شاه نداشتند.
 
* یک کلمه رهبری گفت که لخت نشوید چه سروصداهایی به راه انداختند. از اول جمادی الاولی تا 20 جمادی الثانی 50 روز عزاداری می کنید و یک روز تولد می گیرید ولی چیزی از معارف حضرت زهرا نمی دانید. رهبری یک جلسه فرمودند این که نیم ساعت می گویید "حسین وای" چه فایده ای دارد؟ روایات اباعبدالله(ع) را بخوانید.
 
* الان آهنگ های مبتذل و لهوی در برخی هیأت ها خوانده می شود و آهنگ های جاز و رپ و راک در برخی هیأت ها راه انداخته اند. قلاده به گردن می اندازند و عوعو می کنند. در همین مشهد این کار را کردند. می خواندند : کنم عوعو دهم دست ولایت و جمعیت دو دقیقه عوعو می کنند. می خوانند که یک تکه استخوان امشب بس است ما را. ذکر اباعبدالله(ع) وسط صدای سگ. در هیأت های لخت می شوند و تلوتلو می خورند و می خوانند: ما گر ز سر بریده می ترسیدیم/ در محفل عشاق نمی رقصیدیم. رقص خون در بدر و خیبر بود. رقص خون شهادت عباس (ع) بود که فرمود : والله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابداً عن دینی. شما اصلاً درد دین ندارید.
 
* می گویند امام(ره) باید آن دنیا جواب دهد چون گفته است با قاتلان حضرت زهرا(س) اتحاد کنید. بروید به مناطق اهل سنت ببینید آیا این برادران ما قاتلان فاطمه زهرا هستند؟ برخی از آنها برای اهل بیت عزاداری می کنند. چرا زیر دیگ وهابیت هیزم می گذارید و می خواهید ایران را به سوریه و عراق تبدیل کنید؟
 
* یک عده از اینها در حوزه ریشه دارند. بروید منشور روحانیت امام را بخوانید. امام در منشور روحانیت می گوید: استعمار در فرهنگ حوزه های ما نفوذ کرده است و اولین القای شان جدایی دین از سیاست است. در حالی که جریان عاشورا یک جریان سیاسی است ولی اینها میخواهند با امام حسین و عاشورا حال کنند. ظهور منجی و برپایی عدالت جهانی یک مسأله سیاسی است. امام(ره) می گوید: اول مبارزه اگر میخواستی بگویی شاه خائن است، می گفتند شاه شیعه است. اگر این وضعیت ادامه پیدا می کرد حوزه های ما هم دچار وضعیت کلیسای قرون وسطی می شد که به برکت انقلاب اسلامی این اتفاق نیفتاد.


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : شنبه 24 آبان1393
زمان : 13:38


مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir



دانشنامه عاشورا

روزشمار محرم عاشورا






پایگاه جامع عاشورا