X
تبلیغات
... و خدا مهربان است
عالِم به مخفی ترین اسرار



در تفسیر نیشابوری چنین آمده: غلامی حبشی پس از چند روز هم نشینی با مسلمانان، خدمت رسول اکرم آمد و مسلمان شد. شهادتین را برزبان جاری کرد و سپس مسایل دینی اش را نزد بعضی از اصحاب فرا گرفت. روزی دوباره خدمت پیامبررسید و گفت یا رسول الله! خدای ما عالِم هست یا نه؟ رسول خدافرمود: «».(سوره طه آیه 7)

غلام تازه مسلمان قدری فکر کرد و گفت: یعنی هنگامی که من گناه می کردم گناهان مرا می دید؟ حضرت فرمود: آری، گناهان تو را می دید. ناگهان غلام فریاد بر آورد: ((وا فضیحَتا وای که رسوا شدم )). آنگاه بر زمین افتاد و از دنیا رفت.

گیرم که ز جرم و گنهم در گذری ز آن شرم که دیدی که چه کردم چه کنم



نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : سه شنبه 19 فروردین1393
زمان : 16:0
9 راه درمان برای اعتیاد چشم!



اعتیاد به تماشای تصاویر غیراخلاقی، اعم از عکس و فیلم و نیز بدرقه چشمی زنان کوچه و بازار یکی از عادتهای ناشایستی است که برخی به آن گرفتارند؛ رفتاری که نزدیکان فرد مانند همسر یا والدین نسبت به آن نگران اند و در مواردی نیز خود آن فرد هم از آن رنج می برد.

گسترش وسایل ارتباط جمعی و پیشرفت رسانه های دیداری تا خلوت افراد، دسترسی به اینگونه تصاویر را آسان تر و تنوع آن را فوق العاده بیشتر کرده است. گذشته از آن، این وسایل سبب تغییر در ظاهر و نوع پوشش زنان و دخترانی شد که الگویشان همان بود که می دیدند.

نوع پوشش و آرایشی که در سایت ها و ماهواره ها به نمایش در می آمد خیلی زود آثارش در کوی برزن نمایان شد. این همگونی بین بزک کرده های ماهواره ای با خیابانی باعث شد تا میل نگاه به این و به آن تندتر شود.

این علاقه به نگاه و لذت بردن از طریق آن نیز به مانند سایر کارها که با تکرار، عادی و عادت می شود با انجام مدام، کم کم به یک عادت رفتاری تبدیل می شود با این فرق که چون ریشه در یک میل درونی قدرتمند دارد روح را درگیر خود ساخته و به تخریب آن می پردازد برای همین است که آثار این نوع اعتیاد، هم آثار مخرب روحی و روانی دارد و هم اینکه ترک آن بسیار بسیار دشوار است و هر چه زمان اعتیاد به آن بیشتر باشد به همان اندازه فرایند ترک آن پیچیده تر و دشوارتر خواهد بود تا جایی که برای برخی، خلاصی از آن در حد محال است.


 

1. تصمیم جدی بر ترک این عادت تا خود فرد نخواهد؛ ترک این عادت از محالات است. بنابراین اگر کسی تصمیم جدی بر ترک این اعتیاد ندارد هیچ لزومی ندارد ادامه این مطلب را بخواند و توصیه می شود همین حالا صفحه را ببندد.

 

2. ترک به یک باره مورد اعتیاد در این موضوع یکی از گناهان است. گناه هم هر ذره اش سم روح است و موجب نابودی آن؛ بنابراین در این مورد، توصیه اکید می شود که به یک باره از آن جدا شود و بداند حتی ذره ای از آن هم برای روحش زیان آور است.

چت

 




ادامه مطلب...
نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : سه شنبه 19 فروردین1393
زمان : 15:56
راحت‌طلبی



مشروح سخنرانی حجت‌الاسلام پناهیان در محضر رهبر معظم انقلاب
راحت‌طلبی اولین مظهر حب‌الدنیا در انسان / اینکه راحت‌طلبی در فرهنگ ما مذمت نمی‌شود یک نقص فرهنگی بزرگ است/ چه کسی به سران مزخرف‎اروپا چراغ سبز نشان داده تا این نسخه‏‎های هواپرستانه‏‌ را برای ما بپیچیند!؟

 حجت الا سلام پناهیان گفت: بسیاری از خانواده‌های مذهبی، گله‌مند هستند از اینکه «بچۀ ما تا چهارده سالگی کم و زیاد بچۀ خوبی بود، و حتی نماز می‌خواند. نه تنها خیلی از رفتارهای ناخوب را نداشت، بلکه رفتارهای خوب هم داشت. اما کم کم سر و گوشش دارد می‌جنبد، کم کم دنبال رفقای ناباب است، از لذّت حرام چشم نمی‌پوشد و دارد بداخلاقی می‌کند.» بررسی که می‌کنی می‌بینید در این خانواده از هفت تا چهارده سال، پدر و مادر فرصت داشته‌اند که این بچه را از راحت‌طلبی جدا کنند. اما چون بچه‌اش را دوست دارد، می‌گوید بگذار بچه‌ام «راحت» باشد. از مدرسه آمده، می‌گوید بگذار جورابش را دربیاورم، بگذار غذایش را برایش آماده کنم. راحت‌طلبی بچه را باهاش مخالفت نکرده. حالا چهارده سالش شده است، و دیگر با شهوات آشنا شده. بچه‌ای که در دوران ادب بین هفت تا چهارده سال ادب نشده، و راحت‌طلبی بیشتر برایش جا افتاده، الان یک دفعه‌ای می‌خواهی بهش بگویی با شهواتت مخالفت بکن، قبول نمی‌کند. بهش می‌گویی بیا نماز بخوان، قبول نمی‌کند. چرا؟ آیا چون ایمان ندارد؟ نه به خدا، ایمان دارد. آیا محبّت به اهل‌بیت(ع) و اولیاء خدا ندارد؟ چرا، دارد، می‌بینی که محرم‌ها کم نمی‌گذارد برای امام حسین(ع)، اما کاهل‌نمازی می‌کند. اما دست‌درازی می‌کند به سوی گناه.

به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام علیرضا پناهیان در آخرین شب مراسم عزاداری برای شهادت حضرت زهرا(س) که با حضور رهبر معظم انقلاب، اقشار مختلف مردم و جمعی از مسئولان نظام در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار می‌شد، با موضوع «راحت‌طلبی، اولین تمایل انسان» سخنرانی کرد. مشروح این سخنرانی را در ادامه می‌خوانید:

راحت‌طلبی اولین گرایشی است که انسان تجربه می‌کند

اولین علاقه و اولین گرایشی که ما در خودمان تجربه می‌کنیم «راحت‌طلبی» است. حتی لذّت‌جویی که یکی از فراگیرترین گرایش‌های ما در طول زندگی‌مان هست و برای همۀ آدم‌ها به انحاء مختلف، موضوع مطرحی است، بعد از راحت‌طلبی سراغ آدم می‌آید. گرچه خود راحتی لذّت دارد، اما به‌هرحال انسان به راحتی علاقه‌مند است. یک نوزاد وقتی به دنیا می‌آید، تا گرسنه‌اش می‌شود، احساس می‌کند ناراحت شده، شروع می‌کند گریه کردن. تا دل‌درد می‌گیرد، ناراحتی را احساس می‌کند و عکس‌العمل نشان می‌دهد.


ادامه مطلب...
نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : دوشنبه 18 فروردین1393
زمان : 13:47
آشنایی با 3 ذکر اساسی



یکى از اصحاب امام صادق (علیه السلام ) از ایشان نقل مى کند که ایشان فرمود: هر دعایى که پیش از آن حمد خدا نباشد، نیمه است و پى بریده است، حمد خدا باید و سپس ستایش او ...«اى كمیل: در برابر هر مشكلى بگو...

:«لاحول ولاقوّة الاّبالله»خداوند كفایت آن مشكل را مى‎كند و هر زمان نعمتى به تو رسید بگو: «الحمدلله» تا باعث فزونى نعمت شود، و هرگاه روزى تو به تأخیر افتاد، «استغفار كن» كه باعث گشایش روزى است!»[1]

 

از سوى معلمى بزرگ مثل حضرت على (علیه‎السلام) براى شاگرد مستعدّى مثل كمیل، سه ذكر بسیار عالى و مهم براى سه هدف بزرگ بیان شده است.

 

معناى ذكر «لا حول و لاقوّة الا بالله» این است كه تمام قدرت‎ها به دست خداست و حلاّل همه مشكلات اوست. اگر این معنى را باور کرده و با تمام وجود به در خانه او برویم و حالتى شبیه حالت غریق در دریا پیدا كنیم، كه جز قدرت خداوند به هیچ چیز دیگر فكر نكنیم، خداوند ما را كفایت خواهد كرد.

 

 


ادامه مطلب...
نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : یکشنبه 17 فروردین1393
زمان : 14:21
عبادت بی ولایت



  • میسّر مى‏گوید: بر امام صادق(ع) وارد شدم و به آن حضرت عرض کردم: فدایت شوم، همسایه‏اى دارم که شب‌ها برای نماز شب از صدای او بیدار می‌شوم که یا مشغول خواندن قرآن است و آیات را مکرّر مى‏خواند و گریه و زارى مى‏کند و یا دعا مى‏کند. درباره او تحقیق کردم، به من گفتند: او از همه محرّمات الهى دورى مى‏کند. امام (ع) فرمود: اى میسّر، آیا به آنچه تو اعتقاد دارى(ولایت ما اهلبیت) معتقد است؟ گفتم: خدا مى‏داند.
  • این گذشت تا آنکه سال بعد به حج رفتم و از حال آن مرد پرسیدم، متوجه شدم که هیچ معرفتی به ولایت اهل‌بیت(ع) ندارد. وقتى خدمت امام صادق (ع) رسیدم و از حال آن مرد به حضرت خبر دادم، همان سخن سال گذشته را تکرار فرمود و پرسید: آیا به آنچه تو اعتقاد دارى معتقد است؟ گفتم: نه. فرمود: اى میسّر، کدام نقطه روى زمین از همه جا حرمتش بیشتر است؟ گفتم: خدا و رسول او و فرزند پیامبرش بهتر مى‏دانند. حضرت فرمود: اى مُیَسِّر، میان رکن و مقام باغى از باغهاى بهشت است، و میان قبر رسول خدا(ص) و منبرش نیز بوستانى از بوستان‌هاى بهشت قرار دارد. به خدا قسم اگر خداوند به بنده‏ اى عمر طولانی بدهد تا اینکه او میان رکن و مقام، و میان قبر و منبر پیامبر، هزار سال خدا را عبادت کند، و سپس او را مظلومانه در بسترش مانند گوسفند سر ببرند، و خدا را در حالى ملاقات کند که به ولایت ما معتقد نباشد، بر خدا سزاوار است که او را بر روی صورت در آتش دوزخ بیاندازد.

(ثواب الاعمال صدوق/210)



نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : یکشنبه 17 فروردین1393
زمان : 12:20
حقانیت تشیع




زماني علماي اهل تسنن مرحوم علامه اميني (صاحب کتاب الغدير) را براي صرف شام دعوت مي‌کنند.

اما علامه اميني امتناع مي‌ورزد و قبول نمي‌کند. 

آن‌ها اصرار مي‌کنند که علامه اميني را به مجلس خود ببرند.

به علت اصرار زياد علامه اميني دعوت را مي‌پذيرد و شرط مي‌گذارد که فقط صرف شام باشد و هيچ گونه بحثي صورت نگيرد . آن‌ها نيز مي‌پذيرند. 

پس از صرف شام يکي از علماي اهل سنت که در آن جمع زيادي از علما نشسته بود ، 

مي‌خواست بحث را شروع کند که علامه اميني گفت: قرار ما اين بود که بحثي صورت نگيرد !

اما باز آن‌ها گفتند: پس براي متبرک شدن جلسه از همين جا هر نفر يک حديث نقل کند تا مجلس نوراني گردد. 

( ضمناً تمام حضار در جلسه حافظ حديث بودند و حافظ حديث به کسي گفته مي‌شود که صد هزار حديث حفظ باشد. ) 

آنان شروع کردند يکي يکي حديث نقل کردند تا اينکه نوبت به علامه اميني رسيد. علامه به آن‌ها گفت:

شرطم بر گفتن حديث اين است که ابتدا همگي بر معتبر بودن يا نبودن سند حديث اقرار کنيد.

همه قبول کردند. سپس علامه اميني فرمود:

قال رسول الله (صلوات الله عليه) : من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه

[ هر کس بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است. ]

سپس از تک تک حضار در جلسه در رابطه با معتبر بودن حديث اقرار گرفت و همه حديث را تاييد کردند.

سپس گفت حال که همه حديث را تاييد کرديد يک سوال از شما دارم، بعد از کل جمع پرسيد:

آيا فاطمه الزهرا (سلام الله عليها) امام زمان خود را مي‌شناخت يا نمي‌شناخت …؟

اگر مي‌شناخت، امام زمان فاطمه (سلام الله عليها) چه کسي بود؟

تمام حضار مجلس به مدت بيست دقيقه ساکت شدند و سرشان را به زير انداختند و چون جوابي براي گفتن نداشتند ، يکي يکي جلسه را ترک کردند و با خود مي‌گفتند : اگر بگوييم نمي‌شناخت، پس بايد بگوييم که فاطمه (سلام الله عليها) کافر از دنيا رفته است و حاشا که سيده نساء العالمين کافر از دنيا رفته باشد و اگر بگوييم مي‌شناخت چگونه بگوييم امام زمانش ابوبکر بوده؟ در حالي که بخاري (از سرشناس‌ترين علماي اهل سنت) گفته: ماتت و هي ساخطه عليهما

فاطمه (سلام الله عليها) در حالي از دنيا رفت که به سختي ار ابوبکر و عمر غضبناک بود .


http://img1.tebyan.net/Big/1391/01/361261388814017911255812951155253192135227.jpg

و چون مجبور مي‌شدند بر حقانيت و امامت علي بن ابيطالب (عليه السلام) اقرار بورزند سکوت کرده و جلسه را با خجالت ترک کردند.


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : یکشنبه 17 فروردین1393
زمان : 11:27
اثر سجده



امام باقر(ع) فرمود: خداوند تبارک و تعالى به موسى(ع) وحى فرستاد: آیا می‌دانى چرا از میان همۀ مردم تو را برای سخن گفتن با خودم برگزیدم؟ موسى(ع) عرض کرد: پروردگارا، نه نمى‏دانم، خداوند فرمود: من بندگانم را زیر و رو کردم (آزمایش نمودم) و در میان آنها ذلیل‌تر و خاکسارتر و فروتن‏تر از تو نسبت به خود ندیدم، اى موسى براى اینکه چون تو از نماز فارغ می‌شوى، روى خود را بر خاک مى‏نهى. یعنى اظهار کوچکى و ناچیزى می‌نمایى؛ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى ع أَنْ یَا مُوسَى أَ تَدْرِی لِمَ اصْطَفَیْتُکَ بِکَلَامِی دُونَ خَلْقِی قَالَ یَا رَبِّ وَ لِمَ ذَاکَ قَالَ فَأَوْحَى اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِلَیْهِ أَنْ یَا مُوسَى إِنِّی قَلَّبْتُ عِبَادِی ظَهْراً لِبَطْنٍ فَلَمْ أَجِدْ فِیهِمْ أَحَداً أَذَلَّ لِی نَفْساً مِنْکَ یَا مُوسَى إِنَّکَ إِذَا صَلَّیْتَ وَضَعْتَ خَدَّکَ عَلَى التُّرَابِ(کافی/2/123).


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : یکشنبه 17 فروردین1393
زمان : 11:26
نکته ی ناب


  • امام صادق(ع) می‌فرمایند: نفس خودت را ذلیل کن با تحمل فرمان کسی که به عنوان مافوق تو، با تو مخالفت می‌کند و کسی که نسبت به تو برتری دارد و تو اقرار کرده‌ای به فضل او برای اینکه با او مخالفت نکنی؛ ذَلِّلْ نَفْسَکَ بِاحْتِمَالِ مَنْ خَالَفَکَ مِمَّنْ هُوَ فَوْقَکَ وَ مَنْ لَهُ الْفَضْلُ عَلَیْکَ فَإِنَّمَا أَقْرَرْتَ بِفَضْلِهِ لِئَلَّا تُخَالِفَهُ(کافی/15/554).
  • این مافوق می‌تواند پدر و مارد در محیط خانه، فرمانده در محیط پادگان، رییس شما در اداره و .... باشد. این حدیث می‌تواند در فلسفه اخلاق جای داشته باشد؛ نه اینکه صرفاً یک گزاره اخلاقی باشد. چون بیان می‌کند برای اینکه به خدا برسی، نفس تو باید ذلیل شود.
  • البته روشن است که پذیرش فرمان ما فوق، تا جایی است که مخالف دستور خدا نباشد؛ همانطور که در قرآن کریم، این مطلب در مورد پدر و مادر بیان شده است. (عنکبوت/8 و لقمان/15)
  • بر گرفته از مباحث استاد پناهیان
  • http://panahian.blog.ir/post/112


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : یکشنبه 17 فروردین1393
زمان : 11:19
نكته‌های خواندنی درباره حضرت زهرا(سلام الله علیها)



سوره كوثر كه در شأن و منزلت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نازل شده، داراى ویژگى ژرف و شگرفى است، به گونه‏اى كه تمام كلمات كلیدى آن؛ یعنى «أعطینا»، «كوثر»، «فصلّ»، «انحر»، «شانى‏ء» و «أبتر»، فقط یك بار در... كل قرآن به كار رفته‏اند...

1. سوره كوثر كه در شأن و منزلت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نازل شده، داراى ویژگى ژرف و شگرفى است، به گونه‏اى كه تمام كلمات كلیدى آن؛ یعنى «أعطینا»، «كوثر»، «فصلّ»، «انحر»، «شانى‏ء» و «أبتر»، فقط یك بار در كل قرآن به كار رفته‏اند.

2. در زبان عربى هنگامى كه گفته می شود: «قامَ لَها»، یعنى این مرد به احترام آن زن از جاى خود برخاست؛ ولى هنگامى كه گفته می شود: «قامَ اِلَیها»، یعنى این مرد به احترام آن زن از جاى خود برخاست و به جهت احترام ویژه‏اى كه براى آن زن قائل بود، چند قدمى نیز به طرف او حركت كرد. در بحار الانوار گفته شده است كه هرگاه حضرت زهرا(سلام الله علیها) نزد پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) می آمدند «قامَ اِلَیها»، (1) یعنى پیامبر(صلی الله علیه و آله) نه فقط به احترام حضرت زهرا(سلام الله علیها) از جاى خود برمی خاستند؛ بلكه به جهت احترام ویژه‏اى كه براى حضرت زهرا(سلام الله علیها) قایل بودند، چند قدمى نیز به طرف او حركت می كردند و سپس حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در جاى خود می نشاندند.

 

3


ادامه مطلب...
نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : دوشنبه 11 فروردین1393
زمان : 12:22
سخنان حضرت حجت الاسلام و المسلمین عالی در برنامه سمت خدا مورخ 12 تیر 1390



سوال – اگر مرگ ناگهانی بسراغ ما بیاید و ما نتوانیم آداب قبل از آن را اجرا کنیم چه اتفاقی می افتد ؟

پاسخ - الان بسیاری از مرگ هایی که اتفاق می افتد مرگ هایی نیست که افرادی در کنار محتضر نشسته باشند و او را رو به قبله کنند و آدابی را درکنار او انجام دهند . متأسفانه اینگونه مرگ ها کم شده و مرگ های ناگهانی زیاد شده است . تصادفات ، حوادث غیر مترقبه ، سکته هایی که در این زمان خیلی زیاد شده و یا حتی برخی از مریضی هایی که باعث شده افراد بر روی تخت های بیمارستان باشند و بستگان آنها در کنارشان نباشند که در این صورت امکان اجرای آن آداب وجود ندارد . البته تقاضایی که از پرسنل محترم بیمارستان ها اعم از پزشکان و پرستارانی که زحمت می کشند داریم این است که علاوه بر وظیفه ی شغلی خود ، وظیفه ی ایمانی و دینی را نیز در نظر بگیرند . اگر مریضی در حالتی است که آنها تشخیص می دهند علائم مرگ در او مشخص شده حتی الامکان آن آداب واجب را که رو به قبله کردن است انجام دهند . چقدر خوب است که یک پرستار که در لحظه ی آخر در کنار مریضی است که همراهی ندارد تلقین شهادتین کرده ، اسم ائمه را گفته و یا یک سوره ی قرآن بالای سر او بخواند . شبیه این سوال را از پیغمبر اکرم کردند ، پیامبر اکرم (ص) در جمع تعدادی از اصحاب بود که فرمود به شخصی که در شرف موت است شهادتین را تلقین کنید و اگر کسی آخرین کلام زبان او لااله الا الله باشد داخل بهشت می شود . یک شخصی گفت در زمان سکرات موت ما آنقدر گیج و متحیر هستیم که حواس ما نیست این کلمات را بگوییم و این حرف ها را بزنیم . همان موقع جبرائیل نازل شد و به پیامبر اکرم (ص) فرمود الان که در صحت و سلامتی هستید ، زبان شما باز و حواس شما جمع است کلمه ی لا اله الا الله را بگویید اگر می خواهید این کلمه در قلب شما باقی بماند . چون زبان صرف که در قلب نباشد خیلی هنر و ارزشی ندارد . مهم این است که در قلب باشد ، اگر کسی توانست بگوید که چه بهتر اما اگر فرصت نکرد عمده اعتقادات قلبی است . بنابراین به تعبیر سعدی کنونت که چشم است اشکی ببار زبان در دهان است عذری بیار، کنون بایدت عذر تقصیر گفت نه چون نفس ناطق زگفتن بخفت. علامه محمد تقی جعفری شاگرد یکی از عرفای نجف به نام شیخ مرتضی طالقانی بودند که مرحوم آیت اله بهجت نیز مدتی شاگرد ایشان بودند . علامه جعفری می گوید دو روز مانده بود به محرم طبق عادت هرروز برای گرفتن درس به خدمت ایشان رسیدم. وقتی وارد شدم ایشان گفتند برای چه آمده ای . گفتم برای گرفتن درس آمده ام . ایشان گفت درس تمام شد . آقای جعفری می گوید من گمان کردم ایشان روزها را اشتباه کرده و فکر می کند ایام تعطیلی محرم شروع شده است . گفتم هنوز دو روز به محرم مانده و درس برقرار است . او گفتن نه درس دیگر تمام شد . این تعبیر را کردند که خر طالقان رفته و فقط پالان او مانده ، روح رفته و فقط جسم مانده است. بعد از آن نیز یک لااله الا الله گفت و اشک ریخت . فهمیدم که در حال خبر دادن از چیزی است یعنی خبر از مرگ می دهد و اینکه تمام شدن درس را به طور کلی می گوید . گفتم آقا حالا آن درس تمام شد اگر می شود یک درس دیگری به ما بدهید . این شعر را خواند : تا زدستت می رسد شو کارگر چون فوتی از کار، خواهی زد به سر. ما می بینیم در کلمات و دعاهای معصومین به استعداد موت یعنی آمادگی برای مرگ اینقدر اشاره شده است. امام سجاد(ع) یک دعای بسیار زیبایی دارد ، تقاضای من این است که افراد این دعای زیبا را که کوتاه هم است ضبط کرده و حفظ کنند و در سجده ها و یا قنوت های خود بخوانند . دعا این است : خدایا من از تو می خواهم تعلق و چسبندگی من به دنیا را کم کنی ، به آن سرای ابدیت رو کنم و توجه من بیشتر به عالم ابدی باشد . خدایا آماده شوم برای مرگ قبل از فرا رسیدن آن . ما همه آشنا هستیم که در معارف، توبه و جبران خطاها واجب فوری است . در مباحث و اعتقادات کلامی ما آمده و همه هم این نظر را دارند و از قرآن مجید نیز استفاده می شود که توبه واجب فوری است . به این خاطر اگردر توبه و جبران خطا ها تأخیر کنیم معلوم نیست که فرصتی برای انسان باقی بماند . من اگر بگویم بعداً جبران می کنم ممکن است بعداً وجود نداشته باشد . الان ماه شعبان است و سه عمل است که در این ماه خیلی به آن توصیه شده است . اول صدقه ، دوم صلوات مخصوصاً آن صلوات معروفی که مومنین هنگام ظهر بعد از نماز ظهر می خوانند و سوم استغفار است . درست است که هفتاد مرتبه استغفراله و اتوب علیه در این ماه توصیه شده است ولی توبه و استغفار زمانی کامل است که آن خطاهایی را که می توانم ، جبران کنم و تأخیر نیندازم . مرحوم شیخ مرتضی زاهد پنجاه یا شصت سال پیش در همین تهران زندگی می کرد . پیرمردهایی هستند که از ایشان خاطراتی دارند و من با برخی از آنها برخورد داشته ام . این مرحوم نقل می کند که یک بار بعد از نماز مغرب و عشا که مسئله می گفتم یک مسئله را اشتباه گفتم . وقتی به منزل رفتم متوجه شدم که اشتباه گفته ام. همان شب راه افتاده و به در خانه ی مسجدی هایی که دور و بر منزل ایشان بودند و آنها را می شناختند رفتند وبه آنها گفتند که آن مسئله را اشتباه گفته اند. به در چند خانه که رفتند یک نفر به او گفت حاج آقا چه عجله ای است حالا فردا شب ما می آمدیم آنجا شما آن را تصحیح می کردید . گفت شما عجله ندارید شاید حضرت عزرائیل (ع) عجله داشته باشد وفرصت به فردا نرسد که من آن را تصحیح کنم . این چقدر ارزشمند است و چقدر زندگی را شاد می کند . اینکه رزمندگان در جبهه ها اینقدر نشاط داشتند و شوخ و راحت بودند به این علت است که با مرگ مشکلی نداشتند . درست است که مرگ آنها نیز ناگهانی بود و در یک لحظه خمپاره یا گلوله ای می آمد اما آن ناگهانی به گونه ای بود که آمادگی قبلی داشتند . این آمادگی با این چند چیز ایجاد می شود : اول توبه و جبران خطاها . یعنی مطمئن نباشیم که فردایی است ، شاید نباشد . اگر حق الله ، نماز و روزه و حجی به گردن من است نباید بی خیال آن باشم . معنا ندارد که یک مومن بی خیال حقوقی که از خداوند متعال ضایع کرده باشد . البته من نمی گویم که فرد همه ی کارهای خود را کنار بگذارد و بایستد فقط نماز بخواند و روزه بگیرد . اگر نماز یا روزه ی قضایی به گردن فرد است روزی یک نماز قضا بخواند . همین مقدار که نشان دهد بی تفاوت نیست کافی است . نباید با واجبات و حرام های خدا شوخی کنیم . از امیرالمومنین (ع) سوال کردند که آمادگی برای مرگ چیست ؟ ایشان فرمودند : فرائض و واجبات خود را انجام بده و اگر یک زمانی فوت شده قضای آن را بجا بیاور . حرام ها را ترک کرده و تا آنجا که می توانید به صفات اخلاقی خوب مزین شوید. بعد ایشان فرمودند : اگر اینچنین شد دیگر برای فرد فرقی ندارد که چه زمانی مرگ فرا برسد . برای چنین شخصی مرگ ناگهانی به معنای غافلگیرانه معنا ندارد . چون همیشه آماده است و غافلگیر نمی شود . من این مطلب را از آقازاده مرحوم آقای اراکی شنیدم که یکی از خوبان نجف که معاصر مرحوم میرزای شیرازی بود یعنی آقای فاضل اردکانی یک مرتبه نماز عشای خود را که خواند و شام خود را که خورد گفت نماز خوبی خواندیم ، شام خوبی خوردیم و مرگ خوبی هم می کنیم و همان شب از دنیا رفت . ببینید برای این افراد چقدر آسان و راحت است . پس در جبران حقوق گذشته همانطور که همه ی مومنین می دانند حق الله و بخصوص حق الناس مهم است . حضرت امام در وصیت ها و نصیحت های خود به مرحوم حاج احمد آقا فرزند بزرگوار ایشان می فرماید: بعد از مرگ آنجا که کار ما با خدا باشد و حساب ما با او باشد الرحم الراحمین است . ولی آنجا که کار ما با مردم باشد ، مردم دیگر ارحم الراحمین نیستند و به سادگی نمی گذرند چون همه کم دارند تا یک چیزی از تو نگیرند تو را رها نمی کنند . در سوره ی فجر از مرصاد نام برده شده است و در روایت داریم که مرصاد گذرگاهی است در عالم آخرت . کسی از آن عبور نمی کند اگر حقی به گردن دیگری داشته باشد و مدیون کسی باشد . یعنی صاحبان حق باید راضی باشند تا از آن گردنه و گذرگاه عبورکنیم . آنجا صاحبان حق را می آورند و می گویند تو باید از آنها رضایت بگیری . آنجا دیگر رضایت به یک کلمه ی حلالم کن معمولی تمام نمی شود . پیغمبر در جمعی از اصحاب فرمود می دانید مفلس به چه کسی می گویند ؟ اصحاب گفتند آن که با جیب خالی کلی بار زندگی بر دوش داشته باشد . پیامبر فرمود این مفلس نیست و فقط بی پول است . مفلس کسی است که در عالم آخرت او را می آورند درحالی که کیسه ی اعمال خیر او خیلی پر است اما او را به همین مرصاد می آورند . صاحبان حق که حقی را از آنها ضایع کرده ، آبرویی ریخته و اذیتی کرده است و مالی از آنها خورده می آورند و باید رضایت بگیرد . در این حالت از کیسه ی خیرات این فرد بر می دارند و به دیگران می دهند تا راضی شوند . اگر اعمال خیر او تمام شد از گناهان و بار دیگران بر روی دوش این فرد می گذارند . پیامبر فرمود مفلس این فرد است که اول باری از خیرات داشت اما الان کیسه ای از گناهان بر دوش دارد . بنابراین اولین وظیفه و آمادگی قبل از مرگ این است . اینکه اگر حقی ضایع شده به وصیت نگذاریم تا دیگران برای ما انجام دهند . دیگران گاهی در اعمال خود مانده اند . بازماندگان ، بعد از مرگ تا چند روز داغ هستند و بعد شاید فراموش کنند . بعد از آن ما می مانیم و کوله باری از سختی ها و معطلی های آن طرف. دومین وظیفه این است که افرادی که می توانند و برای آنها امکان پذیر است کفن تهیه کنند . از مرحوم آیت الله بهجت است که تهیه ی کفن عمر را طولانی می کند . روایتی در وسایل الشیعه است که می فرماید: اگر کسی کفن را تهیه کند و هر از گاهی به آن نگاه کند جزو غافلین نیست و هر موقع به آن نگاه کند اجر و ثواب به او می دهند . سومین چیزی که خیلی به آن توصیه شده بحث وصیت است . در روایات ما وصیت نشانه ی عقل شمرده شده و حقی است به گردن یک مسلمان . ما حتی در آیه ی قرآن داریم که کسانی که نشانه های مرگ برای آنها ظاهر شده الزام است که وصیت کنند به عنوان یک وصیت شایسته برای خویشان و بستگان آنها ، این یک حقی است به گردن متقین . نکته ی اول اینکه بهترین وقت وصیت در زمان صحت و سلامتی است که انسان علائمی از مرگ را نمی بیند . ولی آخرین وقت وصیت زمانی است که انسان علائم مرگ را می بیند . قرآن اشاره به این آخرین وقت کرده که وقتی انسان این علائم را می بیند دیگر آخر کار است . پیامبر اکرم (ص) یک تعبیری دارد که وصیت را زیر بستر و بالین خود قرار دهید، منظور اینکه وصیت اینقدر در دسترس باشد . اگر کسی حقی به گردن خود دارد چه حق الله و چه حق الناس واجب است که وصیت کند . این وصیت یا می تواند شفاهی باشد و یا اینکه آن را بنویسد . اما اگر حق الناس و حق اللهی به گردن او نیست ، خمس و زکات ، بدهی، نماز و روزه ای به گردن ندارد و حقی از کسی ضایع نکرده ، این وصیت برای او مستحب موکد است . تکلیف است که اگر دارای اموالی است دیگران بدانند چه باید بکنند . البته وصیت تنها بخاطر اموال نیست و می تواند برای توصیه های خیری باشد که تجربه های زندگی به او آموخته است . همانطور که امیرالمومنین (ع) به فرزند خود امام حسن (ع) آن وصیت های بسیار ارزشمند را دارد . اما در عین حال اگر کسی اموال دارد و حقوقی به گردن او نیست مستحب موکد است که وصیت کند . سومین مطلب این است که وصیت ها عادلانه باشد . گاهی اوقات برخی از افراد خیلی مقدس می شوند و همه ی اموال خود را می بخشند و حق فرزندان نادیده گرفته می شود و یا به بعضی از فرزندان بیشتر می دهند . پیامبر اکرم (ص) شنیدند که یکی از مسلمین تمامی اموال خود را در زمان حیات خود بخشیده در حالی که فرزندان او محتاج هستند . پیامبر (ص) فرمود: با این فرد چه کار کردید . گفتند در قبرستان مسلمین او را دفن کردیم . پیامبر فرمود: اگر من بودم اجازه نمی دادم او را در قبرستان مسلمین دفن کنید . کار این فرد مومنانه نبوده . نکته ی چهارم مقدار وصیت است . درست است که تا وقتی شخص زنده است مالک تمامی اموال و دارایی های خود است اما پس از مرگ فقط در یک سوم از اموال خود اختیار دارد . یعنی فقط مالک ثلث اموال است . با اینکه همه ی اموال را او تهیه کرده اما دو سوم اموال بعد از مرگ متعلق به او نیست . اگر کسی می خواهد وصیت کند که بعد از مرگ من این مقدار نماز و روزه برای من بگیرید ، یا بعد از مرگ من اموال من را وقف کنید و یا خانه را به همسر من بدهید، این بخشش ها و وصیت ها اگربیش از مقدار ثلث باشد ارزش ندارد . مثلاً اگر کل مال صدو بیست میلیون تومان است تا چهل میلیون تومان فقط می تواند وصیت کند اگر بیشتر شد به شرطی که همه ی وراث اجازه دهند قابل اجرا است واگر نه فقط تا ثلث . البته آن چیزی که ما در روایات داریم این است که اگر شخصی که می خواهد وصیت کند ، فرزندان او احتیاج دارند مستحب است تا یک چهارم و یک پنجم مال را وصیت کند . آخرین نکته این است که حضرت امیرالمومنین (ع) فرمودند : بهترین وصیت این است که خود فرد وصی خود باشد . یعنی آن کارهایی که دیگران می خواهند برای او انجام دهند خود او انجام دهد . چرا انسان برای بعد بگذارد، انسان بهتر است تا وقتی که زنده است ببخشد و فرزندانی را که الان احتیاج دارند تأمین کند تا آنها دعا کنند . داریم که کسی وصیت کرد بعد از مرگ انبار خرمایی را به صدقه بدهند . بعد از مرگ او این کار را کردند. پیغمبر اکرم (ص) رسید یک عدد خرما در آن انبار مانده بود ، فرمود اگر این یک عدد خرما را خود او در زمانی که زنده بود انفاق می کرد بهتر از کل انبار خرمایی است که بعد از او به صدقه داده شد. چون اسلام به دنبال رشد فرد است و اینکه تعلق او از دنیا کنده شود . درست است که بعد از مرگ هم صدقه فایده دارد ولی آن کار قبل از مرگ فایده ی بیشتری دارد . پسری بود که مدام به پدر خود می گفت یک مقدار از این اموال را در راه خدا بده . آن پدر می گفت بعداً وصیت می کنم . یک شبی در کوچه ای در حال گذر بودند در آن زمان برق نبود ، این پسر فانوس را که باید در جلوی پدر نگاه می داشت تا کوچه روشن شود پشت سر او نگاه داشت . پدر گفت جلو بیا نور باید جلو باشد چرا پشت سر رفته ای؟ پسر گفت من هم همین را می گویم ، نور باید جلو باشد و انسان عمل راباید جلوجلو بفرستد. برگ سبزی به گورخویش فرست کس نیارد زپس، تو پیش فرست . این نکات: توبه و جبران خطاها و حقوق ضایع شده ، وصیت ، تهیه ی کفن و احیاناً تربت اباعبداله (ع) همان مصادیق آمادگی برای مرگ است .


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : سه شنبه 5 فروردین1393
زمان : 11:2


مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir



دانشنامه عاشورا

روزشمار محرم عاشورا






پایگاه جامع عاشورا