محبت به اولیاء خدا، علامت تواضع ذاتی


 

محبت به اولیاء خدا و به طور مشخص به ائمۀ معصومین(ع)، علامت تواضع ذاتی انسان و دوری او از خودخواهی است. کسی که به اولیاء خدا بی‌توجه باشد، این بی‌توجهی می‌تواند علامت تکبر و یا حب نفس شدید او باشد. انسان اگر متواضع باشد و خودخواه نباشد، دلیلی ندارد به اولیاء خدا محبت شدید پیدا نکند.

 

استاد پناهیان


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : پنجشنبه ۶ فروردین۱۳۹۴
زمان : 9:2
نمونه های از فساد پهلوی


دختر انگلیسی مطلوب بود، دختر آلمانی بسیار خوب بود، با دختر ایرانی هم خوش گذشت!/ وقتی همسر هویدا آقای نخست وزیر را در حال لواط با یک پسربچه می بیند/ گیلدا که بود و چرا شاه او را به قتل رساند؟ + اسناد

گروه تاریخ- مصطفی ظاهری: رویدادها و حوادثی که در گذر زمان رخ می دهد و پس از چندی به مسئله ای به نام «تاریخ» تبدیل می شود، اگر همراه با روشنگری وبازکاوی هوشمندانه نباشد، گردی به نام «تحریف» بر تارک تاریخ می نشاند که نه تاریخ که «شبح تاریخ» نام دارد و در واقع «دستکاری در تاریخ» و «قلب حقیقت به نفع واقعیت!» خواهد بود.

به گزارش رجانیوز، اگر چه فساد و تباهی رژیم پهلوی بر کسی پوشیده نیست اما سالهاست مخالفین مردم و نظام سعی در تحریف تاریخ و فراموشی حافظه تاریخی ملت به نفع خود را دارند.


ادامه مطلب...
نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : دوشنبه ۱۳ بهمن۱۳۹۳
زمان : 11:43
انسان برای لذت بردن آفریده شده


ادامه مباحث تنها مسیر  استاد پناهیان

«مبارزه با هوای نفس»، راه بیشتر لذت بردن از زندگی است

«مدیریت گرایش‌ها» راهی برای رسیدن به هر هدفی است

مراحل اول و دوم در مدیریت گرایش‌ها چیست؟

مبارزه با هوای نفس، راهی برای بیشتر لذت بردن از زندگی است  / راه رسیدن به دنیا و آخرت یکی است

  • در جلسات قبل یک چارچوب برای خودسازی و اصلاح وضع فردی و اجتماعی انسان به‌دست آوردیم؛ البته خودسازی از جهات مختلف، نه فقط خودسازی معنوی بلکه خودسازی برای اینکه زندگی دنیایی بهتری هم داشته باشیم و به شکوفایی استعدادهای خودمان و یک زندگی خوش‌تر برسیم.
  • این‌طور نیست که اگر کسی اهداف دنیایی داشته باشد، یک راه را باید طی کند و کسی که اهداف آخرتی داشته باشد، یک راه دیگری باید طی کند. کسی که هدف خودش را فقط دنیا قرار دهد، یک راه درست برای رسیدن به همین هدف سطح پایین او وجود دارد و این راه با راه کسی که آخرت را هدف خودش قرار داده است، یکسان است. این راه مخالفت با برخی از گرایش‌ها و کنترل و برنامه‌ریزی برای مدیریت گرایش‌ها و در یک کلام «مبارزه با هوای نفس» است. یعنی مبارزه با هوای نفس فقط برای آدم‌های متدین نیست. این راهی برای بیشتر لذت بردن از زندگی و بیشتر راحت بودن است. انسان با مدیریت، کنترل یا محدود کردن برخی از گرایش‌های خودش می‌تواند به تمام این اهداف دنیایی و آخرتی که ممکن است، برسد.

درگیری اصلی انسان از اول تا آخر زندگی یک «درگیری درونی» است

  • اصل وجود انسان را گرایش‌های او تشکیل می‌دهند و موتور محرک انسان برای انجام هر حرکتی، گرایش‌های او هستند و گرایش‌ها نیز تنوع دارند، متعدد و متکثر هستند. باید یک سامانی برای این گرایش‌ها ایجاد کنیم. درگیری اصلی انسان از اول تا آخر زندگی یک «درگیری درونی» است، یعنی درگیری با گرایش‌های خودش است.
  • حتی اگر کسی آمده است تا شما را به قتل برساند، شما در درجۀ اول با خودت درگیر هستی، که آیا من جان بدهم؟ آیا از این جان شیرین بگذرم؟ یا اینکه سعی کنم آن را حفظ کنم و این گرایش خودم را تأمین کنم؟! اگر کسی این گرایش را که «انسان دوست دارد خودش را حفظ کند و رنج نکشد» در وجود خودش نداشت حتی با قاتل خودش هم درگیری نمی‌شد. این میل انسان به بقاء و حفظ جان است که موجب می‌شود با قاتل خودش درگیر شود. همچنین مسائل دیگری در این میان مطرح می‌شود که موجب درگیری‌های درونی انسان می‌شود. مثلاً اینکه انسان چگونه با این گرایش خودش(میل به بقاء) برخورد کند؟ یا اگر گرایش به عزت هم در درون انسان باشد، ممکن است این درگیری پیش بیاید که «من عزت خودم را حفظ کنم، یا اینکه جان خودم را حفظ کنم»

«مدیریت گرایش‌ها» و «مبارزه با هوای نفس» راهی برای رسیدن به هر هدف است

  • ما یک چارچوبی برای رسیدن به سعادت معرفی کردیم. هر کسی سعادت را در هر چیزی ترجمه کند، با چارچوبی که ما معرفی کردیم، منافات ندارد. در «لذت بردن صِرف» -مثل مکتب «اپیکُر» در فلسفۀ اخلاق- می‌گویند: ارزش به چیزی است که لذت‌بخش باشد و بقیه چیزها بی‌ارزش هستند. البته اهل فلسفۀ اخلاق خیلی به این مکتب حمله می‌کنند، ولی بنده عرض می‌کنم که ما حتی با این مکتب هم می‌توانیم کنار بیاییم.
  • فرقی نمی‌کند که شما سعادت را در لذت بدانید، آن را در معرفت بدانید، در ارتباط به خدا بدانید، در سود و منفعت بیشتر در دنیا بدانید یا آن را در چیز دیگری بدانید. در هر حال با این چارچوبی که اینجا برای سعادت ترسیم کردیم، جور درمی‌آید. این راهی که معرفی کردیم، یعنی «مبارزه با هوای نفس» راهی است برای زندگی بهتر، برای بیشتر لذت بردن و بیشتر راحت بودن است. همۀ اینها وابسته است به اینکه شما مدیریت گرایش‌ها و مبارزه با هوای نفس را بهتر انجام دهید. اصلاً راه دیگری برای رسیدن به هر هدف یا هر معنایی برای سعادت وجود ندارد.

زندگی یعنی مدیریت گرایش‌ها/ زندگی خوب یعنی خوب مدیریت کردن گرایش‌ها/ هیچ‌کس نمی‌تواند گرایش‌هایش را مدیریت نکند

  • قبلا عرض شد که زندگی یعنی مدیریت گرایش‌ها و زندگی خوب، یعنی خوب مدیریت کردن گرایش‌ها و زندگی بد یعنی بد مدیریت کردن گرایش‌ها. این نشان می‌دهد که هیچ کسی نمی‌تواند گرایش‌های خودش را مدیریت نکند. آن کسی هم که دارد بد زندگی می‌کند، در واقع دارد گرایش‌های خودش را مدیریت می‌کند ولی دارد بد مدیریت می‌کند. اگر کسی بگوید که «من نمی‌خواهم گرایش‌های خودم را مدیریت کنم یا آنها را کنترل کنم! لذا هر چیزی دلم بخواهد به سراغش می‌روم!» اتفاقاً همین کار هم یک نوع اعمال مدیریت کردن بر روی گرایش‌هاست. البته انسان با این کار، برخی از گرایش‌های خوب خودش را حذف می‌کند و برخی از گرایش‌های بد خودش را تقویت می‌کند ولی به‌هر حال این هم یک نوع مدیریت کردن گرایش‌هاست.
  • هیچ کسی نمی‌تواند بگوید: «من حوصلۀ مدیریت کردن گرایش‌های خودم را ندارم! من نمی‌خواهم گرایش‌های خودم را مدیریت کنم!» در واقع هیچ کسی نیست که با برخی از گرایش‌های خودش مبارزه نکند. منتها بعضی‌ها با گرایش‌های خوب خودشان می‌جنگند و بعضی‌ها هم با گرایش‌های بد خودشان می‌جنگند. باید به کسانی که با گرایش‌های خوب خودشان می‌جنگند، بگوییم: «تو که داری با برخی از گرایش‌های خودت می‌جنگی و داری بخشی از وجود خودت را حذف می‌کنی، پس بهتر است آن بخشی که ارزش کمتری دارد را بیشتر حذف کنی»

با کسی که برای لذت دچار گناهی مثل عرق‌خوری می‌شود، چگونه سخن بگوییم؟

  • ما اگر می‌توانستیم این‌طوری گفتگو کنیم، واقعاً خیلی از اختلافات را حذف می‌کردیم. حتی با عرق‌خورها هم می‌توانستیم گفتگو کنیم. مثلاً کسی که مشروبات الکلی می‌خورد، طبیعتاً برای رسیدن به یک لذت، این کار را انجام می‌دهد. حالا اگر لذت بیشتری از همین جنس لذت، با نخوردن مشروبات الکی حاصل شود، طبیعتاً باید خوردن مشروبات الکلی را کنار بگذارد. از او بپرسید: تو برای چه لذتی داری مشروبات الکلی می‌خوری؟ مثلاً برای فراموش کردن غم‌های خودت این کار را انجام می‌دهی؟ یا برای هیجان و به وجد آمدن؟ حالا اگر راه دیگری پیدا کنیم که شما را بهتر به این نتایج برساند، طبیعتاً باید از این کار دست بکشید و به سمت آن بروید.
  • زندگی مدیریت گرایش‌هاست؛ زندگیِ خوب خوب مدیریت کردن گرایش‌هاست و زندگی بد هم بد مدیریت کردن گرایش‌هاست.

مرحلۀ اول مدیرت گرایش‌ها، مدیریت راحت‌طلبی است/ مهمترین موضوعی که در دبستان‌ها باید رویش کار شود، راحت‌طلبی است

  • در مرحلۀ اول که شما می‌خواهید گرایش‌های خودتان را مدیریت کنید، با راحت‌طلبی مواجه می‌شوید. راحت‌طلبی اولین گرایشی است که انسان پس از زاده شدن، با آن مواجه می‌شود. کودک میل به جاودانگی ندارد. مثلاً اگر به او بگویید: «تو را می‌کشم!» معنای این حرف شما را نمی‌فهمد. او تنها چیزی که می‌فهمد این گرایش است که «من آسوده و راحت نیستم؛ در معدۀ خودم احساس گرسنگی می‌کنم، غذای مرا بدهید...» لذا وقتی به او غذا بدهند، دست از گریه کردن بر می‌دارد و آرام می‌شود. راحت‌طلبی اولین تمایلی است که انسان با آن به‌دنیا می‌آید.
  • اولین گرایشی که باید قدرت مدیریت آن را پیدا کنیم، راحت‌طلبی است. مهمترین بحثی که در مدرسه‌ها و دبستان‌ها باید روی آن کار شود، همین بحث راحت‌طلبی است. در دبستان باید با راحت‌طلبی به صورت مدبرانه، هوشمندانه، مهربانانه و منطقی مقابله شود؛ البته با بهره‌گیری از یک‌سری فنون که می‌توانیم اسم آنها را «فنون تربیت» بگذاریم.
  • اگر با راحت‌طلبی، درست مقابله شود، چیزی به نام «ادب» جای «راحت‌طلبی» را خواهد گرفت. انسان «مؤدب» کسی است که توانسته است راحت‌طلبی خودش را کنترل کند. آداب هم برنامه‌ای است که جای «هر چه دلم می‌خواهد انجام می‌دهم» را می‌گیرد. بچه‌ای که در خانه صرفاً راحت باشد و راحتی خودش را مدیریت نکند، این بچه در خانه بی‌ادب است. خیلی از خانواده‌ها ممکن است بی‌ادبی بچۀ خود را اصلاً نبینند و بگویند: «بگذار بچه‌ام راحت باشد!»

دومین گرایشی که باید آن را مدیریت کنیم، گرایش لذت است/ گناه یکی از نتایج راحت‌طلبی و لذت‌طلبی است

  • اگر با راحت‌طلبی مقابله نشد، و ادب جایگزین آن نشد، و ادب کنترل‌کنندۀ راحتی نشد، وقتی به مرحلۀ دوم برسیم، کم می‌آوریم. بعد از گرایش راحت‌طلبی، دومین گرایشی که ما باید آن را مدیریت کنیم، گرایش لذت است. کودک بعد از یک‌مقدار راحت‌طلبی وقتی که کمی سنش بالاتر می‌رود، کم‌کم سر و گوشش می‌جنبد و به سراغ لذت می‌رود. می‌فهمد که چه چیزهایی لذت دارند و چه چیزهایی او را سرگرم می‌کنند. لذا شروع می‌کند به تجربه کردن انواع و اقسام لذت‌ها. از جمله «لذت خوردن و آشامیدن، لذت شنیدن، لذت بازی، لذت‌های عاطفی و در مراحل بعدی: لذت‌های جنسی، لذت اعتبار و موقعیت اجتماعی، لذت قدرت و ...» البته تقدم و تأخر(ترتیب) این لذت‌ها در افراد مختلف، متفاوت است. برخی از این لذت‌ها ممکن است برای بعضی افراد زودتر پیش بیاید و برخی هم دیرتر پیش بیاید. این بستگی به خصلت‌های روحی، صفات ژنتیکی و فرهنگ افراد دارد.
  • لذت مقولۀ بسیار گسترده‌ای است که باید آن را مدیریت کنیم. بعد از مقابله با لذت، یکی دو قدم بیشتر باقی نمی‌ماند که انسان به نهایت سعادت برسد. اما معمولاً زندگی انسان‌ها تا آخر عمر، محدود می‌شود به مدیریت دو گرایش راحت و لذت. همۀ آنچه در اسلام «گناه» نامیده می‌شود، در واقع یکی از نتایج همین راحت‌طلبی و لذت‌طلبی است.
  • ما باید با فلسفۀ لذت در وجود انسان آشنا شویم و اینکه اصلاً چرا ما باید لذت ببریم؟ چرا باید این لذت را مدیریت کنیم؟ چرا خدا دنیا را به گونه‌ای ساخته است که ما –چه دین داشته باشیم یا نداشته باشیم- مجبوریم برخی از لذت‌های خود را محدود کنیم.

انسان می‌تواند لذت‌بری خودش را توسعه دهد / دین بنا ندارد لذت‌بری انسان را محدود کند

  • اگر خوب دقت کنید، می‌بینید انسان بر سرِ خاصیت لذت‌بری خودش چه بلاهایی می‌آورد! در حالی که انسان می‌تواند گرایش لذت‌بری خودش را توسعه دهد، می‌تواند آن را تعمیق کند.
  • دین بنا ندارد که لذت‌بری انسان را محدود کند، لذا ما هم از کلمۀ «مدیریت لذت» استفاده کردیم نه محدود کردن لذت. همان‌طور که دربارۀ راحتی بیان شد، در واقع اسلام می‌خواهد راحتی ما را افزایش دهد. نه اینکه ما بخواهیم راحت‌طلبی خودمان را محدود کنیم. بلکه باید راحتی خودمان را توسعه دهیم ولی راحتی فقط نشستن روی مبل نیست. مثلاً وقتی ورزش کنید، در واقع راحتی خودتان را توسعه داده‌اید و راحتی‌های جدید هم جذب کرده‌اید. دربارۀ لذت هم همین‌طور است. درست است که در جریان دینداری، برخی از لذت‌ها محدود می‌شود ولی بنای اولیه دین بر محدود کردن لذت‌ها نیست.

دین می‌خواهد به ما «قدرت مدیریت لذت‌بری» بدهد / دین می‌خواهد ما ازهمه چیز لذت ببریم

  • ترک گناه بیش از اینکه معنایش این باشد که لذت‌بری خودمان را محدود کنیم، معنایش این است که لذتِ نابه‌جا و مضر نبریم، بلکه لذتِ مفید ببریم و لذتی ببریم که لذت‌بری ما را افزایش دهد. اساساً دین نمی‌خواهد لذت‌بری ما را محدود کند. دین می‌خواهد لذت‌بری انسان را مدیریت کند و به عبارت بهتر، دین می‌خواهد «قدرت مدیریت لذت‌بری» به ما بدهد.
  • دین می‌خواهد ما از هیچ‌چیزی رنج نبریم و از همه‌چیز لذت ببریم، حتی از رنج هم لذت ببریم. و لذت‌هایی که مردم معمولاً نمی‌برند، ببریم. کسانی که سفر معنوی پررونق اربعین را تجربه کرده‌اند، لمس می‌کنند که این یک لذت فوق‌العاده‌ای دارد که البته نمی‌توانند آن را برای کسی توضیح دهند. اتفاقات معنوی دیگر نیز لذت و شیرینی خاصی دارند.

انسان برای لذت بردن آفریده شده / راحتی مقدمه‌ای برای لذت‌بری است

  • اگر پرسیده شود که انسان آخرش برای چه آفریده شده است؟ می‌توان در پاسخ گفت: انسان برای لذت آفریده شده است کمااینکه وقتی از این دنیا می‌رود، در بهشت به لذت بردن می‌پردازد، از نعمات بهشت لذت می‌برد و البته از ملاقات خدا لذت بیشتر می‌برد.
  • اصلاً انسان برای لذت آفریده شده است و راحتی مقدمه‌ای برای لذت‌بری است. بین راحت‌طلبی و لذت‌طلبی، لذت‌طلبی اصالت بیشتری دارد. راحت‌طلبی یک گرایش حداقلی یا یک گرایش مقدماتی در وجود انسان است. ما آخرش باید لذت ببریم. باید آن‌قدر لذت ببریم که مست شویم. اینکه انسان‌ها خیلی به مست شدن علاقه دارند، ناشی از نیاز فطری انسان به این عالم مستی است، البته معمولاً به این نیاز بد پاسخ می‌دهند و با تأثیرگذاری بر سلول‌های مغز خود، می‌خواهند این اثر را به صورت مستقیم بر وجود خودشان بگذارند و مست شوند که این روش غلطی است و به انسان و قدرت لذت‌بری او صدمه می‌زند و لذا ممنوع شده است.

گناه کردن یعنی یعنی راحت‌طلبی و لذت‌طلبی خود را مدیریت نکردن

  • بحث ما در این قسمت از گفتگو به «مدیریت لذت» مربوط می‌شود؛ اینکه ما بتوانیم لذت‌بری را مدیریت کنیم. کسی که اولاً راحت‌طلبی خودش را مدیریت کند و ثانیاً لذت‌طلبی خودش را مدیریت کند، هم زندگی بهتری خواهد داشت و هم به یک تعادل روحی می‌رسد که او را برای بندگی و دریافت عالی‌ترین معارف دین، آماده خواهد کرد. ولی از سوی دیگر، کسانی که گناه می‌کنند، یعنی راحت‌طلبی و لذت‌طلبی خودشان را مدیریت نمی‌کنند، کارشان به جایی خواهد رسید که حتی آیات الهی را هم تکذیب می‌کنند. «ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ»(روم/10) چنین کسانی، چون قوای ذهنی و روحی‌شان به‌هم می‌ریزد، دیگر توان فهم درست را ندارند. «أَساؤُا السُّواى» به یک تعبیر، به معنای این است که انسان، راحت‌طلبی و لذت‌طلبی خودش را مدیریت نمی‌کند. تمایلات دیگری مثل مقام‌طلبی و حبّ جاه هم زیرمجموعۀ همین لذت‌طلبی است.

سه فعالیت فرعی در مدیریت لذت

  • 1) عبور کردن و دلبسته نشدن: در جریان مدیریت لذت، برخی از لذت‌ها را برای خودتان ممنوع می‌کنید، برخی از لذت‌ها را هم محدود می‌کنید، برخی از لذت‌ها را محدود نمی‌کنید ولی از آنها عبور می‌کنید، یعنی از آنها بهره می‌برید ولی عاشق و دل‌بستۀ آنها نمی‌شوید و عکس آنها را مثل یک بُت در اتاق قلب خودتان قرار نمی‌دهید. مثلاً کسی که قرمه‌سبزی را خیلی دوست دارد، هر وقت گرسنه شد می‌تواند قرمه‌سبزی بخورد، ولی دیگر عکس یا پوستر آن‌را در اتاق خودش نمی‌زند! یعنی برخی از لذت‌ها را باید بُرد و از آنها بهره گرفت ولی حرفش را نزد و رابطۀ عاشقانه با آنها برقرار نکرد.
  • 2) ممنوع کردن : برخی از لذت‌ها را اصلاً نباید بُرد، یعنی کلاً ممنوع هستند؛ مثل لذت مسخره کردن دیگران. حتماً مسخره کردن یک لذتی دارد که باعث می‌شود خیلی‌ها این کار را انجام می‌دهند، ولی این جزء لذت‌های ممنوع است.
  • 3) محدود کردن: برخی از لذت‌ها را باید محدود کرد؛ مثل لذت غذاخوردن. لذا سفارش کرده‌اند که چند لقمۀ آخر غذا را نخورید و قبل از اینکه کاملاً سیر شوید، دست از غذا بکشید. اگر کسی خودش را در غذا خوردن محدود نکند، بعد از مدتی پُرخوری، دچار بیماری‌های مختلف خواهد شد.
  • این سه فعالیت، در واقع سه فعالیت فرعی برای مدیریت لذت است. ولی همۀ مبارزه با هوای نفس دربارۀ لذت، این نیست.

عملیات اصلی در مدیریت لذت: کشف لذت‌های عمیق و شکوفا کردن استعداد لذت‌بری

  • مبارزه با هوای نفس فقط این نیست که برخی از لذت‌ها را ممنوع کنیم، برخی از لذت‌ها را محدود کنیم، و عاشق و دل‌بستۀ برخی دیگر از لذت‌ها نشویم. عملیات اصلی در مدیریت لذت، این است که برخی از لذت‌ها را در خودمان کشف کنیم.
  • تو از یک چیزهایی می‌توانی لذت ببری که لذت بیشتر و بالاتری به تو بدهد. باید استعداد لذت‌بری خودت را شکوفا کنی. برخی چیزها هست که از آنها لذت می‌بری، منتها باید این لذت ‌بردن خودت را تقویت کنی و از آنها لذت بیشتری ببری. برخی از لذت‌ها هست که داری از آنها بهره می‌بری، ولی می‌توانی خیلی بیشتر عاشق آنها بشوی.
  • «ما تشتهی که فرمود لا تسرفوا ندارد/ این دل که اشتهایی جز روی او ندارد» در بهشت و رضوان الهی هرچه دلت بخواهد هست «وَ فیها ما تَشْتَهیهِ الْأَنْفُس»(زخرف/71) مرغ خیال خودت را پرواز بده و دربارۀ بهشت فکر کن و لذت ببر. خداوند قدرت خیال را به انسان داده است که از آن درست استفاده کند و خیال‌پردازی دربارۀ بهشت و نعمات بهشتی یک استفادۀ خوب از این قدرت خیال است. پس خیال‌پردازی به‌جای خودش خوب و لازم است. البته منظور از خیال، تولیدات ذهنی انسان است، لذا هم خیال درست داریم و هم خیال باطل داریم ولی هر «توهّم باطلی» به معنای خیال نیست.
  • بحث ما -در باب مدیریت لذت- این است که استعداد لذت‌بری خودمان را افزایش دهیم و استعدادهای پنهان لذت‌بری خودمان را پیدا کنیم و به لذت بردن عشق بورزیم.

فیلمسازها می‌توانند لذت‌های معنوی را با روش‌های هنرمندانه به مردم نشان دهند

  • برخی از لذت‌ها هست که باید سعی کنیم حتماً به آنها برسیم و از آن لذت‌ها بهره ببریم. فیلمسازها می‌توانند لذت‌های معنوی را با روش‌های هنرمندانۀ خودشان به مردم نشان دهند. مثلاً با شخصیت‌پردازی و با داستان‌های قوی خودشان، شخصیت داستان را به یک نقطه‌ای از اوج لذت بردن معنوی برسانند که تماشاگران این فیلم، حسرت بخورند به حدّی که حاضر باشند چهل سال نماز بخوانند تا به آنجا برسند.
  • بسیاری از لذت‌های مادّی یا عاطفی که در فیلم‌ها به مردم نشان می‌دهند، تصور نکنید که واقعاً یک پدیدۀ مادّی است. مثلاً فیلمساز این لذت را در نگاه شخصیت داستان، نشان می‌دهد و منتقل می‌کند در حالی که خودِ لذت اصلاً نشان‌دادنی نیست. مثل اینکه شما بخواهید عطر گل را نشان دهید! راه نشان دادنش این است که یک بازیگر، یک گل را بو کند و بعد با نشان دادن چهرۀ او و حالتی که به خودش می‌گیرد، خوشبو بودن گل به تماشاگر منتقل شود. نشان دادن عشق و بسیاری از لذت‌های نیز همین‌طور است.

آدم متدینی که از زندگی خودش لذت نمی‌برد خیلی خطرناک است

  • مدیریت لذت دنبال محدود کردن برخی از لذت‌ها هست، اما دنبال نامحدود کردن برخی دیگر از لذت‌ها نیز هست. لذا اگر سرجمع حساب کنید، مدیریت لذت بیشتر به نفع لذت‌بری انسان کار می‌کند نه به نفع لذت نبردن انسان. اگر این را بفهمیم، دیگر بر سر دین منت نخواهیم گذاشت. اتفاقاً آدم متدینی که از زندگی خودش لذت نمی‌برد؛ چه لذت مادی و چه معنوی، خیلی خطرناک است. بعضی‌ها عقدۀ لذت می‌شوند و این عقدۀ خودشان را پشت دین خود مخفی می‌کنند. اینها تا می‌بینند که یک کسی دارد لذت می‌برد، می‌خواهند او را اعدام کنند!
  • آدم متدینی که از زندگی خودش لذت نمی‌برد، معمولاً نسبت به لذت‌ بردن دیگران به صورت عقده‌ای برخورد می‌کند. از این افراد در طول تاریخ داشته‌ایم. بعضی‌ها نه‌تنها بدشان می‌آید کسی از مادیات لذت ببرد، حتی بدشان می‌آید کسی از معنویات هم لذت ببرد!

منبع سایت بیان مخنوی


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : دوشنبه ۱۳ بهمن۱۳۹۳
زمان : 10:55
«قدرت تطهیرکننده است»


پناهیان: «قدرت تطهیرکننده است» یک اصل تربیتی برای تربیت فرزند است/ کسی که دنبال خودسازی است ولی به سیاست کاری ندارد، خودش را فریب داده/ اگر نسبت به هوای نفس صاحبان قدرت، بی‌تفاوت باشید اثر همۀ مبارزه با نفس‌های فردی شما هم از بین می‌رود

در ادامۀ بخش‌های اول تا سوم مباحث بسیار مهم «تنها مسیر؛ راهبرد اصلی تربیت دینی»، که به تبیین جهاد اکبر یعنی مبارزه با هوای نفس آشکار و پنهان می‌پرداخت، بخش چهارم مباحث «تنها مسیر» با موضوع «ابعاد سیاسی و اجتماعی مبارزه با هوای نفس» آغاز شد. این سلسله مباحث جمعه شب‌ها در هیئت هفتگی محبین امیرالمؤمنین(ع) که در مسجد امام صادق(ع) واقع در میدان فلسطین برگزار می‌شود، ارائه می‌شود. در ادامه گزیده‌ای از مباحث مطرح شده در پنجمین جلسه از مبحث «تنها مسیر- ابعاد سیاسی و اجتماعی» را می‌خوانید:

 


ادامه مطلب...
نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : شنبه ۱۱ بهمن۱۳۹۳
زمان : 15:50
«جنون سزارین در ایران»؛


 
افزایش احتمال ۵۰ درصدی آسم، ۲۰ درصدی دیابت و ۵۰ درصدی چاقی، ارمغان «سزارین» برای کودکان ایران است

شکافتن شکم و ایجاد یک برش بر روی رحم زن باردار به منظور خارج کردن جنین را سزارین می‌نامند. این عمل برخلاف تصور عموم افراد، سلامت مادر را بیشتر در معرض خطر قرار می‌دهد. متاسفانه برخی از پزشکان نیز به منظور درآمد بیشتر، مادران را به سمت سزارین سوق می‌دهند و قریب به اتفاق زایمان هابیمارستان‌های خصوصی به روش سزارین است. 

به گزارش‌های سازمان بهداشت جهانی، میزان مطلوب سزارین را بین ۲۵ تا ۳۰ در صد از کل زایمان‌ها می‌دانند که در ایران این شاخص در کل کشور ۶۰ در صد و در برخی نقاط شهری این میزان به ۸۰ در صد می‌رسد این در حالی است که بنابر تحقیقات صورت گرفته تنها ۱۵ در صد از این آمار به دلایل پزشکی است. 
 
این نرخ در اروپا بین ۱۰ تا ۳۰ در صد است. در سوئد ۸۰ در صد زایمان‌های طبیعی در منزل و به وسیله ماما انجام می‌شود. در ایرلند ۸۵ در صد زایمان‌ها به طور طبیعی است و امارات متحده نیز با ۸۹ در صد زایمان طبیعی، پرچمدار این موضوع است. 
 
بر خلاف کشورهای دارای طب پیشرفته که به ارزش زایمان طبیعی پی برده‌اند متاسفانه در ایران این فرهنگ جا نیافتاده است و سطح آگاهی خانواده‌ها در تشخیص معایب و محاسن علم نوین پزشکی پایین است. در کشور ما سزارین تبدیل به نوعی مد و پرستیژ شده است به طوری که ‌به گفتهٔ رئیس انجمن مامایی، ایران در سال ۲۰۰۸ رتبه دوم جهانی در زمینه سزارین را داشته اما اکنون به پله نخست جهان صعود کرده است. 
 
 
عوارض سزارین برای مادر
 
از جمله عوارض بارز سزارین که می‌توان به آن اشاره کرد؛ حجم بالای خونریزی پس از زایمان، ایجاد لخته‌های خونی که در برخی از موارد بسیار خطرناک هستند و چسبندگی در رحم و لوله‌ها ست. عفونت یکی دیگر از عارضه‌های این نوع عمل است که نباید نسبت به آن بی‌اعتنا بود. وجود درد در ناحیه شکم و کمر و عدم امکان برخی فعالیت‌های روزمره آن هم به مدت چند روز و یا چند ماه مثل اجتناب از بلند کردن اشیای سنگین، بالا و پایین رفتن از پله‌ها و عدم فعالیت‌های ورزشی و رانندگی به مدت چند هفته نیز از مشکلات پس از انجام عمل سزارین است که در زایمان طبیعی اغلب وجود ندارد. 
 
عفونت‌های ادراری در سزارین به علت ضربه و صدمه‌ای که به سیستم ادراری در حین عمل ممکن است وارد شود، بیشتر است، خطر عفونت محل بخیه‌ها را نیز باید در نظر داشت، احتمال ایجاد یبوست به علت استفاده از داروهای بیهوشی و خطر پارگی رحم به علت باز شدن محل بخیه‌ها در حاملگی‌های بعدی نیز وجود دارد. پژوهش‌های انجام شده در ایران نشان می‌دهد سزارین به عنوان مهم‌ترین خطر جدی افسردگی پس از زایمان هم تلقی می‌شود. 
 
تازه‌ترین مطالعات نشان دهده که انجام زایمان به روش سزارین ممکن است احتمال سکته مغزی را در مادران افزایش دهد. بیمارانی که چند بار سزارین می‌کنند ممکن است چسبندگی غیر طبیعی جفت پیدا کنند که یکی از خطرناک‌ترین و جدی‌ترین عوارض سزارین است. ممکن است به خونریزی غیر طبیعی و غیر قابل کنترل جفت منجر شود. نتایج مطالعات در انگلستان نشان داده است که خطر مرگ مادر ناشی از زایمان سزارین سه برابر بیشتر از زایمان طبیعی است. 
 
عوارض مربوط به جنین
 
در کنار عوارضی که سزارین برای مادر به همراه دارد، عوارضی هم برای جنین متصور است، البته بهتر است گفته شود این عوارض در نوزادان سزارینی بیشتر از نوزادان زایمان طبیعی ست مثل یرقان (زردی) و مشکلات تنفسی (ریوی) و خطر ابتلا به دیابت نوع اول (وابسته به انسولین)، ابتلا به آسم و آلرژی بسیار بالا‌تر از نوزادانی است که به روش زایمان طبیعی به دنیا می‌آیند. برخی بررسی‌ها نشان داده است بچه‌هایی که به طور طبیعی به دنیا می‌آیند باهوش‌تر از بچه‌های سزارینی هستند. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد سندرم مرگ ناگهانی نوزادان در ماه‌های نخست، در نوزادانی که به شیوه سزارین متولد می‌شوند تا سه برابر بیشتر است و از طرف دیگر نیز داروهای بیهوشی می‌تواند روی جنین عوارضی داشته باشند. 
 
نوزادانی که به روش سزارین به دنیا می‌آیند تا چهار برابر بیشتر از سایر نوزادان در معرض خطر نارس بودن ریه هستند و به همین علت بیشتر امکان دارد در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان بستری شوند. مادری که قبل از شروع درد‌هایش، به اتاق عمل می‌رود و نوزادش را با سزارین به دنیا می‌آورد، به دلیل کاهش ترشح هورمون «کورنیزول» در مادر که ترشح این هورمون وابسته به شروع دردهای زایمانی است، فرصتی برای بلوغ ریه‌های نوزاد باقی نمی‌گذارد. بررسی‌های جهانی ارتباط معنی دار مرگ و میر پایین درحوالی تولد با آمار زیر ۱۰ درصد سزارین در برخی کشور‌ها را نشان می‌دهند. بر اساس تحقیقات علمی نوزادانی که با روش سزارین انتخابی به دنیا می‌آیند ۵۰ درصد بیشتر به آسم، ۲۰ درصد بیشتر به دیابت و ۵۰ درصد بیشتر به چاقی مبتلا می‌گردند. 
 
 
شرایطی که عمل سزارین ضروری است
 
سزارین تنها در موارد خاص که در ذیل به آن اشاره شده است، انجام می‌گیرداین عمل معمولا به یکی از دلایل زیر رخ می‌دهد: 
 
۱ـ عدم پیشرفت زایمان یا بحرانی‌شدن شرایط زایمان. 
 
۲ـ سابقه سزارین در زایمان‌های قبلی زائو. 
 
۳ـ وضعیت استقرار نامناسب جنین برای زایمان طبیعی. (همانطور که می‌دانید بچه‌ها معمولا با سر از رحم بیرون می‌آیند اما اگر شرایط استقرار جنین به نحوی باشد که مثلا بخواهد با پا از رحم خارج شود، آنوقت باید برای سزارین اقدام کرد.) 
 
۴ـ وضعیت نامناسب و بحرانی تنفس در جنین. 
 
متاسفانه رغبت خانواده‌های ایرانی علی رغم مزیت‌های بیشمار زایمان طبیعی برای مادر و فرزند و عوارض زیاد سزارین، به عمل جراحی بیشتر است. امیدواریم مسولین و مخصوصاً وزارت بهداشت سیاست‌های جدیدی را در پیش بگیرند تا مادران آینده؛ با افتخار بگویند که فرزند من را یک ماما به دنیا آورده است. سقوط جمعیتی و پیر شدن جمعیت ایران لزوم فرهنگ سازی زایمان طبیعی را بیش از پیش مهم می‌سازد، چرا که مادرانی که زایمان خود را به تیغ جراحی می‌سپارند نهایتا می‌توانند ۲ فرزند را باردار شوند.
 
منبع رجانیوز

نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : دوشنبه ۶ بهمن۱۳۹۳
زمان : 11:22
نگاهی به بحران جمعیت


نسل تنهای تنهای تنها

تحت تاثیر سیاست کاهش جمعیت مرد و زن حتی اگر صاحب دوفرزند هم باشند در واقع خود را بازتولید کرده اند و سهمی در افزایش جمعیت ندارند.

 

2تا کافی نیستچند وقتیست  که بحث ازدیاد نسل و افزایش جمعیت در ایران مطرح شده و شعار  "فرزند کمتر،زندگی بهتر" زیر سؤال رفته است.اولین توجیهی که از افرادی ،که  از به دنیا اوردن فرزند امتناع میکنند  می شنویم،توجیه اقتصادیست.

در حالیکه این آیه‌ی قرآن بدون شک گویاترین پاسخ به سیاست‌های سازمان جهانی بهداشت در سطح کلان، و خانواده ها،در سطح خرد درباره‌ی تنظیم خانواده و جمعیت به بهانه‌ی مسائل اقتصادی است؛ هرچند ما در دورانی از این آیه غافل شدیم...؛

"...و فرزندان خود را از ترس فقر و تنگدستى نکشید، ماییم که آن‌ها و شما را روزى مى‏دهیم، حقا که کشتن آن‌ها گناهى بزرگ است"

با وجود این، افزایش تعداد فرزندان خانواده را مترادف با فشار اقتصادی بر مردم انگاشته اند  و تمامی‌ تحقیقات‌ سیاست‌های‌ جمعیتی،‌ که‌ از جانب‌ سازمان‌ ملل‌ متحد پشتیبانی‌ می‌شوند، این موضوع را تأیید می‌کنند.

و این درحالیست که افراد متمکن جامعه هم که امکانات مالی خوبی برای  فرزنداوری دارند،اغلب تک فرزندی را ترجیح میدهند.

در چالش‌های اقتصادی کشورهای جهان سوم، این واقعیت نادیده گرفته می‌شود که‌ عواملی‌ چون‌ سیطره‌ی کشورهای‌ غربی‌ بر سرنوشت‌ این‌ کشورها و غارت‌ منابع‌ ملت‌ها و همچنین‌  فسادهای سیاسی‌ و اقتصادی‌ و اجتماعی‌ در ایجاد مشکلات‌ اقتصادی‌ در کشورهای‌ اسلامی‌ سهیم‌ هستند؛ پس، می‌توان نتیجه گرفت رشد جمعیت،‌ رابطه‌ای‌ با فشار اقتصادی‌ ندارد. از سوی دیگر، غرب و آمریکا از یک سو کشورهای مسلمان را با روش‌هایی مانند تحریم تحت فشار اقتصادی قرار می‌دهند و از سوی دیگر این فشارها را به تعداد فرزندان خانواده نسبت می‌دهند؛ در حالی که جمعیت در صورت برنامه‌ریزی مناسب، می‌تواند چرخ‌های تولید را هم به چرخش در بیاورد و نیروی انسانی مولد یکی از زیربناهای توسعه‌ی اقتصادی است.

در قرنی که پیش روی ما است، مزیت نسبی را انسان می‌آفریند. پس با نگرشی درست به انسان، او یک نیروی خلاق و تولیدکننده است. از آن‌جا که مزیت نسبی همراه با دانش فنی توسط انسان پدید می‌آید، تحقیقات -علاوه بر تأثیر مهارت و آموزش او در رشد اقتصادی- رویکردی نوین نیز یافته که بررسی و تأکید بر نقش، اندازه و رشد جمعیت بر رشد اقتصادی، از آن جمله است

با توجه به نقش جمعیت در پیشرفت یک جامعه،مخالفان ازدیاد جمعیت در کشورهای درحال توسعه و بویژه کشورهای اسلامی،با استدلال های خاص خود و همچنین درلوای  اقدامات بشر دوستانه و موافق بهداشت جهانی اقداماتی را در جهت کاهش جمعیت انجام داده اند.

«ساموئل هانتینگتون» تئوری‌پرداز شهیر انگلیسی و مبدع نظریه ی «برخورد تمدن‌ها» در سخنرانی خود، ازدیاد نسل جوان در کشورهای اسلامی را بسیار نگران‌کننده تلقی می‌کند. به اعتقاد او، ترکیب جمعیتی جوان است که نیروهای اجتماعی را برای سازمان‌ها و نهضت‌های اسلامی آماده می‌کند و در این میان، از انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان نمونه یاد کرده است.

 بنا به تاکید هانتینتون در دهه گذشته، جوانان در بسیارى از جوامع مسلمانان بیشتر از ۲۰ درصد رشد داشته ‏اند. این نسلى است که نیروهاى اجتماعى را براى سازمان ها و نهضت هاى اسلامى آماده مى‏ کند. وی به طور نمونه به افزایش نسبت جمعیت جوانان در سال ۱۹۷۰ اشاره می کند و می افزاید:‌ در این دهه، انقلاب اسلامى ایجاد شد. افزایش ۲۰ درصدى جمعیت جوانان را در الجزایر، در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ منجر به پیروزى مسلمانان در انتخابات شد. از سوی دیگر جمعیت هاى بزرگتر نیازمند منابع بیشترى هستند. مردم این جوامع در آینده مجبور خواهند شد براى رفاه خود به فکر اشغال اراضى دیگران باشند. همچنین کنار هم قرار گرفتن مسأله رشد جمعیت در یک فرهنگ و کند بودن رشد جمعیت در فرهنگ دیگر، نیازمند تعدیل سیاسى و جلوگیرى از خشونت است. بنا به تاکید وی جمعیت کشورهاى اسلامى به گونه‏ اى چشمگیر در حال افزایش است. این مسأله ظرف بیست سال آینده باعث مهاجرت دسته‏جمعى جوانان مسلمان جویاى کار به غرب خواهد شد که با توجه به ظهور پدیده بیدارى اسلامى و مقابله با ارزشهاى فرهنگى غرب که براى غرب یک خطر محسوب مى‏ شود.

از طرفی هم در دهه‌ی هفتاد و در زمان هنری کسینجر، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور وقت آمریکا، پروژه‌ای درباره‌ی تأثیر روند رشد جمعیت جهانی بر امنیت ملی آمریکا طراحی و انجام شد. این پروژه روند فزاینده‌ی رشد جمعیت جهانی را بر خلاف امنیت ملی آمریکا می‌دانست و با تشریح استراتژی آمریکا در مورد جمعیت جهانی، سیاست‌ها، راهکارها، چگونگی همکاری سازمان‌های بین‌المللی و روش ترغیب و اقناع رهبران کشورهای مورد نظر برای کاهش روند رشد جمعیت را تبیین می‌کرد. این پژوهش می گوید:‌ افزایش جمعیت در کشورهای کمتر توسعه‌یافته با منابع غنی منجر به افزایش مصرف این منابع در راستای تأمین رفاه و معیشت مردم آن کشورها شده است و در نتیجه نفت و دیگر منابع با افزایش قیمت و در واقع کاهش دسترسی غرب و آمریکا مواجه می‌شوند و منافع اقتصادی آن‌ها را به خط می‌اندازد

 این رشد جمعیت اما به معنای جابجایی معادلات قدرت در جهان است. به این مفهوم که با پیشرفت علم و تکنولوژی عواملی مانند زمین و سرمایه کمرنگ می شود و به جای آنها این نقش نیروی انسانی است که توازن معادلات قدرت جهانی را به سمت و سوی کشورهایی با نیروی انسانی بیشتر جابجا می کند. از همین روی، پس از بررسی‌های مختلف در قالب پروژه‌های متعددی که در آمریکا و کشورهای اروپایی روی رشد جمعیت در کشورهای مسلمان و در حال توسعه و تأثیر آن در معادلات سیاسی و اقتصادی جهان و جابه‌جایی احتمالی قدرت انجام گردید و تخمین زده شد که جمعیت این کشور‌ها تا سال ۱۹۹۹ به ۵ میلیارد نفر افزایش پیدا می‌کندبه باور وی وقتی جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله به ۲۰ درصد کل جامعه برسند ترکیب جمعیتى چنین رشدى، ممکن است عواقب اجتماعى و سیاسى داشته باشد زیرا جوانان به دنبال اصلاحات، انقلاب و اعتراضات هستند. از لحاظ تاریخى، گروه هاى جوان ایجاد شده و به همراه آن، نهضتهاى بزرگى براه افتاده‏اند.

روز ۱۱ جولای ۱۹۸۹ روز جهانی جمعیت و سیاست‌های تنظیم خانواده،توسط دفتر برنامه‌ی توسعه‌ی سازمان ملل متحد تعیین شده که  این روز درست معادل ۲۰ تیر ماه ۱۳۶۸ در کشور ماست ؛‌ در راستای اهدافی که برشمردیم  و با ترفندهای زیرکانه از آن به بعد  رفته رفته شعارهایی همچون "‌فرزند کمتر زندگی بهتر" بر ذهن مردم کشورمان حاکم میشد و تصویب قانون تنظیم خانواده و جمعیت در سال ۱۳۷۲ نیز موجب شد تا رشد جمعیت کشورمان از ۶.۸ در سال ۶۵ ظرف مدتی بسیار کوتاه تر از زمان پیش بینی شده به ۱.۳ در سال ۹۰ برسد.

به گفته ی رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان درست در زمانی که از نظر علمی و عملی خطر پیری جمعیت و کاهش رشد جمعیت را درک کردند برای غرب به ویژه (اروپا و آمریکا و کانادا و حتی اسرائیل) سیاست‌های افزایش جمعیت و تشویق به آن و برای شرق به ویژه کشورهای اسلامی و ایران، سیاست‌های کاهش جمعیت ابلاغ شد و در حالیکه جمعیت شناسان بر بوجود امدن بحران پیری جمعیت تاکید میکنند،دشمنان قسم خورده ی ما در حالیکه به مخالفت با ازدیاد جمعیت و نفی آن می پردازند و مضرات آن را بازگو می کنند ،خود در پی افزایش جمعیت در کشورشان هستند و مثل همیشه تناقض های رفتاری خود را اشکارتر می سازند.از صداهای مخالف  سرسخت ازدیاد جمعیت در ایران شبکه های ماهواره ای هستند به همین منظور بی بی سی فارسی درصدد ایجاد توقعی بود که ابتدا دولت باید کمک کند سپس  مردم با دریافت این کمک ها، اقدام به  فرزندآوری کنند.

اهمیت این موضوع همین جا مشخص میشود که اگر مسئله، موضوع پیش پا افتاده ای می بود، تنها در شبکه بی بی سی، ده ها ساعت وقت برای معکوس کردن این حرکت صرف نمی شد.

تحت تاثیر سیاست کاهش جمعیت  مرد و زن حتی اگر صاحب دوفرزند هم باشند در واقع خود را بازتولید کرده اند و  سهمی در افزایش جمعیت ندارند؛

کاهش جمعیت  در بلند مدت به پیری جمعیت می انجامد و در نتیجه جامعه از بهره بردن از نیروی بانشاط و جوان محروم می ماند و کمبود نیروی کار و همچنین القا نمودن سبک خاصی از زندگی که زنان شاغل را دارای  پرستیژ اجتماعی می داند،باعث ازدواج های دیرهنگام  شده و همچنین سبب میشود جمعیت کثیری از زنان برای کار به بیرون از خانه رفته و در نتیجه از بدنه ی اصلی خانواده جدا شده و تمایل چندانی به باروری نداشته باشند و اکثرا به اوردن یک فرزند اکتفا کنند؛ این چرخه به همین منوال  تکرار میشود که در بلند انحطاط یک کشور و ملیت را سبب می شود.

حال در این میان نرخ طلاق که روند رو  به افزایش دارد  و خانواده های تک والد را بوجود می اورد را هم باید در نظر داشت.

آمار و ارقام رشد جمعیت در کشور ما  به مرز هشدار رسیده‌اند و با توجه به نرخ رشد جمعیت 1.29درصدی در سال، اگر به زودی برای افزایش این نرخ رشد کاری نکنیم، تا سال 95 به «چاله‌ی جمعیتی» می‌افتیم؛

گاهی آمار زنگ خطری است که نشان می‌دهد راه رفته اشتباه بوده و تا دیر نشده باید برای جبران مافات مسیر را تغییر داد.

رهبر معظم انقلاب اخیرا به شدت بر ازدیاد جمعیت تاکید کرده  اند و عمق فاجعه را بارها به مسئولین و مردم گوش زد کرده اند.

امید است با سیاست گذاری های صحیح و بخصوص حمایت از جوانان در بحث ازدواج،و فرهنگسازی صحیح و همچنین ترویج سبک  زندگی ایرانی-اسلامی  گام های مؤثری در جهت افزایش جمعیت برداشته شود.

نویسنده:زهرا سوهانکی

نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : چهارشنبه ۲۴ دی۱۳۹۳
زمان : 19:36
تا سی روز شیاطین از این خانه دور هستند


 

آیةالکرسی در زمره ی آیاتی از قرآن کریم می باشد که از سوی ائمه اطهار(ع) تأکید فراوانی بر تلاوت آن شده است،

در این باره از حضرت محمد(ص) نقل شده است:

هر کس آیةالکرسی را تلاوت نماید، چون از در خانه ی خویش بیرون رود، خداوند هفتاد هزار فرشته می فرستد که برای آن فرد استغفار نمایند و چون به خانه بازآید و آن را بخواند، خداوند فقر و تنگدستی را از او دور می سازد؛ و در جایی دیگر می فرمایند: آیةالکرسی در خانه ای خوانده نمی شود مگر آن که شیاطین به برکت آن تا سی روز از آن خانه دور می شوند و مرد و زن سحر کننده تا چهل روز داخل آن خانه نمی شوند، و نیز بیان داشته اند: به راستی که عظیم ترین و بزرگترین که آیه در قرآن آمده است، آیةالکرسی می باشد و هر کس آن را تلاوت کند، خداوند فرشته ای بر او می فرستد تا عمل های نیک در نامه ی اعمال او ثبت نماید و عمل های بَد و گناهان او را محو سازد.
علاوه بر این از امام باقر (ع) روایت شده است که ایشان فرموده اند: هر کس آیةالکرسی را یک بار بخواند، خداوند هزار امر ناخوشایند از آخرت را از او برطرف می نماید که آسانترین ناخوشایندی های دنیا فقر و آسانترین ناخوشایندی های آخرت، عذاب قبر می باشد، و همچنین می فرمایند: هر کس بعد از وضو، یک بار آیةالکرسی را بخواند، خداوند متعال چهل سال عبادت را به او عطا خواهد نمود و چهل درجه او را بالا برد و چهل حوریه با او تزویج می نماید.
همچنین در باب خواندن آیةالکرسی قبل از خواب از پیامبر (ص) نقل شده است: هر کس آیةالکرسی را در وقت خواب قرائت نماید، خداوند متعال فرشته ای را برای او می فرستد که او را تا صبح از جمیع بلاها و مکروهات حفظ می نماید و همچنین امام رضا (ع) می فرمایند: کسی که به هنگام خواب آیةالکرسی بخواند، از فلج شدن ترسی نخواهد داشت و کسی که آن را پس از هر نماز بخواند، هیچ گزنده ی زهرداری به او آسیب نخواهد رسان و از امام صادق (عَلیه السَلام) منقول است که برای در امان بودن از خواب های وحشتناک، هنگامی که به محل خوابت رفتی، سوره ی فلق و آیةالکرسی را بخوان و البته بدان که آیةالکرسی فضیلتش بیشتر است.

پی نوشت ها:
1- شیخ صدوق. ثواب الاعمال: 223.
2- طبرسی. مجمع البیان، ج 1: 360.
3- کریم خانی. ذکرهای آسمانی: 160- 164.
منبع:قدس


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : دوشنبه ۲۲ دی۱۳۹۳
زمان : 13:50
بچه شیعه



نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : یکشنبه ۱۴ دی۱۳۹۳
زمان : 10:41
بوی تعفن


khatami2


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : یکشنبه ۱۴ دی۱۳۹۳
زمان : 10:38
کبیره ترین گناهان کبیره چیست؟


عمروبن عبید بصری بر (پدرم) امام صادق علیه‌السلام در آمد. همین که سلام کرد و نشست، این آیه را تلاوت کرد: «وَ الَّذینَ یجْتَنِبُونَ کَبائِرَ اْلإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ» و آن‌گاه از خواندن بقیه آیه خودداری کرد. امام صادق علیه‌السلام پرسید: چرا سکوت کردی؟ گفت: دوست دارم اول گناهان کبیره را از نظر قرآن کریم بشناسم. حضرت فرمود: عیبی ندارد. ای عمرو! بزرگ‌ترین کبایر عبارت است از:

1. شرک به خدای تعالی است، به دلیل این کلام خدای عزوجل که می‌فرماید: «إِنَّ اللّهَ لا یغْفِرُ أَنْ یشْرَکَ بِهِ»، و این آیه که می‌فرماید: «إِنَّهُ مَنْ یشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النّارُ وَ ما لِلظّالِمینَ مِنْ أَنْصارٍ» مائده/72 ؛ و کسی که به خدا شرک بورزد، خدا بهشت را بر او حرام کرده و جایگاهش آتش است). از دیگر گناهان کبیره، قتل نفس است (یعنی کشتن انسانی که خدای تعالی ریختن خون او را جایز ندانسته و در نتیجه بدون حق نباید کشته شود) و درباره این گناه فرموده: «وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِدًا فیها» و کسی که مؤمنی را عمداً به قتل برساند، کیفرش جهنم است؛ در حالی‌که همیشه در آن خواهد بود

2. و بعد از شرک به خدای تعالی، نومیدی از رحمت او است؛ چون در این باره فرموده:«إِنَّهُ لا ییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ» یوسف/87؛ و از رحمت خدا مایوس نمی‌شوند، مگر مردم کافر.

3. و سپس ایمنی از مکر خدای تعالی است؛ چون خدای تعالی او را خاسر و زیانکار خوانده و فرموده «فَلا یأْمَنُ مَکْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ» اعراف/99 .

4. یکی دیگر از گناهان کبیره‌ای که در قرآن آمده، عقوق والدین است و خداوند که عاق والدین را جبار و شقی نامیده و از قول عیسی علیه‌السلام نقل کرده که فرمود: «وَ بَرًّا بِوالِدَتی وَ لَمْ یجْعَلْنی جَبّارًا شَقِیا» مریم/32؛ خدا مرا در برابر مادرم نیکوکار کرده، و مرا جبار و شقی قرار نداد.

5. از دیگر گناهان کبیره، قتل نفس است (یعنی کشتن انسانی که خدای تعالی ریختن خون او را جایز ندانسته و در نتیجه بدون حق نباید کشته شود) و درباره این گناه فرموده: «وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِدًا فیها» نساء/93؛ و کسی که مؤمنی را عمداً به قتل برساند، کیفرش جهنم است؛ در حالی‌که همیشه در آن خواهد بود . از گناهان کبیره جادوگری (سحر) است؛ چون خدای تعالی درباره آن فرموده: «وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی اْلآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ» ساحران به خوبی می‌دانند کسی که سحر را بر کتاب خدا ترجیح دهد، در آخرت نصیبی ندارد

6. نسبت زنا به زنان بی‌گناه دادن که خدای تعالی درباره این گناه فرموده: «إِنَّ الَّذینَ یرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ» نور/23 ؛ کسانی که زنان مؤمن پاکدامن و از همه جا بی خبر را تهمت زنا می‌زنند، در دنیا و آخرت لعنت شده‌اند و عذابی عظیم دارند.

7. گناه کبیره دیگر، خوردن مال یتیم است؛ چون قرآن کریم درباره‌اش می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیتامى ظُلْمًا» نساء/10؛ کسانی که اموال یتیمان را به ظلم می‌خورند، جز این نیست که آتش در شکم خود می‌کنند.

8. گناه کبیره دیگر، فرار از جنگ است؛ چون خدای تعالی درباره آن می‌فرماید:«وَ مَنْ یوَلِّهِمْ یوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاّ مُتَحَرِّفًا لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَیزًا إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ» انفال/16؛ و کسی که پشت به دشمن کند، بدون اینکه بخواهد حیله جنگی به کار برد، و یا به جمعیتی بپیوندد تا او را کمک کنند، با خشم خدا روبه‌رو شود، و چنین کسی جای در دوزخ دارد که چه بد سرانجامی است.

9. ربا خواری که خدای تعالی درباره آن فرموده: «الَّذینَ یأْکُلُونَ الرِّبا لا یقُومُونَ إِلاّ کَما یقُومُ الَّذی یتَخَبَّطُهُ الشَّیطانُ مِنَ الْمَسِّ» بقره/275؛ (آنها که ربا می‌خورند از جای بر نمی‌خیزند، مگر مثل کسی که شیطان با تماس خود مُخْبِطش کرده است. و نیز درباره رباخواران فرموده: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ» بقره/279؛ حال اگر باز هم از این عمل دست بردار نیستید، اعلام جنگ با خدا و رسولش دهید. دیگری سوگند دروغ است؛ چون خدای تعالی درباره آن می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ ایمانِهِمْ ثَمَنًا قَلیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَةِ» مسلماً کسانی که با عهد خدا و سوگندهاشان بهایی اندک را به دست می‌آوردند، اینان در آخرت هیچ بهره‌ای ندارند

10. از گناهان کبیره جادوگری (سحر) است؛ چون خدای تعالی درباره آن فرموده: «وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی اْلآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ» بقره/102؛ ساحران به خوبی می‌دانند کسی که سحر را بر کتاب خدا ترجیح دهد، در آخرت نصیبی ندارد.

11. یکی دیگر از گناهان کبیره زنا است؛ زیرا خدای تعالی می‌فرماید: «وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِکَ یلْقَ أَثامًا ، یضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ یخْلُدْ فیه مُهانًا» فرقان/68 ـ 69؛ و کسی که این گناه را مرتکب شود، با عقوبتی روبه‌رو خواهد شد و روز قیامت عذاب برای او مضاعف گشته، با ذلت در آن جاودانه خواهد زیست.

12. دیگری سوگند دروغ است؛ چون خدای تعالی درباره آن می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ ایمانِهِمْ ثَمَنًا قَلیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَةِ» آل عمران/77؛ مسلماً کسانی که با عهد خدا و سوگندهاشان بهایی اندک را به دست می‌آوردند، اینان در آخرت هیچ بهره‌ای ندارند.

13.غلول؛ یعنی دزدیدن از غنیمت است که خدای تعالی درباره آن فرمود: «وَ مَنْ یغْلُلْ یأْتِ بِما غَلَّ یوْمَ الْقِیامَةِ» آل عمران/161؛ و کسی که از غنیمت بدزدد و در آن خیانت کند، روز قیامت با همان خیانتش می آید.

14. ندادن زکات واجب؛ چون خدای سبحان درباره آن می‌فرماید: «یوْمَ یحْمى عَلَیها فی نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ» توبه/35؛ روزی که بر آن گنجینه‌ها در آتش جهنم می‌دمند تا سرخ شود، آن‌گاه با همان پولها پیشانی و پشت و پهلویشان را داغ می‌زنند.

15. شهادت دروغ و کتمان شهادت است؛ چون خدای فرموده: «وَ مَنْ یکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ » بقره/283؛ و کسی‌که شهادت را کتمان کند، قلبش گنهکار است.

16. شرب خمر و می‌گساری؛ زیرا خدای تعالی آن‌را معادل بت ‌پرستی قرار داده است.

17. ترک نماز عمداً.

18. ترک هر عملی که خدای تعالی آن را واجب کرده؛ به دلیل اینکه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: کسی که نماز را عمداً ترک کند، ذمه خدا و ذمه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از او بری و بیزار است.

19. قطع رحم؛ زیرا خدای تعالی فرموده: «أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّارِ» رعد/25؛ اینان مشمول لعنت خدایند، و منزل بد که (همان دوزخ) است از آن ایشان است. عمروبن‌عبید از نزد امام صادق علیه‌السلام بیرون می‌شد، در حالی که صدایش به گریه بلند بود، و می‌گفت: هلاک شد هر کس که به رای خود فتوا داد، و با شما ـ اهل بیت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در فضیلت و علم معارضه کرد.

منبع:من وحی القرآن، ج7 ،ص 209ـ210؛ مجمع البیان، ج 3 ،ص 62؛


نویسنده : اسماعیل تذرو
تاریخ : شنبه ۶ دی۱۳۹۳
زمان : 11:22


مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir



دانشنامه عاشورا

روزشمار محرم عاشورا






پایگاه جامع عاشورا